سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

 

این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
نمایش شاخه ای2علاقمندی ها
  • 1 ارسال شده توسط ♚ReZa__SoLtAn♚
  • 1 ارسال شده توسط ♚ReZa__SoLtAn♚

موضوع: دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

  1. #1
    تنها ترین سردار
    ♚ReZa__SoLtAn♚ آواتار ها
    وضعیت : ♚ReZa__SoLtAn♚ آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2012
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 490
    سپاس ها : 1,518
    سپاس شده 1,048 در 418 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 640 تاپیک

    دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

    قیصر : «تو چرا این ریختی شدی؟ کی زدتت؟»
    میتی: «قصه اش درازه.
    »قیصر : «کجا؟»
    میتی : «هیجی بابا، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامون هم بود.»
    قیصر : «کریم؟! کدوم کریم؟»
    میتی : «کریم آق منگل ، میشناسیش؟ آره؟ از ما نه, ازاونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری به موت قسم اصن ما تو نخش نبودیم، آره نه گاز دنده دم هتل کوهپایهٔ دربند اومدیم پایین، یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین عرق و آبجو جور شد رو تخت نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم. اولی رو رفتیم بالا، به سلامتی رفقا، لولِ لول شدیم، دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع، پاتیل پاتیل شدیم؛ سومی رو اومدیم بریم بالا آشیخ علی نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا. گفت به سلامتی میتی؛ تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم؛ این جیب نه اون جیب نه تو جیب ساعتی ضامن‌دار اومد بیرون رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن، پریدم تو اوتول اومدم دمه کوچه مهران بغل این نُرقه فروشیه اومدم پایین دیدم یه سره هیکل میزونیه,این جوریه, زد بهم افتادم تو جوب، گفتم هته ته! گفت عفت! باز یکی گذاشت تو گوشم، گفتم نامرداش؛ دومی رو از اولی قایم‌تر زد، دستمو کردم تو جیبم که برمو بیام چشام باز کردم دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم، شمام بگین زده، آره، خوبیت نداره. واردی که!»




    desmound به این پست علاقمند بوده است.
    بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .از بـس.....خـودم را مـی زنـم . .بـه نـفـهـمـی !!!

  2. 3 کاربر از پست مفید ♚ReZa__SoLtAn♚ سپاس کرده اند .


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
     

  4. #2
    تنها ترین سردار
    ♚ReZa__SoLtAn♚ آواتار ها
    وضعیت : ♚ReZa__SoLtAn♚ آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2012
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 490
    سپاس ها : 1,518
    سپاس شده 1,048 در 418 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 640 تاپیک

    پاسخ : دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

    دیالوگ بهروز وثوقی تو فیلم قیصر :

    مصبتو شکر نه نه افتاب که طلوع کنه و غروب کنه و دو دفعه اذان ظهر و مغرب رو بدن همه
    یادشون می ره ما کی بودیم و چی بودیم واسه چی اومدیم واسه چی میریم


    بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .از بـس.....خـودم را مـی زنـم . .بـه نـفـهـمـی !!!

  5. 2 کاربر از پست مفید ♚ReZa__SoLtAn♚ سپاس کرده اند .


  6. #3
    تنها ترین سردار
    ♚ReZa__SoLtAn♚ آواتار ها
    وضعیت : ♚ReZa__SoLtAn♚ آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2012
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 490
    سپاس ها : 1,518
    سپاس شده 1,048 در 418 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 640 تاپیک

    پاسخ : دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

    احترامت واجب خان دایی اما حرف از مردونگی نزن که اصلا خوشم نمیاد کی واسه ما یه نخود مردونگی رو کرد که واسش یه خروار رو کنیم!این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو ای جگرم
    این نظام روزگاره یعنی این روزگاره نزنی میزنند!
    خیال میکنی چی میشه خان دایی کسی از مردن ما ناراحت میشه نه ننه.سه دفعه که آفتاب بیفته سر اون دیوار بیفته وسه دفعه که اذون مغرب رو بگن همه یادشون میره که ما چی بودی و واسه چی مردیم همین طور که مایادمون رفته.دیگه کسی تو این دوره زمونه حوصله داستان گوش کردن رو نداره..


    بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .از بـس.....خـودم را مـی زنـم . .بـه نـفـهـمـی !!!

  7. کاربر روبرو از پست مفید ♚ReZa__SoLtAn♚ سپاس کرده است .


  8. #4
    تنها ترین سردار
    ♚ReZa__SoLtAn♚ آواتار ها
    وضعیت : ♚ReZa__SoLtAn♚ آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2012
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 490
    سپاس ها : 1,518
    سپاس شده 1,048 در 418 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 640 تاپیک

    پاسخ : دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

    آقو حسینییییییییییییی . منو خیلیا زدن . پاسبونا شوفرا آدمای ممل اسمال پارچه فروشا کوچه مهران . سیا..یا کوچه سرخپوستا . بستنی فروشه . از دردش خوشم میاد مثه این میمونه که خارش داشته باشیو حسابی بخاروننت . یا اینکه حکم مرخصیتو امضا کرده باشن .. .... . هیچ آهنی واسه ما خنجر تیزی نشد . چقد تو سینه کش آفتاب میشتیمو نقشه می کشیدیم . 2 تارو 4 تا میکنم .8 تارو 16 تا میکنم

    بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .از بـس.....خـودم را مـی زنـم . .بـه نـفـهـمـی !!!

  9. #5
    تنها ترین سردار
    ♚ReZa__SoLtAn♚ آواتار ها
    وضعیت : ♚ReZa__SoLtAn♚ آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2012
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 490
    سپاس ها : 1,518
    سپاس شده 1,048 در 418 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 640 تاپیک

    پاسخ : دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

    خدایا اگه روزی روزگاری قرار بشه هر کی پیر شد دلشم کوچیکشه خدایا مارو هرگز پیر نکن که هیچ حوصلشو نداریم... (قیصر)

    بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .از بـس.....خـودم را مـی زنـم . .بـه نـفـهـمـی !!!

  10. کاربر روبرو از پست مفید ♚ReZa__SoLtAn♚ سپاس کرده است .


  11. #6
    تنها ترین سردار
    ♚ReZa__SoLtAn♚ آواتار ها
    وضعیت : ♚ReZa__SoLtAn♚ آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2012
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 490
    سپاس ها : 1,518
    سپاس شده 1,048 در 418 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 640 تاپیک

    پاسخ : دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

    حبيب: چرا نيومدي در دكون
    مجيد: امروز جمعه است، تعطيليه
    حبيب: امروز دوشنبه است، خيلي داريم تا جمعه
    مجيد: نخييير، تو اون تقويمه كه آقام اون سال خودش با دست خودش بهم عيدي داد امروز جمعه است
    حبيب: (با پوزخند) اون تقويم باطله است
    مجيد: واسه من جمعه جمعه آقامه، شنبه شنبه آقامه، خواه مرده، خواه زنده، جخ تقليد مرده جائزه، آقا ميگه پا منبر، زكي اينوووو.. ..


    بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .از بـس.....خـودم را مـی زنـم . .بـه نـفـهـمـی !!!

  12. کاربر روبرو از پست مفید ♚ReZa__SoLtAn♚ سپاس کرده است .


  13. #7
    تنها ترین سردار
    ♚ReZa__SoLtAn♚ آواتار ها
    وضعیت : ♚ReZa__SoLtAn♚ آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2012
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 490
    سپاس ها : 1,518
    سپاس شده 1,048 در 418 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 640 تاپیک

    پاسخ : دیالوگهای ماندگار بهروز وثوقی

    ما داداشيم... از يه خميريم... اما تنورمون علي حده است... تنور شما عقدی بود؛ مال ما تیغه ای صیغه ای، کله شماها شد عینهو نون تافتون، گرد و تلمبه قلمبه، کله ما شد عینهو نون سنگک. هه هه هه هه... شكر بربری نشدیم ...(سوته دلان)
    The Original به این پست علاقمند بوده است.
    بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .از بـس.....خـودم را مـی زنـم . .بـه نـفـهـمـی !!!

  14. کاربر روبرو از پست مفید ♚ReZa__SoLtAn♚ سپاس کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دیالوگهای به یاد ماندنی
    توسط RASHNO در انجمن اطلاعــــــات سینمــــــــــایی
    پاسخ ها: 320
    آخرين نوشته: 08-25-2014, 08:57 PM
  2. كلامي ماندگار
    توسط MiSS SAYTA در انجمن بخش ادبـيـــــــــات
    پاسخ ها: 61
    آخرين نوشته: 10-15-2011, 11:41 PM
  3. فیلم جدید بهمن قبادی با بازی بهروز وثوقی و مونیکا بلوچی(اختصاصی سینماسنتر)
    توسط FTSAMO در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: 04-24-2011, 12:15 AM
  4. 10 نقش ماندگار الیزابت تیلور
    توسط ScarFace در انجمن اطلاعــــــات سینمــــــــــایی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 03-28-2011, 09:54 AM
  5. بهروز وثوق
    توسط ScarFace در انجمن بيــوگــرافـــي هــا
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-16-2010, 10:45 AM

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0