مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh ابن خلدون

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: ابن خلدون

  1. #1
    هر نتی که از عشق بگوید، زیباست... حالا سمفونی پنجم بتهون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست...
    Parnian آواتار ها
    وضعیت : Parnian آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    نوشته ها : 1,879
    سپاس ها : 4,267
    سپاس شده 4,230 در 1,374 پست
    یاد شده
    در 4 پست
    تگ شده
    در 522 تاپیک

    ابن خلدون

    ابن‌خلدون (۸۰۸-۷۳۲ قمری)، سیاست‌مدار، جامعه‌شناس، انسان‌شناس، تاریخ‌نگار، فقیه و فیلسوف مسلمان، در تونس به دنیا آمد. عبدالرحمن آموزش‌های آغازین را را نزد پدرش فرا گرفت و سپس نزد علمای تونسی قرآن و تفسیر، فقه، حدیث، علم رجال، تاریخ، فن شعر، فلسفه و منطق آموخت. او در دربار چند امیر در مراکش و اندلس (اسپانیا) به کار سیاسی پرداخت، اما در ۴۲ سالگی به نگارش کتابی پیرامون تاریخ جهان رو آورد که مقدمه‌ آن بیش از خود کتاب شناخته شده است. او را از پیشگامان تاریخ‌نویسی به شیوه‌ علمی و از پیشگامان علم جامعه‌ شناسی می‌ دانند.


    زندگی نامه

    ابوزیدعبدالرحمن‌ بن‌ محمد بن‌ خلدون تونسی، سیاست‌مدار، جامعه‌شناس، تاریخ‌نگار و فقیه مالکی مذهب در تونس به دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتی را نزد پدرش آموخت و سپس نزد علمای تونسی قرآن و تفسیر، فقه، حدیث، علم رجال، تاریخ، فن شعر و فلسفه آموخت. وی پس از تکمیل تحصیلات در آفریقیه (تونس) به مغرب (مراکش) و سپس الجزایر رفت و دوباره به مغرب بازگشت و پس از آن که اطلاعات مفیدی درباره‌ کشورهای شمال آفریقا به دست آورد، در سال ۷۶۴ به آندلس (اسپانیای امروز) رفت و در غرناطه (گرانادا) به حضور سلطان محمد پنجم رسید.
    ابن‌خلدون پس از دو سال به شمال آفریقا بازگشت. او در هر یک از کشورهای مغرب بزرگ عربی (تونس، الجزیره و مراکش) که می‌رفت به علت کثرت معلوماتی که در زمینه فقه و علوم دیگر داشت قدر می‌دید و بر صدر می‌نشست. او مدت‌ها در تونس و شهر فاس در مراکش به وزارت امیران محلی مشغول بود و نیز بارها از جانب امیران شمال آفریقا در تونس، مغرب و الجزایر به سمت قاضی القضاتی رسید. با این حال در زمانی که در وهران الجزایر به سر می برد مورد خشم سلطان قرار گرفت و مدت ۴ سال در قلعه ابن سلامه زندانی شد.
    او در زندان ، به نوشتن کتاب معروف تاریخ خود به نام کتاب "العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر" مشغول شد و پس از آزادی از زندان به نوشتن آن ادامه داد تا آن که کتاب را به پایان رساند. مقدمه‌ این کتاب که اکنون با عنوان مقدمه‌ ابن‌خلدون شهرت دارد خود شاهکاری بزرگ در فلسفه تاریخ و جامعه شناسی به شمار می‌آید. (این کتاب را محمد پروین گنابادی به فارسی ترجمه کرد که بارها به چاپ دیگر رسیده است.)
    ابن‌خلدون پس از آزادی از زندان، از وهران الجزایر به تونس رفت. در نیمه شعبان ۷۸۴ با کشتی راهی بندر اسکندریه شد و از آن‌جا به قاهره رفت. در قاهره به دستور الملک الظاهر سیف الدین، ازممالیک برجی مصر، به سمت استادی جامع الازهر، که امروزه دانشگاه الازهر نامیده می شود، رسید و در آن جا به آموزش و پرروش دانشجویان پرداخت و به جایگاه قضاوت نیز رسید. ابن‌خلدون از مصر برای زیارت خانه‌ خدا به مکه رفت و از آن‌جا به سوی شام رهسپار شد. در دمشق بود که دیدار مشهور او با امیر تیمور گورکانی رخ داد. در آن دیدار ابن‌خلدون مورد توجه تیمور قرار گرفت. ابن‌خلدون بار دیگر به قاهره بازگشت و بقیه عمر خود را در مصر گذرانید. سرانجام، در ۸۰۸ قمری، در ۷۶ سالگی درگذشت و در مزار صوفیان، در بیرون باب النصر (دروازه پیروزی) قاهره، به خاک سپرده شد.


    نظریه‌های تاریخی
    شناخته‌ شده‌ ترین اثر ابن‌خلدون کتاب تاریخ اوست که مقدمه‌ آن از خود اثر بسیار مهم‌تر است. ابن‌خلدون در زمان خود و حتی از زمان مرگش تا امروز به داشتن شیوه‌ای در تاریخ نگاری علمی و تاریخ اندیشی شهره بوده است. این شهرت به سبب بینش تاریخی عمیق، ابتکار شیوه‌ای نو و ابداع یک دانش جدید (علم العمران) برای تمیز درستی و نادرستی خبرهای تاریخی و برخورد با تاریخ به مثابه یک علم است. او تألیف‌های خود را بر اساس یک مقدمه (به معنای علمی و عام آن، نظریه) و سه کتاب قرار داده است. مقدمه در فضیلت دانش تاریخ و بررسی روش‌های پژوهشی آن و اشاره به روش‌های نادرست تاریخ‌نگاران در بیان رویدادهای تاریخی است.
    کتاب نخست در اجتماع و تمدن و یاد کرد عوارض ذاتی آن است. کتاب دوم در اخبار عرب و قبیله‌ها و دولت‌های مختلف و برخی از ملت‌ها و دولت‌های مشهور است که با او هم زمان بوده‌اند و کتاب سوم در اخبار بربرها و کشورها و دولت‌های پیش از زمان مؤلف به ویژه حکومت‌های موجود در مغرب عربی (شمال تونس، الجزایر و مراکش کنونی) است.
    گزافه نخواهد بود اگر گفته شود که نام ابن‌خلدون با نام مقدمه او مترادف شده است. به تعبیر دیگر اگر مقدمه نبود، تاریخ ابن‌خلدون و نام او فقط در ردیف بسیاری از آثار و نام‌های تاریخ‌نگاران عالم اسلام مطرح می‌شد و چه بسا تاریخ او از نظر اهمیت به پای آثار بزرگان این رشته چون طبری، مسعودی و ابن اثیر نمی‌رسید،‌ ولی موضوع‌هایی که وی در مقدمه از جهت مبانی نظری تاریخ، تمدن و عمران (جامعه‌شناسی) آورده، اثر او را از آثار دیگر ممتاز کرده است. این کیفیت شگفت‌انگیز و نو آورانه‌ مقدمه را می‌توان پیامدی از آن ویژگی روحی و رفتاری ابن‌خلدون دانست که معاصرانش آن را "گرایش به مخالفت با هر چیز" خوانده‌اند.
    ابن‌خلدون در مقدمه، ارتباط دانش عمران با تاریخ را روشن می کند. منظور او از دانش عمران (علم العمران) علم جامعه‌شناسی است. به نظر او تاریخ‌نگاران باید با دیدی جامعه‌ شناختی، تاریخ را بنویسند. به روشنی می‌گوید که تاریخ‌نگار باید خبرها را در چارچوب علم عمران عرضه کند و می نویسد که تاریخ دارای ظاهر و باطن است. تاریخ در ظاهر اخباری است درباره‌ روزگاران و دولت‌های پیشین و معمولا برای تمثیل و تزئین کلام به کار می‌رود، اما در باطن تفکر و تحقیق درباره‌ حوادث و مبادی آن‌ها و جست و جوی دقیق برای یافتن علل آن‌ها ست و چون از کیفیت رویدادها و علت حقیقی آن‌ها بحث می‌کند "علمی" است سرچشمه گرفته از حکمت و سزاست که از دانش های آن شمرده شود.
    ابن‌خلدون هر فصلی از مقدمه را با نقل یکی از آیه‌های قرآنی پایان می‌بخشد. بنابراین گفته‌اند که او عقل و عرفان هر دو را با هم داشته و هر دو را به کار برده است. ابن‌خلدون عامل‌های بسیاری را که در جامعه‌های بشری باعث جهش و ترقی می‌شود، نام می برد. یکی از این عامل‌ها عصبیت است؛ عصبیتی به مفهوم همبستگی اجتماعی. همبستگی که او از آن یاد می کند، عصبیت دوره‌ جاهلیت نیست بلکه همبستگی‌های عقلانی است که پس از دوره‌ جاهلی باعث ایجاد دولت و ملت واحدی در محدوده‌ جغرافیایی خاص می‌شود. جامعه شناسان معاصر، ابداع مفهوم ناسیونالیزم در جامعه‌های بشری را در اصل از نو آوری‌های ابن‌خلدون می‌دانند که آن‌ها را در سده‌ چهاردهم میلادی به صورت عصبیت عنوان نمود.
    ابن‌خلدون کلید شناخت علمی تاریخ را در گرو شناخت علم عمران ( جامعه شناسی ) می داند . به همین جهت است که می گوید : «انسان دارای سرشتی مدنی است، یعنی ناگزیر است اجتماعی زیست کند که در اصطلاح آن را مدنیت گویند و معنی عمران همین است.» ابن‌خلدون از علت انحطاط و سقوط قوم‌ها نیز بحث می کند و می‌گوید: «توحش، همزیستی، عصبیت‌ها و انواع جهان‌گشایی‌های بشر و چیرگی گروهی بر گروه دیگر، در ترقی و انحطاط ملت‌ها تأثیر مستقیم دارد.» به همین دلیل است که ابن‌خلدون را مونتسکیوی جهان اسلام می‌گویند، زیرا مونتسکیو نیز، پس از ابن‌خلدون، از دید تاریخی علمی درباره انحطاط رومیان نظریه‌هایی داده است که مورد تأیید همه‌ تاریخ‌نگاران قرار گرفته است.
    ابن‌خلدون بر این باور بوده است که برای بهره‌مندی درست از تجربه‌های گذشتگان، که به صورت خبرها و روایت‌هایی به ما رسیده است، به منبع‌ها و دانش‌های گوناگونی نیاز هست که باید آن‌ها را به نگرش درست باهم مقایسه و تجزیه و تحلیل کرد تا از لغزیدن در پرتگاه نادرستی در امان بمانیم. به همین خاطر است که در مقدمه‌ خود مطالب گوناگونی پیرامون زندگی اجتماعی انسان بیان می‌کند تا جایی که اندیشمندان پیشین و کنونی گاهی آن را یک دانش‌نامه (دایره المعارف) دانسته‌اند.


    برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: تاریخ ما




  2. 17 کاربر از پست مفید Parnian سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •