سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh جدایی "جس" از "سلین" ||نقد و بررسی Before SUNRISE

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
نمایش شاخه ای10علاقمندی ها
  • 9 ارسال شده توسط DeAd SpirO
  • 1 ارسال شده توسط amrtat71

موضوع: جدایی "جس" از "سلین" ||نقد و بررسی Before SUNRISE

  1. #1
    DeAd SpirO آواتار ها
    وضعیت : DeAd SpirO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    محل سکونت : یزد
    سن: 26
    نوشته ها : 69
    سپاس ها : 63
    سپاس شده 324 در 54 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 474 تاپیک

    جدایی "جس" از "سلین" ||نقد و بررسی Before SUNRISE








    جدایی "جس" از "سلین"
    BEFORE SUNRISE


    مقدمه ای بر فیلم و درام:

    Before sunrise نام اثر به یاد ماندنی Richard Linklater است که در سبک درام و به پشتوانه ی آن رئال,در سال 1995 تعریف جدیدی از سبک به کلیشه سپرده شده ی "درام" به عمل آورد.
    همانطور که گفته شد,ژانر فیلم,درام است.اما نه یک درام کلیشه ای و زشت امروزی!بلکه یک درام انسانی و عاشقانه!
    متاسفانه سینمای هالیوود,امروزه پر شده از فیلم های به ظاهر درام,که اکثر آنها بار "درام عاشقانه" را بر دوش میکشند که عمدتا با سبک کمدی و مضحک امروزی مخلوط شده اند و امروزه شاهد کمتر عنصری از "درام" واقعی در آنها هستیم.
    وفور بی دلیل این نوع فیلم های کلیشه باعث شده است تا نام درام دچار کژتابی خاصی شده و علی رغم اینکه درام در چندین سبک(اعم از درام تاریخی-درام عاشقانه-درام کمدی-و...)وجود دارد,اما مخاطب امروزی که شاید اطلاعات زیادی نسبت به ژانر شناسی نداشته باشد,از سبک "درام" تصویری در ذهن خود بسازد که این سبک مملو از دلقک بازیهای ریز و درشت و پر از شهوت و هوس های بی رویه و حیوان مانند است.
    در صورتی که "درام عاشقانه" دارای تعریفی فرا مرزی و عظیم است.درام عاشقانه نوعی درام است که در بردارنده ی رابطه ی قلبی و دو طرفه ی و یا یک طرفه ی انسان به انسان و سوار بر محور "انسانیت" است,نه "حیوانیت" و هوس های به ظاهر عشق نما!
    در عمده ی فیلم های امروزی هرچند که عنصر انسان به انسان وجود دارد,ولی این عشق ها عملاً بی اساس و بدون منشا درونی بوده و تنها و تنها یا صرفاً به منظور ابراز وجود کارگردان تازه به دوران رسیده ی هالیوودی است و یا تبلیغ و کسب در آمد برای سازندگان فیلم,که عمده ی محوریت جذب عشق ها در این "به ظاهر درام ها" تنها و تنها هوس و جنسیت به طرز دیوانه وار و در قالب افکار تخیلی و خرق عادت نویسنده ی فیلم در چارچوب "کمدی و مضحک" است.





    فیلم هایی از این قبیل را میتوان به "STEP BROTHER" –"Forgetting Sarah Marshall" و... اشاره کرد.به طور عمده و بی پرده در این قبیل فیلم ها مشاهده می شود که عملا چیزی به اسم درام عاشقانه ی واقعی وجود ندارد بلکه تمام عناصر نمادین درام فیلم,صحنه های تخیلی و کمدی در مورد جنسيت است.(البته معیار مقایسه و نام آوردن از این فیلم ها ساختار کلی فیلم نبود و تنها و تنها در قالب سبک درام مورد بررسی قرار گرفتند).




    البته اینکه بگوییم هر فیلمی که دارای صحنه های جنسیتي دیوانه وار است,در نتیجه در حیطه ی "درام عاشقانه" جایی ندارد جمله ی غلطی است.کما اینکه ما در فیلم خیلی خوب (نه عالی!) LAST TANGO IN PARIS مشاهده میکنیم که شخصیت های فیلم کاملا سرگردان در یک خلاء در گذشته و آینده ی خویش سرگردان هستند و هیچ حس عاشقانه ای بین آنها به جز هوس و تشنگی برای ارضای یکدیگر از طریق جنسيت وجود ندارد.به طوری که این رابطه ی دیوانه وار در اولین برخورد زن و مرد(مارلون براندو و رومي اشنایدر) بدون اینکه آنها همدیگر را بشناسند,اولین رابطه ی فجیع و حاد جنسيتی بدون کوچیکترین چشم داشتی به صورت واقعی برقرار می شود و از قضا همین رابطه ی غریب باعث می شود که هم شخصیت زن و هم شخصیت مرد در آن فیلم,بدون اینکه برای این کارشان دلیلی داشته باشند,هر روز به همان محل بروند...
    رابطه ای که در این فیلم مشاهده کردیم هر چند آنها را ریشه در عشق نمیابیم,اما حد اقل چیزی که در مورد آن صادق است این است که کارگردان برای آوردن این صحنه ها کاملا هدف داشته و نه تنها قصد کارگردان "تبلیغ" و "کسب درآمد" از این راه نبوده,بلکه به نوعی منتقد و مذمت گر حس های "سادیستیک و مازوخیست گونه" بوده است.




    از آثار بسیار موفق در سبک "درام عاشقانه" ی حقیقی را در سینمای کلاسیک میتوان به شاهکار هایی همچون "CASABLANCA" , "ROMAN HOLIDAY" و... اشاره کرد.شاهکار هایی که اگر آنها را دنبال کرده باشیم متوجه می شویم هر چند دو شخصیت محوری فیلم شاید در آخر فیلم به هم نرسند,اما با این حال عشق آنها به طرز عالی ای به تصویر کشانده شده و همیشه در یاد و خاطره ی ما خواهد ماند.




    از آثار موفق امروزی را نیز میتوان به شاهکار هایی همچون "ALMOST FAMOUSE" , "BEFORE SUNRISE" , "BEFORE SUNSET" , و... اشاره کرد.
    با همه ی این موارد و توضیحات,سبک درام و عاشقانه ای که LINKLATER برای عرصه ی سینما به ارمغان آورد,یک سبک ناب و دست نخورده است که توانست علی رغم بی نهایت ساده بودنش و در قالب اتفاقی که ممکن است برای هر یک از ما به فراخور موقعیتمان رخ دهد به سینمای دراماتیک جهان نشان دهد که میتوان با یک فیلم 105 دقیقه ای,بدون کوچیکترین زرق و برق,105 دقیقه از زیباترین و دراماتیک ترین لحظات زندگی 2 جنس مخالف و در نهایت تراژدی تلخ و کوبنده ی جدایی آنها را در قالب 105 دقیقه گفتگوی ناب و خالص دو شخصیت اول فیلم,بیان کرد.
    "درامی که نه از هوس بود و نه از عادت هر یک از شخصیت ها در دوستی با جنس مخالف;بلکه حاصل عشق مطلق دو انسان بالغ و غریب است."


    طلوع صبح جدایی:مروری بر داستان و ساختار

    داستان فیلم از آنجا شروع می شود که دختری به اسم "سلین"(جولی دلپی) در قطاری,بر روی صندلی خود مشغول مطالعه ی کتابی است که در این هنگام,مشاجره یک زوج,تمرکز وی را به هم زده و به همین دلیل مجبور می شود جای خود را عوض کند.از قضا در کنار او پسری به نام "جس" قرار دارد و سلین توجه وی را به خود جلب میکند.
    همین امر باعث می شود که ارتباط بین آنها بر قرار شود و این دو فرد با هم شروع به حرف زدن کرده و سر انجام جس , سلین را برای خوردن ناهار به رستوران قطار دعوت کند.





    پس از اندکی صحبت در مورد مسائل عقیدتی و گوناگون,مقصد سفر "جس" فرا می رسد و باید ناخواسته با سلین خداحافظی کند.اما او به سلین پیشنهاد دیوانه واری میدهد و از وی میخواهد تا سلین نیز به همراه او در شهر ویانا پیاده شود.جس,سلین را قانع میکند و انها تمام طول فیلم را در شهر قدم می زنند و راجع به موضوعات مختلف صحبت میکنند,تا اینکه لحظه ی طلوع افتاب سر می رسد و این شخصیت به طور غم انگیزی باید با هم خداحافظی کنند...


    مهمترین چیزی که در درام این فیلم میبینیم,"عشق" مشهود و گیرای این دو شخصیت است.به طوری که این علاقه از طرز نگاه کردن یا حرف زدن شخصیت ها مشهود است,به طوریکه عشق به وجود آمده بین سلین و جس ,نه محصول "عشق در یک نگاه",بلکه میتوان کمی فرافکنی کرد و اینطور بیان کرد که گویی سلین و جس برای همدیگر "یک نیمه ی گمشده" بوده اند که به طور ناگهانی همدیگر را پیدا کرده اند و صحبت در رابطه با نام کتابی که جس میخواند (اغاز گفتگو) تنها بهانه ای برای بر قرار شدن ارتباط این عشق است.






    نکته ی جالبی که در فیلم , حتی در همان اوایل فیلم مشهود است,تضاد های درونی "جس" و "سلین" است.در همان ابتدا وقتی که "جس" در مورد نحوه ی تاثیر پذیری اش از تحمیل ها وصحبت های دیگران بر شیوه ی زندگی اش و در مورد دیدن روح مادربزرگش و عقیده ی "باور مرگ" حرف میزند,سلین نسبت به باور مرگ شخصی ضعیف است که عملا حتی از فکر کردن به مرگ نیز می ترسد.

    این ضدیت را میتوان نمادی برای شروع ضدیت ها و تضاد های بیشتر بین این دو شخصیت و در عین حال ایجاد پیوند عشقی محکم بین انها دانست.






    با پیش رفتن فیلم,وقتی سلین و جس بیشتر با هم اشنا شدند,تضادهای بیشتری از آنها را مشاهده میکنیم.از جمله ی این تضاد ها را میتوان به عقیده و نحوه ی برخورد این دو شخصیت نسبت به پیرزن فالگیر,اشاره کرد که سلین عملا به حرف های فالگیر با یک باور خاصی نگاه میکند و به شدت به حرف هایش ایمان دارد.اما در نقطه ی مخالف او,جس,فالگیر را شیاد و حقه باز میداند و اورا به تمسخر میگیرد.

    یا به عنوان نمونه ای دیگر,هنگامی که "شاعر دوره گرد",برای این دو شخصیت شعر گفت و در قبال ان از انها پول گرفت,سلین با تمام وجود شعر را پذیرفت و با آن ارتباط برقرار کرد اما در نقطه ی مخالف او,جس,بر این باور بود که این شاعر تمام شعرها را به صورت آماده داشته و انها را فی البداهه نسروده است.




    نکته ی قابل تأمل در این تضاد ها این است که هرگز حقیقت مطلق مشخص نمی شود.یعنی کارگردان در این فیلم نمیگوید که کدام عقیده درست است؟عقیده ی سلین مربوط به درستکار بودن شاعر و فالگیر,یا عقیده ی جس,مربوط به ریاکار بودن آنها;بلکه کارگردان این قضاوت را بر عهده ی مخاطب قرار داده است,به طوری که کارگردان در اقدام بسیار ظریفی,این دو شخصیت متضاد را نمادی تمام شخصیت های موجود در جهان دانسته.در واقع این دو شخصیت ممیزی بین خیر و شر و یا خوش بینی و بد بینی هستند,و افرادی که اخلاقیات و درونیات "جس" را دارند,مسلما در صحنه ی "فالگیر و شاعر" به گردن آنها ریسمان "اتهام" میبندند(درست مثل جس) و در نقطه ی مخالف,مخاطبانی که اخلاقیات و روحیات "سلین" را دارند,در مواجهه با این دو صحنه,خوش بینانه قضاوت خواهند کرد.
    اما سوالی که مطرح است این است که چرا کارگردان در یک درام عاشقانه که اصولا طبق عادت,باید همگی یک رنگ باشند و به هم برسند,اینقدر تضاد ها را پر رنگ کرده؟!
    جواب این سوال را با اندکی تامل میتوان یافت.از نظر من علت پر رنگ نشان دادن تضادها,زمانی مشخص می شود که این تضادها را در کنار علاقه ی شدید قلبی بین این دو شخصیت قرار داد!اینجاست که هدف ظاهری کارگردان مشخص می شود و متوجه می شویم که کارگردان تلاش کرده تا نشان دهد که حتی اگر دو شخصیت در تضاد کامل با یکدیگر هم باشند,بازهم "عشق واقعی" راهی برای تفاهم انها و عاشق هم بودنشان پیدا خواهد کرد و در واقع این پر رنگ نمایی تضادها تنها با هدف این صورت گرفته که قدرت بی همتای "عشق واقعی" را نشان دهد.



    نکته ی اساسی دیگر این فیلم,پیشرو بودن و عدم سکون عشق در طول فیلم است.همانطور که میدانید تمام 105 دقیقه ی فیلم صرف گفتگو و گشت و گذار این دو شخصیت در شهر است و از سکانس های پر زرق و برق و اکشن و .... خبری نیست.اما چیزی که در مورد عشق این دو شخصیت بسیار زیبا است,پیشرو بودن عشق سلین و جس و سر منشا گرفتن آن از یک جرقه ی کوچک,تا نهایتاً رابطه ی حاد عشقی زیباست...






    به طوری که یکی از زیباترین سکانس هایی که شعله ور شدن آتش عشق این دو شخصیت را به زیبایی هرچه تمام نشان داد,سکانس اتاق موسقی بود.اتاقی که در آن به راستی به طور علنی با نگاه های ناشیانه و دزدکی به همدیگر این دو شخصیت به عاشق شدن خود پی بردند و این حس زمانی به اوج خود رسید که نگاه های عاشقانه ی انها با تم موسیقی فوق دراماتیک و مناسب موقعیت آنها همراه شد!


    پس از پی بردن هر دو شخصیت به احساس مشترک خود,رابطه ی آنها از مخفی کاری به حالت علنی رسید به طوریکه در سکانس چرخ و فلک,آنها این احساس را با بوسیدن یکدیگر ابراز میکنند.سکانس چرخ و فلک را میتوان به یک زندان و دام عشقی دانست که این دو شخصیت به طور ناخواسته در آن زندانی شده اند و دیگر نمی توانند از هم دل بکنند.






    سیر تکاملی و صعودی عشق این دو شخصیت در سکانس "رستوران" به حد اعلا می رسد.جایی که "جس" و "سلین" تصمیم می گیرند به طور نمادین هر یک با طرف مقابلشان با فرض اینکه طرف مقابلشان نامزد سابق انها است,تلفنی حرف زده و از اتفاقاتی که امروز در قطار افتاد و در مورد کسی که امروز با وی همراه شدند(جس یا سلین) با وی حرف بزنند و احساسات خود را نسبت به او بگویند!
    در این سکانس عاشقانه ترین و بی پرده ترین دیالوگ ها رد و بدل می شود که به وضوح میتوان درونی بودن و واقعی بودن این دیالوگ ها را فهمید.برای مثال یکی زباترین دیالوگ های این سکانس را میتوان به دیالوگ های زیر اشاره کرد:



    سلین:"اون خیلی دلنشین بود.دست خودم نبود.توی سالن غذاخوری قطار با هم حرف زدیم.اون شروع کرد به حرف زدن مورد خودش و اینکه بچه بود و روح مادربزرگش رو دیده بود.فکر کنم همون موقع بود که عاشقش شدم.فکر این پسر کوچولو با همه ی روزا های قشنگش.اون منو به دام انداخت...!"
    جس:"اون(سلین) نشست کنار من.ما شروع کردیم به حرف زدم.اولش از من زیاد خوشش نمیومد.اون خیلی باهوش و خیلی احساساتی...و خیلی زیبا بود...به همین خاطر من اعتماد به نفس نداشتم و فکر میکنم هرچی گفتم ابلهانه بود..."


    سکانس "رستوران" را میتوان نقطه ی اوج فیلم دانست.جایی که این دو شخصیت احساساتی از درون خود را که ابدا از طریق صحبت معمولی و بدون استفاده از روش ابتکاری یا روش غیر مستقیم نمیتوانستند بزنند,آن را به طور کامل ابراز کردند.زیبایی این صحنه وصف ناپذیر است.من گمان میکنم که به قدری این احساسات این سکانس بالا بود که حتی بازیگران فیلم برای این سکانس تا حدودی مطابق فیلم نامه عمل نکرده اند و از درونیات و احساسات واقعی خود مایه گذاشته اند.به طوری که به وضوح شرم و خجالت را در چهره ی هردو را زمانیکه این دو شخصیت از زیبایی های ظاهری طرف مقابل خود به همدیگر میگویند و همچنین لرزش خفیف و زیبای دست های سلین ,مشهود است.






    همانطور که گفته شد این فیلم به دور از هر نوع زرق و برق و سکانس های بی مورد و خارجی است.تمام 105 دقیقه ی فیلم اختصاص یافته است به صحبت های این دو شخصیت و قدم زدن انها.اما سوال اینجاست که هدف کارگردان از نشان دادن مکان ها و کوچه پس کوچه های ویانا چه بوده است؟به نظر می آید شهر ویانا و تمام افراد آن نیز,برای یک شب,همگی تلاش میکنند تا آنها به هم برسند...از جشن ها و نمایش ها و پارک های شلوغ و کافه و رستوران ها گرفته,تا فروشگاه موسیقی و شاعر دوره گرد و حتی صاحب "مشروب فروشی" که به ملاحضه ی عشق بین این دو شخصیت و اینکه پولی همراه آنها نیست,به آنها مشروب مجانی داد و...!گوشی همه و همه برای سلین و جس تدارک دیده اند تا آنها همین یک شب را در کنار هم بمانند.


    این فرضیه زمانی به اثبات می رسد که پس از جدایی تلخ این دو شخصیت,کلوز آپی از تمام مکان هایی که این دو شخصیت در طول یک شبانه روز قبلی بازدید کرده اند(که در زمان قدم زدن انها,این مکان ها شلوغ و پر رونق و مملو از حس شادابی بود) نشان داد,ولی تمام این مکان ها خلوت و مرده و بی روح بود,گویی که تمام شهر ویانا نیز از جدایی این دو شخصیت در ماتم و غم به سر میبرد...






    یکی از زیباترین حس هایی که فیلم به مخاطب منتقل میکند,تقلا و تلاش دو شخصیت است.دو شخصیت ای که با وجود اینکه میدانند حس جریان یافته ی بین آنها بیش از 1 شبانه روز دوام نمیاورد و سرانجام صبح زود باید انها از هم جدا شوند,ولی باز هم با اندوهی نهفته در چشم هایشان و قلب هایشان,سعی میکنند به هم عشق بورزند تا شاید هرگز صبح "ستمگر" فرا نرسد و آنها برای همیشه با هم باشند...مویّد این فرضیه,سکانسی نیست جز سکانس قایق!جایی که سلین را (که در اولین مکالمه ی انها در قطار مشخص شده بود که از پرواز با هواپیما میترسد),متقاعد میکند که برای دیدن "جس" با هواپیما به امریکا بیاید و سلین این احساس را اینطور بیان میکند:

    سلین:ولی میتونم با هواپیما بیام امریکا پیش تو
    جس:ولی تو گفتی از هواپیما می ترسی
    سلین:نه...راستش...اونقدر ها هم نمی ترسم...میتونم بیام پیشت.

    متاسفانه این فیلم پایان خوشی ندارند...بالاخره پس از آن همه مکالمه ی رویایی و خوش گذرانی و وابستگی,موقع جدایی فرا می رسد...احساس زیبایی که به مخاطب دست میدهد این است که تا زمانی که اسامی سازندگان فیلم به نمایش در نیاید,هنوز هم امید دارند که سلین از قطار پیاده شود و با جس همراه شود و جدا این حس به سراغ هر مخاطبی خواهد رفت.اما ابدا چنین چیزی رخ نمی دهد.در سکانس اخر فیلم که میتوان آن را از تراژدیک ترین صحنه های سینمایی دانست,جس و سلین با چشمانی اشک بار به طور دیوانه وار "اخرین بوسه های خود" را میزنند و با ناراحتی از هم خداحافظی میکنند.اما در اخرین لحظات فیلم نقطه ی روشن و نورانی ای در دل مخاطب و همچنین جس و سلین رخ می دهد.انها یک قرار ملاقات(دقیقا سال دیگر همین روز و همین جا)میگذراند...قرار ملاقاتی که باعث می شود سوژه ی ساختن نسخه ی دوم فیلم درست در سال 2004(9 سال بعد) توسط همین کارگردان باشد و این نسخه در سال 2004 با نام before sunset منتشر شد...






    اما جدا شدن این شخصیت ها صرفا به منظور گنجاندن حس تراژدیک به این فیلم نبوده است.بلکه نکته ی بسیار ظریف و پر مفهومی در ان نهادینه شده است.این نکته ی مخفی را میتوان, انتقال مفهوم نادر و معکوس"صبح" و "شب" به مخاطب دانست.


    بر خلاف تمام متن های ادبی یا فیلم ها که "صبح" نمادی از "روشنی" و "امید" و "به هم رسیدن" است,اما در اینجا صبح نمادی تلخ,"جدایی" و "اشک" است و به طور کلی آن را میتوان نمادی از افراد ظالم و جدا کننده دانست.زیرا این این "صبح" بود که انها را در قطار به هم رساند و مجددا این "صبح" بود که آنها را از هم جدا کرد...!در واقع قهرمان این فیلم را میتوان "شب" دانست نه روز و مسلما همانطور که خود شخصیت های فیلم ارزو میکردند هیچگاه صبح نیاید,مخاطب این فیلم نیز همین را ارزو را میکند و این "هم حسی" فوق العاده قوی را باید مدیون صادقانه بودن کارگردان در داستان پردازی و شیوه ی فوق العاده ی کارگردانی وی دانست.






    کارگردان به خوبی حس منفی و نفرت خود را نسبت به صبح نشان داده است.به طوری که در شب,شهر ویانا را بسیار زیبا و سرشار از جشن و شلوغی و شادی میبینیم.اما فقط چند دقیقه بعد از جدایی جس و سلین,شهر علی رغم غرق شدن در نور به ظاهر امید دهنده ی خورشید,گویی به شهر ارواح تبدیل شده,به طوری که غمی بی پایان بر ان سایه گستر شده است و هیچ تحرک و رفت و آمدی در آن وجود ندارد.


    البته اینکه در مورد این فیلم, تا این حد هم حسی مخاطب با شخصیت های فیلم قوی است,ریشه در صادقانه بودن فیلم دارد.همانطور که میدانید(یا باید بدانید!) این داستان یک داستان کاملا واقعی است.در واقع کارگردان فیلم,دقیقا با زنی در قطار به همین نحو صحبت کرده است و ظاهراً عاشق شده است و ظاهر باید بگویم که ریشه و منبع ساخت فیلم از احساس غلیظ و واقعی کارگردان بر اثر تجربه ی مشابه وی است,نه از فکر و تخیل کارگردانیه او.در واقع این حس همدردی و بر قراری ارتباط ریشه در صادقانه بودن فیلم و در واقع رئال بودن آن دارد.




    تمام شد,اما...:سخن نهایی


    "قبل از طلوع آفتاب" یک اثر تکرار نشدنی و متحول کننده در سبک رومانس-درام بود.
    اثری که با با ذره ذره ی وجودتان , عشق پاک "سلین" و "جس" را حس میکنید;با خوشحالی هایشان خوشحال می شوید;از جداییشان به گریه می افتید;با امید مجدد به دیدارشان,امیدوار می شوید و بی صبرانه به تکاپوی بی همتایی برای تهیه نسخه ی دوم فیلم,BEFORE SUNSET,می افتید.
    فیلم به اندازه ای طبیعی و رئال کار شده است که واقعا در برخی سکانس ها شک میکنید که شما دارید این فیلم را از صفحه ی مانیتور خود میبینید و فکر میکنید خودتان درست در روبروی انها در صندلی قطار یا صندلی رستوران و قایق و.. نشسته اید...به شخصه در زمینه ی رئال بودن,این اثر را در کنار شاهکار هایی همچون TAXI DRIVER میدانم...
    سینمای دراماتیک جهان واقعا به این اثر مدیون است.هرچند طبق سنت همیشگی,جوایز اسکار و گلدن گلاب و ... را به فیلم های پر زرق و برق و پر تبلیغ و پر هزینه میدهند و کمتر جشنواره ای به مفهوم فیلم ها توجه میکند,این فیلم هم از این قاعده مستثنی نبود,و متاسفانه حتی به نامزدی برای اسکار نرسید و تنها به 3 جایزه و میانگین امتیازی 8 از 10 در IMDB اکتفا کرد.اما چیزی که بر احدی پوشیده نیست,عظیم بودن این اثر و احساسات نهفته در آن است.و این را تنها کسی میتواند بفهمد که با تمام وجود بگوید:

    "ای کاش هرگز صبح فرا نمی رسید..."




    امتیاز من:9 از 10

    موفق باشید.
    Dead SpirO
    *امیر حسین*
    ویرایش توسط Skyfly : 01-28-2012 در ساعت 09:37 دلیل: تصحيحات ويراستاري و جاستيفاي
    Don Corleone, SaMaNe, FFKIA و 6 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  2. 18 کاربر از پست مفید DeAd SpirO سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

  4. #2
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    سن: 31
    نوشته ها : 11,484
    سپاس ها : 10,143
    سپاس شده 25,840 در 7,194 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    پاسخ : جدایی "جس" از "سلین" ||نقد و بررسی Before SUNRISE

    متاسفانه متاسفانه این فیلم رو هنوز نتونستم ببینم!
    روزهای زیادی است که میخوام این فیلم رو ببینم اما نمیشه اونقدر تعریف و تمجید از این فیلم شنیدم که حد نداره اما متاسفانه وقتش رو پیدا نمیکنم این دو قسمت بعد و قبل از غروب رو ببینم! و ببینم این فیلم و این دو بازیگر جس و سلین چی کردن تو این فیلم که این فیلم یکی از دوست داشتنی ترین فیلم های چند سال اخیر تبدیل شده
    و از شنیدن این که قراره این فیلم قسمت سومی هم داشته باشه طرفداراش این طور خوشحال بشن؟؟...

    دوست عزیزمون هم که انگاری کامل از فیلم لذت برده و امتیاز قابلی به فیلم داده اونم 9 از 10 !!!
    باید این فیلم رو حتما ببینم شاید فردا.....
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  6. #3
    DeAd SpirO آواتار ها
    وضعیت : DeAd SpirO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2011
    محل سکونت : یزد
    سن: 26
    نوشته ها : 69
    سپاس ها : 63
    سپاس شده 324 در 54 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 474 تاپیک

    پاسخ : جدایی "جس" از "سلین" ||نقد و بررسی Before SUNRISE

    مرسی دوست گلم.
    فیلم رو حتما تماشا کن.فیلم علت طرفدار فراوانش بی ریا بودن فیلم نامه و روند هست.همه چیز ساده هست.ایده ی فیلم کلا بی الایش و روان هست.فیلم حالت رئال گونه داره.ضمنا پایه ی فیلم بر اساس "یک اتفاقی هست که شاید بر من و شما هم اتفاق بیافته!".یعنی داستان فیلم مثل رمنس های دیگه همچون کازابلانکا و .... نبود (که یا برای هیچکس اون حوادث اتفاق نمیفته و یا اون فداکاری ها رو هر کسی انجام نمیده و یا برای تعداد معدودی اتفاق میفته) و ضمنا حوادث اغراق امیز و خرق عادت نداشت و مخاطب وقتی فیلم رو میدید,مثل سایر رمنس ها این حس بهش القا نمیشد که "انگار همه ی دنیا در خدمت اون دوتا عاشق و معشوق قرار گرفته اند و تمام شهر اماده ی اجرای متن داستان انهاست".نه تنها توی این فیلم این اتفاق نمی افتاد,بلکه به نظرم توی اون شهر ناشناخته,همه ی مردم به طور موازی داشت داستان زندگیشون اجرا میشد.از اون دوره گردی که تبلیغ نمایشش رو میکرد تا مردمی که توی رستوران نشسته بودند!هیچ وقت کسی حس نمیکرد که توی فیلم داره چیزی خرق عادت میبینه.بلکه داستان فیلم(اشنایی پسر با دختر توی قطار و همراه شدن و قدم زدنشان) ممکنه برای هرکسی اتفاق بیفته...برای همین مخاطب شدیدا خودشو جای شخصیت های فیلم قرار میده و خودشو میاره توی متن فیلم...یعنی به طوریکه تصور میکنه به عینه خودش توی قطار بوده و به جای کارگردان و تصویر بردار,از "جس و سلین" فیلم گرفته و حالا با دیدنش دوباره داره مرورش میکنه!!

    فیلم بسیار جالب و زیباییه.اون امتیاز 9 ای هم که دادم من این امتیاز رو کلی ندادم.بلکه در ژانر خودش اونو دادم.یعنی اونو با یک سری رمنس موفق دیگه مقایسه کردم و به نظرم رسید 9 بهترین نمره برای این فیلم...

    ضمنا نسخه ی دوم از نظرم کمی ضعیف تر بود.

    به شدت چشم انتظار نسخه ی سوم هستم...


    ممنون از بالا اوردن تاپیک و دادن نظر عالی و گرانبهات

  7. کاربر روبرو از پست مفید DeAd SpirO سپاس کرده است .


  8. #4
    amrtat71 آواتار ها
    وضعیت : amrtat71 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2013
    محل سکونت : khz
    سن: 28
    نوشته ها : 17
    سپاس ها : 25
    سپاس شده 11 در 5 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 358 تاپیک

    پاسخ : جدایی "جس" از "سلین" ||نقد و بررسی Before SUNRISE

    واااااااااااااااای خیلی قشنگ بود یعنی دیوونش شدم
    قسمت دوم هم نگاه کردم زیاد جالب نبود یعنی وقتی فهمیدم ادامه داره بسی خوشحال شدم تازه نسخه سومش هم هست....اصلا از این فیلما که مفهومی باشن خیلی خوشم میاد باید 10 تا فیلم ببینم تا یکیش جالب باشه....یه تاپیکی بزنید فیلم خوبارو بگید
    بررسیتون هم عالی بود...
    DeAd SpirO به این پست علاقمند بوده است.

  9. کاربر روبرو از پست مفید amrtat71 سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. "رادكليف" جدا از " هري" (اختصاصي سينماسنتر)
    توسط lotr در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 01-27-2012, 06:51
  2. تحلیل و بررسی فیلم " جدایی نادر از سیمین "
    توسط NAMAEINAZDIK در انجمن بخش آزاد تحلیل و بررسي فيلمهاي جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-28-2011, 18:10
  3. نگاهی متفاوت به فیلم "جدایی نادر از سیمین"
    توسط Anti Trust در انجمن بخش آزاد تحلیل و بررسي فيلمهاي ايراني
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 07-01-2011, 14:44
  4. گفتگو با اصغر فرهادی درباره "جدایی نادر از سیمین"
    توسط 1CHAMPION در انجمن مصــــاحبـــه هـــا
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 04-11-2011, 16:34
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-05-2011, 08:09

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •