سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh همه چیز در مورد آدولف هیتلر (رایش سوم) و نازیها

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38
نمایش شاخه ای3علاقمندی ها

موضوع: همه چیز در مورد آدولف هیتلر (رایش سوم) و نازیها

  1. #1
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,241
    سپاس شده 4,256 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    همه چیز در مورد آدولف هیتلر (رایش سوم) و نازیها

    تقریبا صد و چهارده سال پيش، دريك غروب بهارى در منطقه سرسبز باواريا ( مرز ميان آلمان و اتريش) ، آلويس و كلارا صاحب فرزندى شدند كه نامش را آدولف گذاشتند.

    آلويس هيتلر كارمند اداره گمرك بود و به همين جهت دوست داشت كه پسرش نيز راه او را ادامه دهد وكارمند شود. از اين رو با آنكه درآن زمان در وضعيت مالى بدى قرار داشت پسرش را براى تحصيل به مدرسه فرستاد اما آدولف نمى خواست كارمند شود. او كارمند شدن را همتراز اسارت مى دانست و از اينكه بله قربان گوى كس ديگرى باشد متنفر بود. به همين جهت با آنكه پدرش سخت مخالف بود به هنر نقاشى روى آورد. ديرى نپاييد كه نخست پدر و سپس مادرش را از دست داد و او مجبور شد كه براى ادامه زندگى به تنهايى به وين، پايتخت بزرگ و ثروتمند آن زمان اروپا ، گام بگذارد. او در آنجا روزگار سختى را پشت سرگذاشت. در سال 1914 يعنى درست در سالى كه جنگ اول جهانى رخ داد به آلمان هجرت كرد و چون تعصبات ملى قويى داشت به جبهه اعزام شد و آن طور كه دوستانش مى گويند رشادتهاى زيادى از خود نشان داد تا آنجا كه به مدال صليب شجاعت كه تا آخر عمر با افتخار به گردن مى آويخت نائل گشت.

    به سبب جراحتهاى جنگ در بيمارستان بسترى بود كه خبر شكست آلمان را به گوشش رساندند. اين تلخ ترين خبرى بود كه تا آن زمان شنيده بود و او را منقلب نمود.او سياستمداران را مسببين اصلى اين شكست مى دانست و به همين جهت بود كه نسبت به حكومتى كه آنان بنام جمهورى وايمار تشكيل دادند هيچگاه خوشبين نبود.

    پس از جنگ او در قسمت تبليغات ارتش به كار مشغول شد تا زمانيكه وارد حزب كارگران آلمان گشت. اين همان حزبى است كه بعدها بنام حزب ناسيونال سوسياليسم آلمان بزرگترين حزب آلمان گرديد.

    حزب كارگران حزبى كوچك و متشكل از نهايتا 10 عضو و تعدادى هوادار بود. اما با مديريت، فعاليت و كوششهاى آدولف هيتلر و همچنين ابداعاتش از قبيل ساختن پرچم و سرود براى حزب و نيز برگزارى جلسات حزبى در اماكن مطرح و همچنين تاسيس روزنامه برا ى حزب رفته رفته تبديل به حزبى بزرگ شد تا آنجا كه دست به يك كودتا زدند كه بعدها بنام كودتاى آبجوفروشى مشهور شد. كودتايى كه در آن هيتلر و ديگر افراد حزب بر عليه دولت جمهورى براه انداختند. اما به سبب خامى او و همكارانش در اين راه با شكست مواجه شدند و نه تنها همگى را به زندان افكندند بلكه حزب تعطيل و غير قانونى اعلام و از هرگونه فعاليتى منع گرديد.

    هر كس ديگرى بود دست از كار مى كشيد و يا حداقل در زمانى كه در زندان بود حركتى نمى كرد اما اين شخصيت خارق العاده دست به يكى از بزرگترين اعمال خويش زد، نوشتن كتابنبرد من .

    كتاب نبرد من بعدها بعنوان كتاب مقدس نازيها ( اعضاء حزب ناسيونال سوسياليسم ) درآمد كه در آن ريشه هاى فكرى رايش سوم بيان گرديده است. رايشى كه بزرگترين امپراتورى آلمان لقب گرفت.

    پس از آزادى او با دولت توافق نمود كه بر عليه آنان حركتى انجام ندهد و اينچنين بود كه بار ديگر حزب را رو به جلو به پيش راند.

    حزب نازى به علت نبوغ سياسى هيتلر به سرعت حزب اول آلمان شد و در پارلمان اكثريت كرسيها را به خود اختصاص داد بطوريكه هرمان گورينگ يكى از نزديكترين ياران هيتلربه عنوان رئيس پارلمان انتخاب گرديد.

    سرانجام در 30 ژانويه 1933 ژنرال هيندنبورگ رئيس جمهور سالخورده آلمان آدولف هيتلر را به عنوان صدراعظم آلمان برگزيد و اين لحظه تاريخى آغاز رايش سوم مى باشد.

    هيتلر پس از به قدرت رسيدن به سرعت وضع اقتصادى آلمان را بهبود بخشيد و با اينكه در پيمان ورساى آلمان حق داشتن نيروى نظامى را نداشت با نيرنگ يك نيروى نظامى براى آلمان آفريد كه تا آن زمان بى سابقه بود.

    پس از آن اتريش را الحاق خاك آلمان كرد.اتريش پس از جنگ اول جهانى بسيار ضعيف شده بود و هيچ نشانى از شكوه و عظمت گذشته را نداشت ، به همين سبب مردم مشتاقانه به الحاق كشورشان به آلمان قدرتمند راى مثبت دادند. اين واقعه به آنشلوس معروف است.

    بدين ترتيب هيتلر در 14 مارس 1938 پيروزمندانه و در حالى كه به ابراز احساسات مردم كه مشتاقانه براى ديدنش صف كشيده بودند پاسخ مى گفت وارد وين ، شهرى كه روزگارى در آن زندگى سختى را سپرى كرده بود ، گرديد.

    پيمان ورساى يكى از ذلت بارترين پيمانهايى بود كه پس از جنگ اول جهانى و در پى شكست آلمانها بر ملت آلمان تحميل گرديده بود و هيتلر سوگند خورده بود كه اين پيمان را براندازد. از جمله مفاد اين پيمان دادن سرزمينهايى از آلمان به لهستان بود و چون آلمانيها، لهستانيها را ملتى پست تر از خود مى دانستند اين امر برايشان بسيار گران مى آمد. بدين سبب به دستور هيتلر در سپيده دم اول سپتامبر 1939 لشكريان قدرتمند ورماخت (ارتش آلمان ) مانند سيل از مرز لهستان عبور كردند و از شمال و جنوب و مغرب به سوى ورشو پيش راندند. انگلستان و فرانسه كه در آن زمان جزو هم پيمانان لهستان بودند، پس از اين واقعه به آلمان اعلام جنگ كردند واين آغاز جنگ دوم جهانى، بزرگترين جنگ تاريخ بشرى ، بود.

    نبوغ نظامى هيتلر به صورتى بود كه همه جهان را به شگفتى واداشته بود. با تدابير نظامى اين مرد لهستان، دانمارك، نروژ،هلند ، بلژيك و سپس فرانسه به سرعت به اشغال نيروهاى آلمانى درآمد.

    هيتلر انگلستان را جزء لاينفك تمدن اروپا مى دانست و در هر لحظه از جنگ براى صلح با انگلستان اقدام مى كرد اما انگليسيها كه مردمى متكبر بودند حاضر به صلحى كه كمتر از تسليم نبود نمى شدند و تا آخرين نفس دلاورانه با آلمانها جنگيدند.

    هيتلر كه نه مى خواست انگلستان را از بين ببرد و نه مى خواست قدرت ارتش خود را كاهش دهد از ادامه جنگ در غرب منصرف شد و رويش را به طرف شرق ، يعنى روسيه ، برگرداند.

    در ساعت 3:30 بامداد 22 ژوئن 1941 ارتش آلمان طى عملياتى موسوم به بارباروسا به روسيه شوروى حمله كردند. در ابتدا سرعت ارتش بسيار بالا بود و در همان آغاز عمليات قسمتهاى بسيارى از خاك روسيه را به تصرف خود درآوردند.هيتلر و ساير فرماندهانش اينچنين مى پنداشتند كه كار روسيه تا قبل از پائيز به اتمام خواهد رسيد و همين ، بزرگترين اشتباه ، او بود.

    در زمستان سرد آن سال روسيه، ارتش آلمان ، بعلت نداشتن تجهيزات كافى براى نبرد زمستانى با آنكه تا دروازه هاى مسكو رسيده بود، بعلت مقاومت سرسختانه مردم و ارتش روسيه، مجبور به عقب نشينى شد و اين آغاز پايان بود.

    پس از ورود آمريكا به جنگ جهانى دوم كه توسط ژاپن صورت گرفت ، روح تازه اى در قواى متفقين دميده شد و جنگ وارد مرحله جديدى گرديد.

    سرانجام با توافقى كه توسط سران سه كشور انگلستان،روسيه و آمريكا يعنى چرچيل، استالين و روزولت انجام گرفت ، متفقين از شرق و غرب به سمت آلمان يورش بردند و توانستند ارتش آلمان را به زانو درآورند.

    هيتلر تا دقايق آخر مقاومت كرد و چون ديگر هيچ نيرويى براى جنگيدن نداشت براى آنكه جسدش به دست دشمنانش نيفتد دستور داد جسدش را بسوزانند و پس از اين دستور با شليك تپانچه به زندگى پر فراز و نشيب خود پايان داد.

    اما جنگ جهانى دوم ، جداى از تبعات منفى ، آثار مثبتى نيز بر جاى گذاشت كه امروزه بشراز آنها بهره مند است. اصولا انسانها در مواقعى كه ضرورت ايجاد كند دست به كارهاى بزرگى مىزنند و رشد سريع علم و دانش بشرى و پيشرفت فوق العاده تكنولوژى كه به علت رقابت شديد نظامى بوجود آمد از جمله اين آثار است.

    از ديگر مواردى كه در دنياى پس از جنگ بوجود آمد و مستقيما به اين جنگ مربوط مىشود مى توان از تشكيل سازمان ملل متحد، بوجود آمدن بلوك شرق و غرب و دو قطبى شدن جهان و دهها موارد ديگر را نام برد كه هنوز هم مى توانيم اين موارد را ببينيم.

    اما اگر هيتلر پيروز مى شد ما يقينا در دنياى ديگرى زندگى مى كرديم و شايد اين همه كشت و كشتارهايى كه پس از اين جنگ در سرتاسر جهان به بهانه هاى گوناگون شكل گرفته و مى گيرد بوجود نمى آمد............ و باز هم شايد ... شايد ايران خوشبخت تر از آنى كه هست مى بود.
    .:Reza:. به این پست علاقمند بوده است.

  2. 9 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    خانواده هیتلر

    اوا براون، همسر
    آلویس هیتلر، پدر
    کلارا هیتلر، مادر
    پاولا هیتلر، خواهر
    آلویس هیتلر (پسر)، برادر ناتنی
    بریجت داولینگ، زن برادر
    ویلیام پاتریک هیتلر، برادر زاده
    آنگلا هیتلر راوبل، خواهر ناتنی
    جلی روئبل، خواهر زاده
    ماریا شیکل گروبر، مادر بزرگ
    یوهان گئورگ هیدلر، پدربزرگ احتمالی
    یوهان ون نپومبوک هیدلر، جد پدری، عموی بزرگ احتمالی و شاید جد درست پدری

    ویژگی های رفتار سیاسی هیتلر

    هیتلر هیچگاه خود را وامدار هیچ حزب و گروهی نمی دانست به همین دلیل نیز در موقع لزوم بدون توجه به خدماتی که افراد و گروه ها برای وی انجام داده بودند آنها را قربانی می کرد.به عنوان نمونه کشتار دسته جمعی رهبران sa و رهبر وفادار آنها روهم و نیز فرستادن برخی از حامیان بزرگ مالی به اردوگاه کار اجباری.
    هیتلر بر خلاف نام حزبش (حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران) نه ناسیونالیست بود، نه سوسیالیست و نه حامی کارگران. وی به جای ناسیونالیزم به راسیسم (نژاد پرستی) اعتقاد داشت،دشمن سرسخت سوسیالیستها و مارکسیستها بود و کارگران آلمانی را به بردگان صاحبان صنایع تبدیل کرد.
    هیتلر هیچ ارزشی برای پیمانها به ویژه پیمانهای بین المللی قایل نبود و بارها این پیمانها را رسما زیر پا گذاشت و پیمانهای بین المللی و جامعه ی ملل را نیز به تمسخر می گرفت.
    هیتلر انقلابش را پس از به قدرت رسیدن آغاز کرد و با اینکه رسما اعلام می کرد که اعتقاد و التزامی به جمهوری ندارد اما با استفاده از رای مردم به قدرت رسید و به وعده اش یعنی نابودی جمهوری عمل نمود.
    وی مصیبتهای شکست در جنگ را به دلیل غلبه رقبا و جنگ طلبی پادشاهان آلمان نمی دانست بلکه این مصیبتها و شکست در جنگ را ناشی از خیانت یهودیان و سوسیالیستها می دانست و چنین وانمود و تبلیغ می کرد که با کوتاه کردن دست این خیانتکاران آلمان می تواند بر اروپا حکم رانی نماید.با این شیوه تفکر مانع عبرت گرفتن مردم آلمان از جنگ نخست جهانی شد. وی آشکارا اعلام می کرد قصد بازگشت به آلمان دوره بیسمارک را دارد.
    هیتلر از هر فرصتی که در اثر وجود خبرنگاران داخلی و بین المللی به وجود می آمد برای تبلیغ مرامش برای مخاطبینش استفاده می نمود. این فرصت حتی می توانست جلسه محاکمه خود وی پس از کودتا و نیز محاکمه افسران نازی در دوره جمهور ی باشد.وی با این ابزار تنها می خواست پیامش را به مخاطبانش برساند و اینکه خبرنگاران و نخبگان در مورد وی چه فکر می کردند برای وی اهمیت نداشت.از دید وی رسانه هرچه فراگیر تر بود مفید تر بود.
    وی ارتش را از نهادی ملی و فراجناحی به ابزاری قدرتمند در خدمت اهداف حزب نازی تبدیل کرد.وی تخلفات و انحرافات اخلاقی اعضای حزب و همکارانش را تا مادامی که اختلالی در عملکرد مفید آنها برای وی ایجاد نمی شد نادیده می گرفت.
    هیتلر به درستی به کوتاه مدت بودن حافظه مردم و نیز تلقین پذیری آنها آگاه بود و از آن استفاده می کرد. به عنوان نمونه هیتلر همواره اینطور تبلیغ می کرد که نظام جمهوری آلمان قادر به رفع نیازهای مردم نیست اما هنگامی که برای ریاست جمهوری نامزد شد وعده های بسیار فریبنده و بلند پروازانه ای می داد تا جایی که اعلام کرد در صورت ریاست جمهوری وی هر دختری خواهد توانست شوهر مورد نظرش را پیدا کند.
    هیتلر برای نابود کردن رقبای سیاسی اش به شدت از روش ترور شخصیت استفاده می کرد. وی همواره بارانی از دروغ و تهمت را به وسیله رسانه های جمعی به ویژه رادیو و روزنامه بر سر رقبایش می ریخت و آنها را از نظر سیاسی نابود می کرد.
    هیتلر دموکراسی ، پارلمان و احزاب را عامل عقب افتادگی و انحطاط می دانست و مدعی بود به جای استفاده از این سیستم، از طریق سخنرانی های مهیج به طور مستقیم با مردم ارتباط برقرار می کند.


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  5. 5 کاربر از پست مفید FTSAMO سپاس کرده اند .


  6. #3
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,241
    سپاس شده 4,256 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    شکوه آریا از نظر آدولف هیتلر

    "همه ي فرهنگ بشري، همه آثار هنري و دانش وفن كه امروز در برابر خويش مي بينيم،تقريبا همگي زاده ي مغز بارور انسان آريايي است.درست همين واقعيت مسلم مويد اين استنتاج مستدل است كه او به تنهايي بنيادگذار همه بشريت عالي بود و از اين رو نشان دهنده نخستين نمونه اصيل تمامي آن چيزي است كه ما از واژه <<انسان>> درك ميكنيم .او پرومته بشريت است.از پيشاني تابنك وي بارقه ي الهي نبوغ در همه دوران ها جهيده و آتش دانش را كه روشنگر تاريكي هاي اسرار خاموش بوده پياپي برافروخته است و بدينسان سبب شده است كه انسان بر قله غلبه بر موجودات ديگر جهان صعود كند."

    برگرفته از كتاب " نبرد من "

  7. 2 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  8. #4
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    چند عکس از هیتلر:




    کودکی آدولف هیتلر


    هیتلر در ارتش آلمان ، ۱۹۱۴ ، نشسته در سمت راست


    هیتلر در کنار هم حزبی هایش سال ۱۹۳۰


    هیتلر و ژنرال هیندنبورگ


    هیتلر و ژنرال لودندورف


    آدولف هیتلر با بنیتو موسولینی


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  9. کاربر روبرو از پست مفید FTSAMO سپاس کرده است .


  10. #5
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,241
    سپاس شده 4,256 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    آدولف هیتلر در کنار ایران

    طبق اسناد به دست آمده، استالین رهبر وقت شوروی که در آستانه جنگ جهانی دوم با هیتلر قرارداد عدم تعرض امضا کرده بود، در پاسخ به درخواست هیتلر که تعهد کند سوخت (نفت) مورد نیاز آلمان را تامین سازد (درعوض) از او خواسته بود نظر به تاریخ و فرهنگ مشترک مردم جمهوری های جنوبی شوروی با ایرانیان، با بسط نفوذ شوروی در ایران که از مشروعیت جهانی هم برخوردار خواهد بود رضایت دهد. استالین تمایل مشابهی را هم نسبت به بلغارستان نشان داده بود که هیتلر به دلیل علاقه شخصی به تاریخ، فرهنگ و مردم ایران و ملاحظات نژادی و نیز رابطه ویزه با رضاشاه و طرح های دور و درازی که با هم داشتند در پاسخ مورخ هشتم اکتبر (۱۶ مهر ماه) سال ۱۹۴۰ خود به استالین با بسط نفوذ شوروی در ایران اکیدا مخالفت کرد، ولی با تمایل رهبر شوروی نسبت به بلغارستان روی موافق نشان داد.
    مورخانی که درباره علل و نتایج و جریان جنگ جهانی دوم بررسی و مطالعه کرده اند نوشته اند که یکی از دلایل (فرعی) تردید هیتلر به صداقت استالین و حمله نظامی به شوروی همین خواست استالین(درباره ایران) از وی بود و با این که بسیاری از ژنرالهای آلمان باز کردن جبهه روسیه را که کشوری وسیع و زمستانی سخت دارد به مصلحت نمی دیدند هیتلر در ژوئن ۱۹۴۱ حمله نظامی به شوروی را آغاز کرد. همین مورخان نوشته اند که دلیل عدم تخلیه ایران از واحدهای ارتش سرخ، پس از پایان جنگ دوم نیز به همان علت و تمایل قدیمی استالین بود. طبق همین اسناد، قرار بود که ایران به عضویت پیمان محور (آلمان، ایتالیا، ژاپن) درآید که انگلیسی ها از طریق جاسوس های خود متوجه قضیه شدند و از فرصت حمله آلمان به شوروی استفاده کردند و با خریدن چند ژنرال و سیاستمدار در تهران، ایران را که دارای ارتشی نیرومند و وسیع بود با چند هزار سرباز فرسوده و دست دوم اشغال نظامی کردند و رئیس کشور را برکنار و به تبعید فرستادند.
    در دهه ۱۹۶۰ که سخن از ایجاد فدراسیون ایران و افغانستان همزبان ، همفرهنگ و همنژاد ایران و افغانستان به میان آمد که مردمشان نیاکان مشترک دارند، کرملین سخت ترین مخالفت ها را با آن از خود نشان داد، زیرا از آن می ترسید که تاجیکستان تمایل به پیوستن به این فدراسیون نشان دهد و امپراتوری پارسها در مرزهای جنوبی شوروی زنده شود و به همین سبب هم هنگامی که ایران (به خواست آمریکا) به کمک همنژادان کرد خود در عراق شتافت، کرملین با عراق قرارداد دوستی امضا کرد و سیل اسلحه را به آن کشور سرازیر ساخت

  11. 2 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  12. #6
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,241
    سپاس شده 4,256 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    تبلیغات نازی ها در ایران در دوران هیتلر
    بخش اول


    در این بخش مطالب برگزیده ای از کتاب «روابط سیاسی-اقتصادی ایران و آلمان بین دو جنگ جهانی» به تالیف فاطمه پیرا قرار داده شده است:



    چنان که گفته شد، با افزایش قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی آلمان در مقابل رقبای اروپایی اش، مقام و مرتبه ی آنها در میان کشور های خاورمیانه و ایران نیز افزایش می یافت. تبلیغات آلمان در بازسازی پس از جنگ، مجهز و مسلح شدن و تبدیل سریع آلمان به یک قدرت جهانی از دید رضاشاه مخفی نماند. دستگاه تبلیغاتی آلمان نیز که از ارزش اقتدار و سازماندهی در نظام های دیکتاتوری چون رضا شاه مطلع بودند، در نمایش آن به ایرانیان دریغ نمی کردند. از جمله به هنگام امضای قرارداد تهاتری ایران، وزارت اقتصاد آلمان برای هیات ایرانی دو مسافرت ترتیب داد: یکی بازدید از مراکز صنعتی آلمان و دیگری مسافرت به نورنبرگ در مراسم گشایش حزب کنگره ناسیونال سوسیال و رژه نظامی بود. علاوه بر این، با توجه به اینکه آلمان قدرت دور دستی محسوب می شد، توسعه نظامی آن نه تنها موجب نگرانی نبود بلکه تحسین ایرانیان را بر می انگیخت. همچنین نقش فعال آلمان در اروپا و منافع آن در ایران اجازه نمی داد شوروی و انگلیس همچون سال های قبل از جنگ جهانی اول به هر اقدامی دست بزنند.

    چنان که گفته شد، از اواخر سال 1935/1314 به بعد دیپلماسی آلمان به نحو روزافزونی بر آن قرار گرفت، که از موقعیت سیاسی خود در ایران و دیگر کشور های خاورمیانه بهره برداری کند و بر این اساس تعدادی از مقامات عالی رتبه ی نازی به بازدید های دوستانه از ایران پرداختند. سفر شاخت، وزیر ااقتصاد آلمان، از زمره ی این بازدید ها بود که در توسعه مناسبات بازرگانی دو کشور موثر بود. دیگر سفر بالدور فن شیراخ رئیس جوانان حزب نازی به تهران در 3 آذر 1316 بود. وی از سران ایران دیدار کرد و در جشن رهایی و آزادی ایران از استعمار مشتاقانه سخنرانی کرد. برای رهبران ایران بازدید نمایندگان عالی رتبه یک قدرت بزرگ فی النفسه نشانی از ترقی و تعالی به شمار می رفت و موجب افزایش اعتماد به نفس آنها بود. به علاوه شیراخ حامل دعوت شخصی هیتلر از رضاشاه برای دیدار از برلین بود که رضاشاه دعوت مزبور را به دلیل مشغله فراوان نپذیرفت. در عوض در بهار سال 1937/1316 حسن اسفندیاری رئیس مجلس شوروی ملی ایران طی تشریفات مفصلی از سوی هیتلر در برچستگادن پذیرفته شد. هدف مقامات آلمانی از این دید و بازدید ها این بود که به دولت ایران نشان دهند که از ارائه خدمات خود در هیج زمینه کوتاهی نمی کنند. در توسعه کشاورزی، اکتشاف معادن و یا حتی در تاسیس یک صنعت نفت ملی ایران را یاری خواهند کرد. حتی به نظر می آید تیرگی روابط ایران و شرکت نفت از سال 1937 تا حدودی متاثر از قدرت آلمان در سیاست خارجی بود. ایرانیان طی این سال ها به نحو روزافزونی با انگلیس از سر عناد بر آمدند و در این امر از تشویق و پشت گرمی آلمانی ها برخوردار بودند.

    آلمان به ویژه برای نفود سیاسی و فرهنگی در کشور های خاورمیانه ارزش ویژه ای قائل بود. در این هنگام موسساتی در این کشور به مطالعه درباره شرق می پرداختند. از جمله آنها موسسات «اتحادیه آلمانی اونریشت» بود] که در سال 1934/1314 پس از به قدرت رسیدن نازی ها در آلمان تاسیس شد. در دانشگاه های آلمان نیز دوره های بیشتری برای تحقیق درباره کشور های شرق دایر شد. این دوره ها از یکصد و نود و شش دوره در سال 1933/1313 به سیصد و چهل و یک دوره در سال 1936/1316 رسید و صد ها سخنرانی درباره اسلام در برلین ترتیب داده شد. از دیدگاه سیاسی، اهداف نازی ها صادقانه تر از کشورهایی چون روس و انگلیس به نظر می رسید. آنها بر این امر تاکید داشتند که بین بیداری ملل شرق و بیداری ملت آلمان در لوای ناسیونال سوسیالیسم شباهت های بسیاری وجود دارد. در سال 1939/1319 نیز با تلاش آلفرد روزنبرگ کارشناس فرهنگی آلمان این دولت مجموعه ای از کتب به نام «کتابخانه علمی آلمان» که هفت هزار و پانصد جلد کتاب را در بر می گرفت به دولت ایران تقدیم کرد. هدف از ارسال این کتاب ها که با دقت فراوانی انتخاب شده بودند این بود که خوانندگان ایرانی را به رسالت فرهنگی آلمان در شرق و پیوند های رایش با فرهنگ آریایی ایران معتقد کند. بدین منظور از افسانه قوم آریایی برای تحکیم روابط دو ملت بهره برداری به عمل آمد. حتی علامت صلیب شکسته سمبل حزب نازی به عنوان نشانه یگانگی آریایی های شمال اروپا و زادگاه زرتشت شناخته شد.

    بنابراین از اواخر دهه 1930 آلمان بر فعالیت های تبلیغاتی و فرهنگی خود در ایران افزود. این خط مشی بخشی از یک سیاست گسترده تر آلمان در قبال کشور های خاورمیانه محسوب می شد. به همین جهت دولت آلمان طی فرمانی ویژه، قوانین و مقررات نژادی نورنبرگ را مشمول ایرانیان ندانست و خلوص آریایی نژاد ایرانی را به رسمیت شناخت و افسانه وحدت نژاد آریایی را مطرح کرد. گروهی دیگر نیز با تاکید به خصلت نژادی، زمینه شیوع نوع بیگانه ستیزی منفی [بخوانید مثبت] را گسترش دادند که در واقع شبیه پان ایرانیسم بود. آلمانی ها با پشتکار و دقت تمام، احساسات ناسیونالیست ملیون ایران را تحریک کردند و توانستند با تبلیغات خود پیرامون رویای یک «ایران بزرگ» محافل روشنفکری و نظامی را به شدت تحت تاثیر قرار دهند. از جمله فعالیت های فرهنگی آلمان می توان به «انجمن ایران و آلمان»، که بعدا در «جمعیت آلمان و شرق» ادغام شد و همچنین انتشار «مجله ایران باستان» اشاره کرد که ذیلا به معرفی آنها می پردازیم.

  13. 2 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  14. #7
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,241
    سپاس شده 4,256 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    تبلیغات نازی ها در ایران در دوران هیتلر
    بخش دوم

    نجمن ایران و آلمان و جمعیت آلمان و شرق


    این انجمن در ایام جنگ جهانی اول در 17 ربیع الثانی 1336 با شرکت حدود پنجاه نفر از افراد ایران و آلمانی در برلین تشکیل شد. در اولین جلسه این انجمن پس از ایراد سخنرانی توسط فن هنتیگ، یکی از اعضای وزارت خارجه، این انجمن به تهیه نظامنامه خود پرداخت. فن هنتیگ، به ریاست اول، سید حسن تقی زاده به ریاست دوم و بارن فن ریشتهفن عضو رایشتاگ و کفیل سابق سفارت آلمان در ایران، به عنوان نایب رئیس اول و آقای وحید الملک به عنوان نائب رئیس دوم انتخاب شدند. این انجمن پس از جنگ جهانی اول نیز به فعالیت های خود به ویژه در امور فرهنگی و ادبی ادامه داد و به مرور اعضای آن به سیصد و پنجاه و شش نفر بالغ شدند. همچنین اعضای انجمن، نشریه ای موسوم به «اطلاعات انجمن ایران و آلمان» منتشر کردند. طی سال های پس از جنگ، فن هنتیگ در مقام ریاست انجمن باقی ماند و دبیر کلی انجمن را لیتن به عهده داشت. وزارت خارجه آلمان نیز با این انجمن همکاری تنگاتنگی داشتغ چنان که بلوشر هنگامی که مسئول امور مربوط به ایران در وزارت خارجه بود، گفته است: «اخبار رسیده از ایران را در اختیار دبیر کل می گذاشتم. لیتن این اخبار و همچنین اطلاعات رسیده از منابع دیگر را برای تهیه مجله ای پرمطلب مورد استفاده قرار می داد، تا بدین وسیله اعضای انجمن را در جریان اخبار درست و قابل اطمینان ایران بگذارد. و از این طریق در بین کسانی که نسبت به تجارت با ایران علاقه مند بودند، محبوبیت زیادی کسب کرد.» از آن گذشته، انجمن جلسات سخنرانی برای بسیاری از ایرانشناسان برجسته همچون پرفسور زاره و پرفسور هرتسفلد ترتیب می داد و از این طریق در بین محافل فرهنگی آلمان نیز شهرت بسیاری به دست آورد. دیری نپایید که انجمن آلمان و ایران در حیات فرهنگی برلین سهم بسزایی به عهده گرفت.

    این انجمن توانست تا اواخر سال 1933 به کار خود ادامه دهد اما پس از ان منحل و در مجمعی به نام «جمعیت آلمان و شرق» ادغام گردید. مجمع مزبور با انگیزه توسعه و تکمیل روابط آلمان با ممالک شرق تاسیس شد. پس از تشکیل مجمع دو تن از اعضای آن به نام دکتر هس و گوستاو گربر به سفارت ایران در برلین اعزام شدند تا ضمن آگاه کردن آنان از تعطیلی انجمن سابق ایران و آلمان، اعضای سفارت ایران را برای آشنایی و معرفی اعضای مجمع جدید دعوت کند. وزیر مختار ایران در برلین ضمن اطلاع از مطلب فوق در تاریخ 15 تیر 1316 و کسب اجازه از دولت ایران برای شرکت در این مجمع گزارشی در این باره برای دولت ایران ارسال داشته است که به قرار ذیل است:

    «موسسه آلمان و ایران برای پیشرفت روابط اقتصادی و تمدنی بین آلمان و ایران در تاریخ 1919 تحت مدیریت پرفسور زاره تاسیس گردید که تا اواخر سال 1933 وجود داشت ولی از آن تاریخ منحل شد. علت تعطیل نیز این بود که وضعیت سیاسی را مطمئن نبود که آیا دوام این موسسه را خواستارند. اما آقای دکتر فریتی هسه که از سال 1924 منشی کل موسسه آلمان و ایران بود، با وسائل شخصی سعی در تداوم موسسه مزبور دارد. آقای دکتر هسه خود در شرق متولد شده، اقدام و جدیت می کند؛ تا حد ممکن آشنایی و دوستی بین ملل شرق و ملت آلمان از طرف مقامات مربوط تایید و تقویت شود. او موفق شده موافقت تمام وزارتخانه های مربوط (وزارت خارجه، اقتصاد و حزب ملیون اجتماعی [حزب نازی] و غیره) را برای تاسیس مرکزی برای پیشرفت روابط با شرق تحصیل کند. همچنین موفق شده صنایع آلمان را به این کار نیز جلب کند، از جمله موسسان کروپ، رای گ، زیمنس شوکوت، آ اِ گ، یولیوس برگر، اوتو ولف-هاپاگ لیود، درسدنر بانک، دویتش [دویچه] بانک و ...

    «بنابراین، برای تامین مخارج و پیشرفت روابط آلمان و هر یک از ممالک شرق مرکزی تاسیس خواهد شد که آقای دکتر رایس مدیر کل زیمنس شوکوت به ریاست جامعه انتخاب خواهد گشت. آقای دکتر روپرتی قائم مقام و آقای دکتر هان عضو هیئت رئیسه شرکت بیمه آلیانس که یکی از اقتصادیون آلمان است، به سمت قائم مقام ثانی معین گردیدند. نام پنج نفر به عنوان هیات رئیسه نوشته و اداره کار های داخلی نیز به عهده دکتر هسه خواهد بود.

    «روابط ایران و آلمان و مسائلی که برای پیشرفت اقتصاد و تمدن آن لازم خواهد بود، از طرف کمیته ایران که جزو جامعه آن و شرق است، انجام خواهد شد. این کمیته اداره ای مستقل است که از طرف آقای گوستاو گربر که یکی از اربابان صنایع و سال ها در ایران به کار های تجاری مشغول بوده و طرف وثوق دولت ایران است، آن را اداره خواهد کرد. به علاوه آقای پرفسور زاره که یکی از دانشمندان معروف تاریخ اسلام است و آقای دکتر هسه منشی کل سابق موسسه ایران و آلمان در این کمیته خواهند بود. کمیته به افتخار وزیر مختار ایران شامی ترتیب خواهد داد که تمامی روسا و مدیران اقتصادی در آن خواهند بود. کمیته ایران تلاش خواهد [کرد] که موسسه ایران و آلمان که محتوای اخبار ایران بود، از طرف جامعه شرق مجددا منتشر گردد. که یگانه مطبوعاتی بود که در اروپا منتشر و موجب رضایت خاطر دولت ایران بود.

    «ضمنا کمیته قرار است کمیسیونی به افتخار شاعر بزرگ ایران –فردوسی- در پاییز جشنی ترتیب دهد. در پایان کمیته اظهار امیدواری می کند که جامعه آلمان و شرق موفق گردد، روابط دوستانه ی ایران-آلمان را گسترش دهد.»

    دولت ایران به وسیله آقای کاظمی، سرپرست اداره سوم وزارت امور خارجه و با ارسال نامه ای در تاریخ 13/5/1313، ضمن وصول خبر تجدید تشکیل جمعیت آلمان و شرق در برلین، اظهار امیدواری کرد که کمیته جدید بتواند کمک های ارزمندی در تحکیم مناسبات ایران و آلمان به عمل آورد و تبلیغات مفیدی در شناسایی ایران به خارجی ها کند. همچنین درخواست می کرد که از سوابق افرادی که در کمیته هستند اطلاعات بیشتری ارسال کند.

    کاش می شد که کسی می آمد/ باور تیره ما را می شست
    و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست

    اخم بر چهره بسی نا زیباست/بهترین وقت همان لبخند است

    کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم


    تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

    که هنوز انسانیم...


  15. 5 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  16. #8
    ایــستاده مــردن ..
    ADoLF آواتار ها
    وضعیت : ADoLF آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,541
    سپاس ها : 3,447
    سپاس شده 2,143 در 951 پست
    یاد شده
    در 5 پست
    تگ شده
    در 486 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    بسیار ممنونم از شما عزیزان که به داستان این اسطوره هم پرداختید
    واقعا زندگی جالبی داره این هیتلر که چجوری از فرش به عرش و دوباره از عرش به فرش رسیده...

  17. کاربر روبرو از پست مفید ADoLF سپاس کرده است .


  18. #9
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,334
    سپاس ها : 3,241
    سپاس شده 4,256 در 922 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    نقل قول نوشته اصلی توسط neko نمایش پست ها
    بسیار ممنونم از شما عزیزان که به داستان این اسطوره هم پرداختید
    واقعا زندگی جالبی داره این هیتلر که چجوری از فرش به عرش و دوباره از عرش به فرش رسیده...
    بسیار سپاسگذارم،چون همه هیتلر رو فقط به عنوان یک دیکتاتور میشناسند بدونه اینکه چیزی در مورد اون بدونن من قصد دارم چیزهایی از زندگی اونو اینجا بنویسم که ذهن مردم نسبت به این شخصیت باز تر بشه...

    کاش می شد که کسی می آمد/ باور تیره ما را می شست
    و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست

    اخم بر چهره بسی نا زیباست/بهترین وقت همان لبخند است

    کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم


    تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

    که هنوز انسانیم...


  19. #10
    'A Bad Word...That Starts With 'F
    FTSAMO آواتار ها
    وضعیت : FTSAMO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : خیلی دور خیلی نزدیک
    نوشته ها : 1,299
    سپاس ها : 4,723
    سپاس شده 2,889 در 963 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 534 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    کودتای مونیخ
    در ژانویه ۱۹۲۳ فرانسه منطقه روهر صنعتی را در پی پرداخت نشدن غرامت جنگ جهانی اول اشغال کرد این اشغال موجب هرج و مرج شد ویلیام کونو استعفا کرد وتلاش های حزب کمونیسم آلمان (kpd) بی نتیجه ماند. در چنین شرایطی که غرور ملی آلمان بار دیگر زیر پا گذاشته شده بود تعداد اعضای حزب به شدت افزایش پیدا کرد و در همین مدت ۲۰،۰۰۰ نفر تا پایان ماه نوامبر به اعضای حزب افزوده شد. در چنین شرایطی نازی ها تصمیم گرفتند به کمک ژنرال لودندورف در سالن آبجو مونیخ گرد هم آیی بر پا کنند و سپس در اعتراض به وضع کنونی دست به اعتراض بزنند. این اعتراضات در نهایت ناکام ماند در صبح آن روز یعنی ۹ نوامبر هم تعداد ۲۰،۰۰۰ نفر از نازی ها در اعتراض به هرج و مرج به وجود آمده در مونیخ دست به تظاهرات زدند که پلیس بر روی آنها آتش گشود و ۱۶ نفر از نازی ها کشته شدند. هیتلر ، لودندورف و تعدادی دیگر دستگیر شدند. هیتلر با استفاده از فرصت پیش آمده در دادگاه (حضور خبرنگاران داخلی و خارجی) توانست به شهرت خود بیفزاید.وی در دادگاه اما پس از ۶ ماه با قید و به خاطر آنچه خیانت به دولت و ملت خوانده شد در مارس ۱۹۲۴ محاکمه و به ۵ سال حبس محکوم شد. در این مدت بود که هیتلر کتاب نبرد من خویش را نوشت و حزب نازی در جریان این فعالیت ها ممنوع اعلام شد. آدولف هیتلر پس از آزادی دوباره اقدام به تجدید سازمان کرد. اما متعهد شد که گروه شبه نظامی حزب را منحل کند و اقدامی بر علیه دولت وقت انجام ندهد.البته هیتلر با کمک هاینریش هیملر اس اس را در آوریل ۱۹۲۵ تاسیس کردند و همچنین تمرکز بیشتری در جذب زنان در حزب گرفتند همچنین شعار معروف حزب به نام سلام هیتلر نیز در همین سال تصویب شد.

    انتصاب به عنوان صدراعظم
    در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۲ انتخابات رایشتاگ صورت گرفت و حزب نازی ۳۷،۴٪ کل آرا را به خویش اختصاص داد و به بزرگترین حزب رایشتاگ تبدیل شد. در سوی دیگر مجموع آرای حزب نازی و حزب کمونیسم آلمان ۵۲٪ کل آرا را تشکیل می داد و این اکثریت هرگز موفق به همکاری مناسب با هم نشدند. پس از آن هیتلر در سال ۱۹۳۲ تصمیم گرفت در انتخابات ریاست جمهوری آلمان شرکت کند.رقیب اصلی و قدرتمند وی ژنرال هیندنبورگ بود که مورد احترام اکثر احزاب و مردم آلمان بود. در دور نخست هیتلر نزدیک به یک سوم آرا را از آن خود کرد و هیندنبورگ نیمی از آرا را بدست آورد. در دور دوم علی رغم تبلیغات وسیع حزب نازی ، هیتلر با بدست آوردن ۳۷ در صد آرا باز هم شکست خورد و هیندنبورگ به عنوان رییس جمهور انتخاب شد. کشمکش بر سر انتخاب صدراعظم در رایشتاگ سال ۱۹۳۲ ادامه داشت. رئیس جمهور هیندنبرگ به خوبی می دانست که دیگر احزاب وابسته به آمریکا هیچ قدرتی در رایشتاگ ندارند و تنها احزاب قدرتمند نازی ها و حزب کمونیست آلمان هستند که در مجموع بیش از ۵۰٪ از کل مجلس را به خود اختصاص داده اند. در ابتدا تمام محافل سیاسی گمان می کردند فرانتس فون پیپن عضو حزب کمونیسم آلمان از طرف رئیس جمهور به عنوان صدراعظم معرفی شود اما رئیس جمهور هیندنبرگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر را به عنوان رهبر حزب اکثریت رایشتاگ به عنوان صدر اعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کردند. هیتلر به دلیل مخالفت شدید با اتحادیه های کارگری و مارکسیستها مورد توجه و حمایت صاحبین صنایع بزرگ آلمان(مانند تیسن صاحب شرکت فولاد تیسن) قرار گرفت و سیل کمکهای نقدی به صندوق حزب و نیز حساب شخصی هیتلر سرازیر شد.فهرست افرادی که به هیتلر کمک می کردند تا زمان برگزاری دادگاههای نوربنبرگ مخفی باقی ماند.با وجود نقش عمده این کمکهای اقتصادی، هیتلر پس از رسیدن به قدرت خود را وامدار هیچکس نمی دانست و در موقع لزوم آماده قربانی کردن هر شخص یا گروهی به نفع خود بود.در انتخابات ریاست جمهوری نازی ها از همه تکنولوژی های در دسترس برای تبلیغات استفاده می کردند.

    بمب گذاری در آشیانه گرگ
    در ژوئیه ۱۹۴۴ به عنوان بخشی از عملیات افسانه شمال در آشیانه گرگ محل اقامت هیتلر بمب گذاری انجام شد. اما هیتلر کشته نشد. پس از این ماجرا هیتلر دستور به پاکسازی داد که در این جریان بیش از ۴،۹۰۰ نفر اعدام شدند.

    بمب گذاری در سالن آبجوفروشی
    ۹ روز پس از شروع جنگ دوم جهانی آدولف هیتلر، عصر روز ۸ نوامبر به مونیخ رفت تا در سالگرد انقلاب نازی ها برای هواداران حزب نازی در مونیخ سخنرانی کند. با این حال او با توجه به جنگ با لهستان وی ترجیح داد به برلین، پایتخت بازگردد.هیتلر با وجود آن که به مونیخ رفت به فاصله کوتاهی پس از ورود به این شهر درصدد بازگشت به برلین برآمد اما اوضاع بد جوی مانع از بازگشت او به پایتخت شد.با توجه به این شرایط بود که هیتلر تصمیم گرفت با کوتاه کردن نطقش با یکی از قطارهای شبانگاهی به برلین بازگردد این تغییر برنامه مستلزم آن بود که نطق خود را زودتر از زمان تعیین شده یعنی ساعت ۹ شب به پایان برده و راهی ایستگاه مرکزی راه آهن شود.او بلافاصله پس از سخنرانی اش در سالن آبجوفروشی که تظاهرات از آنجا شروع شده بود این محل را ترک کرد و به همراه محافظانش راهی ایستگاه قطار برلین شد. تنها ۱۳ دقیقه پس از خروج او از سالن نفجار مهیبی در آن به وقوع پیوست که در آن ۸۰ تن کشته و ۶۳ نفر زخمی شدند.هیتلر از توطئه ترور جان سالم به در برد.بمب توسط نجاری به نام گئورگ السر کار گذاشته شده بود.گئورگ السر،نجاری از اهالی جنوب غربی آلمان با گرایشات کمونیستی بود.وی هیچگاه در آلمان پس از جنگ به چهره ای محبوب تبدل نشد. نازی ها برای سالها تاکید داشتند السر طرح چنین تروری را به تنهایی انجام نداده بود و او در واقع دست نشانده سرویس اطلاعاتی بریتانیا است.السر تنها چند ساعت پس از این اقدام ناکام در حالی که سعی داشت به سوئیس فرار کند در مرز آلمان با این کشور دستگیر شد. فرمان مرگ السر در ۴ آوریل سال ۱۹۴۵ توسط آدولف هیتلر صادر و حکم در همان روز اجرا شد.


    I’m past patiently waiting. I’m passionately smashin’ every expectation
    !Every action’s an act of creation



  20. کاربر روبرو از پست مفید FTSAMO سپاس کرده است .


صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •