سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30
نمایش شاخه ای54علاقمندی ها

موضوع: Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    نام فیلم: اربــــاب جنگ Lord Of War
    نام: Lord 1.jpg نمایش: 2270 اندازه: 46.5 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان: آندرو نیکولز
    تهیه کننده: نیکلاس کیج، آندرو نیکولز، کریس روبرتس
    فیلمنامه: اندرو نیکولز
    موزیک متن: آنتونیو پینتو
    فیلم برداری: امیر مُکری
    تدوین: زاک استینبرگ
    راوی: نیکلاس کیج
    کارگردان هنری: الیزابتا برالدو
    بازیگران
    نیکلاس کیــــج
    بریجیت موناهان
    یــارد لیتو
    یــان هولم
    اتــان هاوک
    دانالد ساترلند (فقط صدا)
    اطلاعات دیگر
    ژانر: جنائی، درام
    درجه نمایش R
    IMDB Rate: 7.6
    تولید شده توسط کمپانی:
    آسندانت، اینترتیمنت منیوفیوچرینگ کمپانی، وی ای پی
    اکران: 16 سپتامبر 2005
    مدت زمان: 122 دقیقه
    ساخته شده توسط: آمریکا، فرانسه، آلمان
    زبان: انگلیسی
    بودجه: 42 میلیون دلار
    فروش کل فیلم: 72 میلیون دلار
    افتخارات و جوایز
    برنده جایزه برد ملی نقد سال 2005
    نامزد اجتماع فیلم سیاسی سال 2005
    تحلیل و برررسی از: فرخ فرمان
    Faramarz, M.Night, 1CHAMPION و 13 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    نام: Lord 2.jpg نمایش: 1758 اندازه: 29.3 کیلو بایت
    تحلیل فیـلــــــــم ارباب جنــگ
    با سلام خدمت همه کاربران گرامی سینماسنتر

    بعد از چند ماه تعلیق در ارائه تحلیل و بررسی فیلمها بار دیگر فرصتی دست داد تا با تحلیل و بررسی فیلم تاثیرگذار ارباب جنگ در خدمت شما باشم. تقریبا از روزهای اولیه راه اندازی سایت سینماسنتر یکی از برنامه های تحلیل خود من این فیلم بوده و متاسفانه هر بار به دلیلی این تحلیل به تاخیر افتاد.

    فیلم ارباب جنگ (Lord Of War) یکی از معدود فیلمهائیست که نگاه سازنده و نویسندگان فیلم به مقوله زندگی یک قاچاقچی اسلحه, بسیار فلسفی و دارای عمقی خاص است. با این که فیلمهای زیادی در باب مسئله قاچاق اسلحه ساخته شده اما از بین همه این فیلمها, ارباب جنگ دارای جذابیتهای بیشتری برای یک تحلیل سینمائیست.
    ماجرای قاچاق اسلحه ماجرائی نا آشنا برای مردم نیست و میدانیم که هم اکنون در سرتاسر جهان چنین تجارتی در حال انجام است به همین ترتیب حجم پولی که در این تجارت در گردش است سر به میلیارها دلار میگذارد. با این حال تا کنون پرداخت صریح و مشخصی را به مقوله تجارت اسلحه در حد ارباب جنگ ندیده ام و امیدوارم که تحلیل این فیلم از سینمای هالیوود, به درک بهتر خوانندگان از این تجارت خونین و پردرآمد کمک کند.

    مقدمه ای بر اربابان جنگها ...
    در جهان بالغ بر 550 میلیون اسلحه گرم وجود دارد، بعبارتی برای هر 12 نفر یک اسلحه گرم. سوال اصلی اینجاست، چگونه باید آن 11 نفر دیگر را مسلح کرد؟!
    یوری اورلوف – ارباب جنگ


    ارباب جنگ فیلمیست تکان دهنده و البته با داستانی ساده. این فیلم هیچ گاه بیننده را گیج نمیکند، دلیلی هم برای این کار نیست، ارباب جنگ قرار است که آمار و ارقام صحیح و اتفاقات واقعی را در قالب یک ماجرای دراماتیک برای بیننده به تصویر بکشد. در پایان فیلم در ذهن بیننده اینگونه نقش میبندد که ارباب جنگ تا حد زیادی در این مسیر موفق بوده است.
    برای درک صحیح تر بهتر است کمی درباره تجارت اسلحه بدانیم و قبل از هر چیز با گفته یوری اورلوف در ابتدای فیلم شروع میکنیم.
    در جهان بالغ بر 550 میلیون اسلحه گرم وجود دارد، بعبارتی برای هر 12 نفر یک اسلحه گرم. سوال اصلی اینجاست، چگونه باید آن 11 نفر دیگر را مسلح کرد؟!
    این جمله در واقع اشاره به کلیت داستانی میکند که از این پس در فیلم ارباب جنگ با آن روبرو خواهیم بود. ارباب جنگ نمیگوید که این کاسبی در کل خوب است یا بد، چرا که بیننده باید این را از متن فیلم درک کند، آنچه در فیلم سعی میشود بر روی آن بزرگ نمائی شود این است که تجارت اسلحه به شکل عمیقی با سرنوشت ملتها و دولتها در همه سطوح گره خورده است و گاهی برای این که مردمان پی به نیت واقعی سیاستمدارانشان نبرند، تصمیم گیرندگان اصلی این بازار ناچار از این هستند که از سوداگران مرگ برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند.

    قبل از آنکه به تحلیل آنچه در فیلم میگذرد بپردازیم باید نگاهی بیندازیم به آنچه در این بازار مرگ آور میگذرد.

    بازار فروش اسلحه گرم دقیقا از زمان شروع ساخت اسلحه های گرم در جهان آغاز شده است. وقتی نگاهی به سرگذشت سلاحهای گرم در جهان می اندازیم، میبینیم که سرنوشت کلیه جنگهای 500 سال گذشته بشر وابسته به سلاحهای گرم بوده است و شکی نیست که با اختراع سلاح گرم خیلی سریع قدرتهای دنیا متوجه شدند که یا باید توان ساخت و تکثیر این نوع سلاح را داشته باشند و یا این که برای همیشه با صف اول دول نظامی جهانی خداحافظی کنند.
    کشورهای اسپانیا، انگلستان، آلمان، روسیه، عثمانی، پرتغال خیلی سریع در ردیف کشورهای اول ساخت سلاح گرم درآمدند و تلاش کردند این ساخت و تجارت این محصول را تحت انحصار خود در آورند. البته تا اوائل قرن نوزدهم هم در این راه موفق بودند، اما از ابتدای قرن نوزدهم کشورهای دیگری نظیر ایالات متحده نیز به این عرصه وارد شدند و ساخت سلاح گرم از انحصار اروپائیان خارج شد.
    وضعیت این تجارت وارد فاز جدیدی شده بود، اکنون کشورهای رده اول دنیا میبایست برای تجهیز مستعمرات و کشورهای تحت نظر خود نیز تلاش میکردند تا این کشورها در مواقع لزوم بتوانند در برابر دشمنان آنها مقاومت نشان دهند و این مسئله زمینه ساز تجارت بیشتر این نوع سلاح شد. با قدم گذاشتن انسان به قرن بیستم، مسئله سلاح گرم به دغدغه اصلی جوامع مورد هجوم و همسایگان آنان بدل شد. به همین ترتیب نیز تجهیز جوامع رده دوم و سوم نیز در ارجعیت قرار گرفت. کشورهای ردیف اول قدرت اکنون به سلاحهای دست چندم خود به چشم ابزاری برای کسب درآمد مینگریستند. از طرفی دیگر تجهیز کشورهای متحد اما ضعیف نیز در دستور کار بود.

    تا پایان جنگ جهانی دوم هنوز ارزش کشورهای کوچک و تامین کننده منافع، شناخته نشده بود. بعد از این جنگ بود که ابرقدرتها فهمیدند گاهی یک گروه مسلح چند هزار نفره میتوانند در بخشهائی از جهان به اندازه یک ارتش چند صدهزار نفری کار مفید انجام دهد.
    بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم ابرقدرتهای جدید جهان، آمریکا و شوروی دست به کار شدند و سیل سلاحهای ریز و درشت آنها به کشورهای مورد حمایتشان آغاز شد، اما موضوع مورد بررسی ما همه جریان فروش اسلحه در جهان نیست. فقط آن بخشی از این ارسالات ویژه مورد بررسی ماست که به داستان فیلم کمک میکند. بنابر این از کنار تمام مبادلات تسلیحاتی سنگین و سبک جهان میگذریم و مستقیم به سراغ همان بخشهائی میرویم که به موضوع ارباب جنگ مرتبط است.
    در 30 سال پایانی قرن بیستم برای دو ابرقدرت آمریکا و شوروی شرایطی پیش آمد که باید ضمن حمایت از متحدین ریز و درشتشان، طوری وانمود میکردند که انگار هیچ کمکی به این ممالک و گروهها نمیکنند. در این جا بحث بر سر این بود که چطور میتوان بخشی از جهان را به تسلیحات آمریکائی یا روسی مجهز کرد و این درحالی باشد که اثر انگشت این ابرقدرتها را نتوان بر روی این تسلیحات کشف کرد. این درست جائی است که داستان ارباب جنگ آغاز میشود.

    نام: Logo.jpg نمایش: 1470 اندازه: 4.0 کیلو بایت

    اودسای کوچک
    "قدیمی ترین استوانهای پیدا شده از انسان، هم دارای آثار سوراخ شدن توسط نیزه هستند"
    یوری اورلوف – ارباب جنگ

    اسلحه AK47 یا همان کلاشینکف، یکی از مشهورترین و البته تاثیر گذارترین سلاحهای مورد استفاده بشر در طول قرن بیستم بوده است. فیلم با حضوری نمادین از یوری اورلوف به عنوان سمبلی از قاچاق اسلحه، تعداد بیشماری پوکه که بر زمین افتاده اند به عنوان نمادی از تعداد افرادی که در طول این حضور مرگبار به قتل رسیده اند، اسلحه کلاشینکف به عنوان وسیله ای برای قتل های صورت گرفته و در واقع کالای کشنده قاچاق و مرد شلیک کننده به عنوان نمادی از مصرف کننده های این اسلحه در سراسر جهان آغاز میگردد.
    یوری اورلوف خیلی واضح و صریح هدف از این گردش را مشخص میکند، هدفی بسیار ساده و در عین حال غم انگیز. چگونه باید 11 نفر دیگر را مسلح کرد؟
    فرآیند مسلح کردن 11 نفر دیگر بازگشتی است به زندگی پر فراز و نشیب اما جهت دار یوری اورلوف. او در اوکراین به دنیا آمده، در شهر اودسا که بلافاصله بعد از ایجاد اتحاد شوروی به یکی از شهرهای آن بدل شد و خود اوکراین نیز مبدل به یکی از 15 کشور تشکیل دهنده اتحاد جماهیر شوروی گردید. مردم بسیاری از کشورهای قرار گرفته در شوروی بعد از ایجاد آن به خارج از مملکت رفتند ، خانواده اورلوف هم به بیرون از آن کشور پا گذاشته و مانند هجرت بسیاری از مهاجران به آمریکا، آنها هم داستانی دارند از جلای وطن.

    داستان یوری داستانی درباره چگونگی جلای وطن و چگونگی زندگی از کودکی تا بزرگ سالی نیست. داستان یوری درباره چگونگی استفاده از یک استعداد است، استعدادی که سبب میشود مسیر زندگی یوری بلافاصله تغییر کند. به عقیده یوری او دارای استعداد شگرفی در زمینه قاچاق کالاهای مختلف است که میتوان آنرا به نوعی نبوغ شرورانه نیز تعبیر کرد. این استعداد در زمانی شکل میگیرد که او در اودسای کوچک و در سن بزرگ سالی به سر میبرد. هنر یوری اورلوف استفاده از امکانات مختلف در جهت رسیدن به مطلوبهای ذهنی اش است. او در این مسیر حتی از یهودی نمائی پدرش نیز در جهت آشنا شدن با برخی افراد پشت صحنه تجارت اسلحه استفاده میکند و همین افراد نیز اولین سلاح را برای فروش در اختیار یوری میگذارند. یک یوزی ساخت اسرائیل!

    دنیای اورلوف قرار نیست محدود به فروش یوزی های اسرائیلی بماند. او بلافاصله تلاش میکند تا خود را وارد جریانات جدی تری کند. در این مسیر یوری یک فرد بی تجربه و تنهاست و اینجاست که تصمیم میگیرد مشکل تنها بودن خود را با وارد کردن برادرش ویتالی حل کند.
    اما در مسیر کسب تجربه او موفق نیست. اقدام یوری برای همکاری و یا شراکت با یک تاجر اسم و رسم دارد اسلحه به نام «سایمون وایز» (یان هولم) به نتیجه ای نمیرسد، مسئله مهم در همین عدم نتیجه گیری است. دلالان اسلحه آنطور که ارباب جنگ میخواهد به ما بگوید، در آن زمان آنقدر گرفتاری مالی نداشتند که برای پول هر کاری بکنند، به همین سبب است که میبینیم «سایمون وایز» از همان ابتدا آب پاکی را به روی دست یوری اورلوف میریزد، او اعلام میکند که تنها یک دلال اسلحه نیست. دقیقا از همین صحبتهای «سایمون وایز» است که میتوان سیاست غرب را در قبال جنگ ایران و عراق بهتر درک کرد. «سایمون وایز» به طور مشخصی اعلام میکند که طرفدار ضعیف شدن هر دو طرف بوده است و مشخص است که این سیاست به پیروی از دولتمردان غربی در نظر گرفته شده است.
    دوران تجارت موفق اسلحه برای فرد با تجربه ای مانند سایمون وایز نیز همیشه بر یک پاشنه نخواهد چرخید.

    برادران اسلحه !!
    وقتی روزنامه ها اخبار افرادی را که به هم شلیک میکنند را مینویسند، من به اسلحه های آنها نگاه میکنم!
    یوری اورلوف – ارباب جنگ

    داستان ارباب جنگ داستانی درباره چگونگی شکل گیری جنگها نیست، این داستان درباره نوع خشونتها هم نیست، این داستان حتی در مورد یوری اورلوف هم نیست. هر چند که به جزئیات موارد گفته نیز شده پرداخته میشود. آنچه در واقع تشکیل دهنده جوهره واقعی داستان است، تاریخچه ایست از خرید و فروش اسلحه و تمرکز دلالان و روشهای کار آنان و از همه مهمتر سیاستهای پنهان و پشت پرده تولید کنندگان و مصرف کنندگان اسلحه در جهان. در واقع داستان ارباب جنگ با این که نشان دهنده زندگی شخصی یوری اورلوف است، اما تلاش دارد تا نشان دهد که از ابتدای دهه هشتاد تا ابتدای قرن بیست و یکم، دلالان اسلحه به چه طریق امرار معاش میکردند و هنجارها و ناهنجاری های جامعه آنها شامل چه مواردی میشده است. همچنین این داستان به بیننده نشان میدهد که مراکز تولید اسلحه در دنیا کجاست و این اسلحه ها در نهایت در کجا و با چه شکلی به مصرف میرسند. در این مسیر یوری اورلوف، ویتالی، سایمون وایز، جک والنتاین، اوا فانتین و... همه و همه ابزارهائی برای فهمیدن یک معنی در کلیت فیلم هستند. این معنی شامل هدایت کنترل شده تجارت اسلحه از مبدا تا مقصد در جهت کسب منافعی کوتاه مدت در بخشهای مشخصی از جهان میشود.

    یوری اورلوف در بخشهای مختلفی از جهان در جهت فروش اسلحه فعالیت میکند، از آسیای میانه گرفته تا بالکان، کشورها و جنبشهای مختلف آفریقائی، افغانستان و آمریکای جنوبی و این گستره وسیع فرصتی را در اختیار بیننده قرار میدهد تا با زوایای مختلف این تجارت بیشتر آشنا شود.
    ارباب جنگ آنقدر عریان به پشت پرده سیاست فروش اسلحه میپردازد که بیننده در ابتدا تصور میکند که با یک شوخی طرف است. وقتی در فیلم با تپه های اسلحه های سبک به جای مانده از لشگر کشی های ارتش آمریکا روبرو میشویم مبهوت به آنها مینگریم و با خود میگویئم که قطعا سازنده تلاش دارد در این بار بیننده را گمراه کند. اما با جستجو در شبکه اینترنت میتوان دریافت که هیچ کدام از این مسائل دروغ و ساخته و پرداخته ذهن سازنده نیست.

    شاید اگر این فیلم بدون راوی ساخته شده بود بیننده چیز زیادی از آن سر در نمی آورد. اما در تمامی مراحل فیلم یوری اورلوف به عنوان راوی در حال روایت کردن تمامی نقاط مبهم فیلم است. این مسئله هم میتواند ضعف فیلم باشد و هم قوت آن. ضعف از این جهت که فیلم بدون راوی دارای رسانائی نیست و قوت از این جهت که راوی اطلاعات بسیار مفیدی از حواشی این شغل خاص به بیننده میدهد، خصوصا که راوی مانند یک شخص بیطرف در داستان حضور دارد.
    با این حال یوری را نمیتوان فقط یک راوی ساده به حساب آورد. یوری اورلوف در این فیلم گاهی در حد یک فیلسوف عمل میکند، جملاتی که او در فیلم به کار میبرد هم به ماجرای اصلی اشاره دارند و هم ماهیت اصلی انسانهای درگیر این کاسبی را به نحو دقیق تر و عمیق تری به بیننده نشان می دهند. جملات یوری اورلوف حتی گاهی پا از چهارچوب فلسفه نیز بیرون میگذارند و وارد قلمرو ارتباط پایه انسان با محیط خشن اطرافش میشوند و باید اعتراف کرد که این عمل خیلی خوب انجام میگیرد و ترکیب صدای آرام و گاها خش دار نیکلاس کیج با جملات عمیق و فیلسوفانه، سبب ایجاد تفکری عمیق در بیننده میشود و او را بیشتر با معنای نهفته شده در داستان درگیر میکند. معنایی که در راستای فلسفه جنگ بین انسانها!

    این درگیری تنها مختص بیننده نیست، حتی عوامل داستان هم با این معنای تلخ درگیر هستند، نمونه واضح آن ویتالی است. ویتالی که تلاش دارد در رستوران پدرش کار کند و از آن طریق امرار معاش نماید، توسط یوری وارد جریان کاری ای میشود که برای روحیاتش زیاد مناسب نیست. اما درآمد خوبی دارد. هرچقدر که یوری در این باره منطقی و خونسرد است، ویتالی هیجان زده و غیر قابل مهار است و هرچقدر برای یوری این دنیا از حیث کسب درآمد بی انتهاست، برای ویتالی کاملا محدود است. ویتالی همان طور که در ابتدا هم میگوید، از آنچه در درونش نهفته است هراس دارد. او این حس درونی را به شکل سگی میبیند که هر لحظه در پی دریدن دیگران است، ولی بیننده میتواند از این حس درونی برداشت یک وجدان آگاه و در عین حال آسیب پذیر را داشته باشد. ویتالی به هم ریخته تر آن است که بتواند ادامه دهد و در همین زمان است که نهیب های سازنده هم در فیلم آغاز میشود. اولین مورد از این نهیب ها قتل عام نوجوانان فلسطینی به دست سربازان اسرائیلی است. ویتالی نمیتواند به این صحنه ها بی تفاوت باشد، اما یوری این موضوع را با این جمله تمام میکند: "این جنگ ما نیست"

    استعداد یوری خیلی سریع باعث پیشرفت او در مقوله فروش تسلیحات سبک میشود، حال آنکه برادرش ویتالی گرفتار و فریفته این شرایط میگردد، ابتدا وارد گردونه درگیری با چرائی این تجارت میشود و چون نه خودش میتواند برای آن جوابی پیدا کند و نه یوری در این زمینه کمکی به او میکند، در اثر فشارهای ناشی از این درگیری ها به دام درگیری های ذهنی و در ادامه اعتیاد به مواد مخدر می افتد و راهی مرکز ترک اعتیاد میشود.
    "این جنگ ما نیست" توجیهی است که برای یوری کاملا منطقی اما برای ذهن ویتالی کاملا ویرانگر است، او با این جمله وارد مسیری میشود که در نهایت برای او سرنوشت تیره ای را رقم میزند!!

    نام: Logo2.png نمایش: 1390 اندازه: 12.2 کیلو بایت

    دنیای متناقض سوداگران اسلحه!
    در اواسط دهه شصت از از 10 نقطه جنگی جهان در 8 نقطه سلاحهای من حاضر بود.!
    یوری اورلوف – ارباب جنگ

    من یوزی های ساخت اسرائیل را به مسلمانها فروختم، گلوله های ساخت کمونیستها را به فاشیستها فروختم، من حتی یک کشتی جنس به افغانستان فرستادم و این زمانی بود که افغانها با همنوعان روس من مشغول جنگ بودند!
    جملات بالا به خوبی نشانگر تناقضی است که بر بازار دلالان اسلحه حاکم است، با این حال در ارباب جنگ تنها شاهد گرفتاری یوری اورلوف با ذات خودش نیستیم، ارباب جنگ در بخشهای میانی به فضائی آکنده از دروغ و ریا میپردازد، فضائی که در آن حتی مامورین اینترپول و دیگر نهادهای بین المللی مبارزه با قاچاق آلت دست این سوداگران میشوند. جالب است که این سیستم در زندگی شخصی یوری اورلوف نیز متجلی است. او برای آشنائی و نزدیکی با دختر رویاهایش، «اوا فانتین» دست به یکسری اقدامات فریبنده میزند و این صحنه سازی و فریب از همان ذات ریاکاری که بر شغل او حاکم است سرچشمه میگیرد و در نهایت همین شیوه ریاکارانه سبب ازدواج او با اوا فانتین میشود. اکنون دیگر تنها ویتالی نیست که باید با توجیهات عجیب یوری سردرگم شود، اوا مشکل بزرگتری نسبت به ویتالی به نظر میرسد و مشکل اصلی این است که زندگی یوری با او بر پایه های دروغین استوار گشته است.

    در سوی دیگر داستان نیز «جک والنتاین» به عنوان تنها پلیسی که همچنان از وجدان بیداری برخوردار است وارد صحنه میشود. جک والنتاین که شاید بتوان او را تنها نمونه از پلیس پاک در دوران سیاه کاری های پلیس دانست، ماموری از اینترپول است که مشخصا پرونده اورلوف را بدست گرفته است. گرفتاری های یوری اورلوف با جک والنتاین از میان دریای آزاد آغاز میشود و تا عمق خاک اوکراین و حتی صحاری آفریقا ادامه پیدا میکند.
    یوری در صحبتهایش به عنوان راوی، توضیح میدهد که چطور باید با این نوع ماموران نیز مبارزه کرد. متاسفانه از آنجا که مامورینی مانند جک والنتاین انگشت شمار هستند، میتوان توقع فروخته شدن اطلاعات توسط دیگر همکاران پلیس را داشت و به همین دلیل است که در پروسه ای طولانی یوری بدست پلیس گرفتار نشده و البته در ابتدا اینطور به نظر میرسد که مسئله فقط پلیسان فاسد هستند که گه گاه سبب فرار یوری از دست قانون میشوند. اما هر چه داستان به سمت انتها پیش تر میرود در میابیم که نکات مختلفی در این قانون گریزی دخیل است، از جمله سیاستهای پشت پرده!

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    نام: Logo.jpg نمایش: 1470 اندازه: 4.0 کیلو بایت

    پایان جنگ سرد!
    ایراد جنگ بین دلالان اسلحه این است که هیچ گاه به کمبود مهمات بر نمیخورند!
    سایمون وایز – دلال اسلحه


    در میانه داستان اتفاقی مهم سبب تغییر رویه کاری یوری اورلوف در تهیه اسلحه و محل فروش آن میشود. فروپاشی شوروی سابق بیش از آنکه پایانی بر جنگ سرد باشد آغازی است بر جنگ گرم تر میان گروههای سیاسی و نظامی و همچنین دلیلی برای کسب درآمد دلالان اسلحه. به همین دلیل است که یوری از این اتفاق شادمان است. او آنقدر تحت تاثیر این واقعه است که در جشن سال نو، خانواده اش را فراموش میکند. حضور عموی او در فرماندهی بخشی از ارتش اوکراین دلیل دیگری است بر شادمانی وی.
    اتفاقاتی که پس از این می افتد یکی از تلخ ترین و تاریک ترین بخشهای تاریخ قرن بیستم است. بازشدن زرادخانه های کشورهای جدا شده از شوروی سابق و سرازیر شدن اسلحه های سبک و سنگین ساخت شوروی به کشورهائ جهان سومی که به معنای بالاتر رفتن هر چه بیشتر میزان خشونت در این کشورها بوده است.
    رقابت بر سر غارت سلاحهای باقی مانده از شوروی سابق یکی از هیجان انگیزترین دوره های تاریخ اسلحه فروشان را رقم زده است. همین باعث میشود که تجار مجرب قدیمی مانند سایمون وایز هم به سمت این منبع جدید کشیده شوند. اما اکنون دیگر سایمون و یوری در شرایطی برابر مسابقه نمیدهند. یوری دارای یک ارتباط خونی با فرمانده اوکراینی (عمویش) است که خود به خود او را در این نبرد از پیش برنده کرده است.

    گفتگوی یوری و سایمون حاوی نکات بسیار مهمی است، سایمون فردی است با اعتماد به نفسی که حاصل سالها کار او در این تجارت است و یوری نیز دارای نوعی دیگر از اعتماد به نفس است که ناشی از اوکراینی بودنش میشود. یوری در این سکانس به خوبی نشان میدهد که صاحب همه چیز در این کشور (اوکراین) است. از فرمانده اوکراینی گرفته تا دختران رستوران و زبان مادری ای که خود به خود به او برتری میدهد. در این کشور سایمون جایگاهی نخواهد یافت. یوری و سایمون در خلال این گفتگوی دو نفره رازهای دیگری از پشت پرده دنیای اسلحه را بر ملا میکنند، از اسلحه فروشی سایمون برای سیا در طول جنگ سرد گرفته تا ترس محافظه کاران از وجود شرایط آشوب در بازار اسلحه!
    حمایت کامل فرمانده اوکراینی ها از یوری برای تجار اسلحه تنها یک پیام دارد، تا زمانی که این فرمانده و یوری بر سرکار هستند آنها سهمی از تجارت از اوکراین نخواهند داشت. به همین دلیل است که برنامه کشتن او به اجرا در می آید، اما از بخت بد سایمون وایز، در سوقصد به یوری عمویش کشته میشود تا راه سرقت بیش از پیش سلاحهای کشورهای تازه استقلال یافته برای همه گروه ها باز شود. سازنده سعی دارد تا آشوبی که بر شرایط اوکراین و تجارت اسلحه حاکم است را با نمایش درگیری های خیابانی به بیننده منتقل کند.

    شرایط بعد از کشته شدن عموی یوری توسط سایمون وایز بسیار لجام گسیخته تر شده است. بنا به آماری که یوری اورلوف میدهد، پس از فروپاشی شوروی تنها در اوکراین نزدیک به 32 میلیارد دلار اسلحه ناپدید شده است و این در حالی است که در روسیه این ارقام سر به چند صد میلیارد میگذارد، با این که اوکراین بعد از جنگ سلاحهای هسته ای خود را تحویل روسیه داد و پیمان منع گسترش سلاح های هسته را امضا کرد اما در زمینه سلاحهای سبک و نیمه سنگین همچنان دارای زرادخانه های وسیعی بود.
    در ارباب جنگ یک برنامه زمانبندی مشخص برای بازار تولید و مصرف اسلحه وجود دارد. به همین دلیل بیننده میتواند متوجه شود که در هر استپ زمانی چه اتفاقاتی در دنیای تجارت اسلحه های سبک و نیمه سنگین دنیا در حال رخ دادن بوده است. در بازه زمانی بعد از سال 1995 مصرف کننده اصلی اسلحه های مورد قاچاق از اروپای شرقی و کشورهای تازه استقلال یافته آفریقاست، جائی که 11 درگیری مهم بین 32 کشور آفریقائی در کمتر از 10 سال روی میدهد. البته راوی توضیح میدهد که برای کشورهای غربی مرگ های آفریقائی کوچکترین ارزشی نداشته، چون در همان مقطع آنها مشغول گرفتاری یوگوسلاوی و تجزیه آن بودند.

    مجرم تر از اصل جرم!
    تلفات سالیانه سیگار از اسلحه بیشتر است و این در حالی است که چیزی که من میفروشم یک ضامن هم دارد!
    یوری اورلوف – ارباب جنگ


    آشنا شدن یوری با یکی از خونخوارترین رهبران کشورهای آفریقائی یکی دیگر از اتفاقات تعیین کننده داستان است. این کشور سمبل بسیار از جنبشهای به اصطلاح آزادی بخش و گروههای متخاصمی است که تا هم اکنون نیز در آفریقا مشغول جدالی بی انتها و سر در گم هستند.
    کسانی که با وضعیت کشورهای آفریقائی درگیر در جنگهای داخلی و خارجی آشنا هستند میدانند که این افراد بعد از سالهای سال که از نظام برده داری گذشته است همچنان برده وار در جهت و یا ضد مقاصد ابرقدرتهای جهانی در آفریقا با یکدیگر در جدال هستند و در این مسیر از هیچ گونه قصاوت و بیرحمی دریغ ندارند. دیکتاتور مونرویا (بخشی از لیبریا) نیز دقیقا از همین الگو برای کشور داری خود استفاده میکند. آندره باپتیست دیکتاتوری با خشونت بی انتها و وحشیانه است که حتی در نوع کشتن افراد و نوع بیان جملات نیز متعصبانه و همراه با خشونت عمل میکند. بحث او با یوری بر سر بیان کلمه ارباب جنگ یا جنگ سالار نشان از همین تعصب کور کورانه دارد.

    یوری آنچنان در این تجارت غرق شده است که هیچ راهی برای نجات وی وجود ندارد. او به مرز تنهائی در این ماجرا رسیده و به عمق لنجنزاری کشیده شده که دیگر حتی اگر خود هم بخواهد دیگران دست از سر او برنخواهند داشت.
    در پایان دهه نود یوری را میبینیم که به شدت در پول غرق است اما همچنان توانسته خانواده اش را دور از حقایق جاری زندگی نگاه دارد. او همچنین تخصص بسیاری در گمراه کردن ماموران قانون دارد. یوری در سه مرحله مختلف سبب به سنگ خوردن تیرهای جک والنتاین میشود. یکبار در کشتی و در میانه دریا و بار دوم در اوکراین در حضور عمویش و آخرین بار در صحرای آفریقا ...
    سکانس مربوط به سیرالئون یکی از سکانسهای برتر ارباب جنگ است. سکانسی که در آن اوج فقر زندگی آفریقائی به کمک یوری اورلوف می آید تا در عرض 10 دقیقه یک هواپیمای پر از اسلحه سبک توسط گروهی سیرالئونی های فقیر و گرسنه ناپدید شود و در نهایت جک والنتاین و همکارانش دستشان از مدارک جرم کوتاه بماند، جملات گنجانده شده در این بخش از گفتگوها نیز همچنان غنی و پر از طعنه و کنایه برای سیاستمداران امروزی هستند.

    جک والنتاین به یوری اورلوف میگوید: تو به مردم این کره خاکی ابزار کشتن همدیگر را میفروشی تا خودت ثروتمند تر بشوی! من میتوانم ماموریتهای با پرستیژ تری را به عهده بگیرم. مثل نظارت بر زرادخانه های اتمی، اما حقیقت این است که از هر 10 نفر در دنیا 9 نفرشان توسط اسلحه هائی به قتل میرسند که تو به آنها میفروشی. این در حالی است که کلاهکهای هسته سر جای خود و در سیلوهایشان در امنیت هستند!

    حقیقت آن است که در بیشتر مواقع پلیس بین المللی و گروههای حافظ صلح در جائی دنبال مجرمان میگردند که هیچ خطری صلح را تهدید نمیکند. اما آنچه در فیلمهائی نظیر Lord Of War، Blood Diamond و Constant Gardener دیده میشود بیش از هر سلاح کشتار جمعی شناخته شده ای سبب مرگ مردمان کره زمین و بل اخص آفریقایی ها میگردد. تجارت اسلحه، الماس و دارو سالانه موجبات مرگ تعداد وسیعی از مردم را فراهم می آورد و این حقیقت در بین هیاهوهای بین المللی بر سر مسائل کم ارزش تر، گم میشود.

    نام: Logo.jpg نمایش: 1470 اندازه: 4.0 کیلو بایت

    کوکائین، باروت، الماس، تقلب!
    جنین انسان در چهار و نیم ماهگی دارای دمی مانند دم خزندگان است، یک اثر بازمانده از تکامل تدریجی، این چیزی است که به راحتی نمیشود از آن فرار کرد. شما میتوانید با دشمنان زیادی بجنگید و زنده بمانید. اما اگر بخواهید با طبیعت خود بجنگید همیشه بازنده هستید.
    یوری اورلوف – ارباب جنگ


    مرگ سایمون وایز برای یوری ناخوش آیند نیست. اما این که خودش او را بکشد نیز برایش به راحتی قابل هضم نیست. آندره باپتیست به خوبی حس یوری را درک میکند و با کشتن سایمون هم یوری را از شر یک رقیب راحت میکند و هم انتقام خون عموی او را می ستاند. هر چند که یوری خود در کشتن سایمون همراه آندره است، ولی در هر حال این آندره است که او را وادار به این حرکت میکند.
    راهپیمائی شبانه یوری او را بیش از پیش با وجدان خود درگیر میکند و مصرف قهوه ای قهوه ای (ترکیب کوکائین و باروت) نیز سبب میشود تا یوری گرفتار توهم ناشی از مصرف مواد مخدر و اتفاقات پشت سر گذاشته شده شود. مرگ سایمون، کودکانی که اعضای بدن خود را از دست داده اند، افراد مسلحی که برای کشتن یوری اسلحه شان کار نمیکند و شغالهائی که به یوری حمله نمیکنند این شائبه را برای او پیش می آورد که فردیست نفرین شده و شکست ناپذیر. اما ضربه قرار است از محلی دیگر به او وارد گردد. اقدام جک والنتاین در صحبت با اوا سرانجام موثر واقع میگردد و یوری از تنها نقطه آسیب پذیر خود مورد حمله قرار میگیرد و برای مدتی کوتاه هم که شده دست از قاچاق بر میدارد.

    یکی از داستانهای همیشگی درباره قاچاق این است که فرد قاچاقچی سر انجام در برابر وسوسه پولی و یا تهدید مجبور به کار مجدد میشود. قطعه الماس بزرگ آندره باپتیست نیز آنقدر وسوسه کننده هست که یوری را وادار به شروع کاری جدید کند. نکته جالب و در واقع جالب ترین نکته در این قسمت این است که آندره باپتیست برای مذاکرات صلح به نیویورک آمده اما در همان حال مشغل تدارک جنگ است!!! نشانی دیگر از دروغگوئی های سیاسی رایج.
    فعالیتهای یوری توسط اوا کشف میشوند و این در حالیست که اوا خود مورد تعقیب پلیس است. اکنون باید تا بازگشت یوری از مونرویا صبر کرد، منتها این بازگشت دیگر یک بازگشت معمولی نیست. یوری به خوبی میداند که در وضع کنونی لیبریا باید از همراهش اطمینان کافی داشته باشد. نا امن بودن فضای لیبریا سبب میشود که او ویتالی را به عنوان نیروی پشتیبان به همراه خود ببرد و این در حالی است که ویتالی مدتی است که از مواد مخدر پاک شده و در حال شروع زندگی جدیدی است.

    یکی از نکات بسیار طعنه آمیز فیلم زمانی است که سرانجام یوری و ویتالی محموله مورد نظر آندره را به او میرسانند. یوری با هواپیمای سازمان ملل در زیر کلیه نظارتهای بین المللی برای آندره باپتیست اسلحه برده است!!
    آندره در زمان دیدار به آنها می گوید: به دموکراسی خوش آمدید!
    یوری آندره را بابت این جمله مست میخواند. اما جواب آندره آب سردیست بر سر تمامی طرفداران دمکراسی آمریکائی ... او روزنامه ای را به یوری نشان میدهد که خبری مبنی بر پیروز شدن جرج بوش در انتخابات آن هم با رای دیوان عالی دارد!!
    سپس میگوید: آنها مرا متهم به تقلب در انتخابات میکردند. با این پیروزی بوش، دیگر آمریکا باید برای همیشه خفه شود!!

    نام: Lord 3.jpg نمایش: 1806 اندازه: 38.1 کیلو بایت

    ارباب جنگ!
    اغلب اوقات بدترین نوع کشتار و وحشی گری ها زمانی اتفاق می افتد که هر دو گروه متخاصم خود را مبارزان آزادی مینامند، به نظر میرسد که آنها نمیتوانند اسم واقعی تری برای خود انتخاب کنند، مثل فدراسیون بدترین ستمگران نسب به ظالمان قبلی!
    یوری اورلوف – ارباب جنگ


    پایان زندگی ویتالی پایانیست غمگینانه، او با این که تمام عمرش را صرف کارهائی بیهوده کرده، در لحظات پایانی دست به اقدامی میزند که جان خود را بر سر آن میگذارد، اما نتیجه کارش از بین بردن یک کامیون پر از اسلحه است و مرگ پسر روانی و جلاد آندره باپتیست. ویتالی نمیتواند با منطق یوری که میگوید "این جنگ ما نیست" کنار بیاید، او در پایان راهش به مفهوم انسان بودن میرسد. اوا به یوری گفته بود که او هم مایل نیست در نبرد برای انسان بودن شکست بخورد. اوا واکنش خود را به ماجرا دارد و ویتالی هم واکنش خود را. برای یوری واکنش ویتالی مرگ برادر را در پی دارد و واکنش اوا مرگ خانواده را ...
    اما این پایان ماجرا نیست. با مرگ ویتالی اتفاقات به همان شکلی که او پیش بینی کرده بود به پیش میرود. تعداد زیادی قتل عام در طی دو هفته در سیرالئون و لیبریا ... اما حداقل به اندازه یک کامیون کمتر! کامیونی که ویتالی جانش را بر سر نابودی آن گذاشت.

    بازگشت یوری به آمریکا برایش نتایج ناخوش آیندی را بدنبال دارد. دستگیری در فرودگاه به دلیل وجود گلوله از قلم افتاده در جسد ویتالی، ترد شدن توسط پدر و مادرش بابت مرگ ویتالی و رفتن اوا از زندگی... یوری اکنون در تنهاترین شرایط زندگی اش قرار میگیرد. او در ذهن همه مرده است.
    یوری در جمله ای زیبا میگوید: دو تراژدی در زندگی وجود دارد ... اول این که به خواسته هایت در زندگی نرسی و دوم این که به آنها برسی! به گفته یوری اکنون این جک والنتاین است که به خواسته خود رسیده، اما آیا این رسیدن برای جک خوش آیند خواهد بود؟

    پاسخ این سوال در گفتگوی دو نفره ای است که میان جک و یوری شکل میگیرد. در ابتدا جک با نشان دادن روزنامه ها و بر شمردن جرمهای یوری سعی میکند که او را متوجه وضعیتش کند. اما یوری خیلی زودتر از این متوجه شده که اوضاع از چه قرار است. او در پاسخ جک چیزهائی بیشتر از جنبه مادی ماجرا مورد بررسی قرار میدهد و تلاش میکند که به جک با نوعی کنایه این مسئله را یاد آورد شود که او تنها بخشی کوچک از کلیت فروش اسلحه در جهان است. اما جک هنوز آماده پذیرش نیست. از دید جک، یوری به خاطر اقداماتش باید چند بار به حبس ابد محکوم شود.
    اکنون نوبت یوری است تا صحبتهای فینال ماجرا را انجام دهد. او دست به افشای مسائلی میزند که هم برای جک و هم جامعه دردناک است اما به هر حال وجود دارد. یوری میگوید که او قرار نیست در هیچ دادگاهی حاضر شود. از دید یوری او به سرعت آزاد خواهد شد و دلیل آزادی او همان چیزی است که جک فکر میکند باید دلیل دستگیری اش باشد. از دید او رهبران جوامعی که او به آنها اسلحه میفروشد پست ترین آدمها هستند. اما گاهی این رهبران دشمنِ دشمنان ایالات متحده هستند. یوری رئیس جمهور آمریکا را بزرگترین فروشنده اسلحه جهان میداند ولی عنوان میکند که گاهی اوقات نباید اثر انگشت این دولتها بر روی اسلحه ها باشد و اینجاست که فردی مانند یوری به کار می آید.
    از دید یوری او خبیثی مورد نیاز است و به همین دلیل در زندان نخواهد ماند و به سرعت توسط مسئولان رده بالا از زندان بدون محاکمه آزاد خواهد شد.

    ضربه هائی که به در زندان میخورد به سرعت جک را از خواب خوشش بیرون می آورد. حقایق همان گونه که یوری پیش بینی میکند پیش میرود. سرنوشت جک از این پس معلوم است. این فرایند او را هم از عرصه پلیس بودن و پلیس خوب بودن خارج خواهد کرد. زیرا پلیس با وجدان بودن دیگر در هیچ جای جهان فایده ای ندارد. یوری معتقد است که امروز روزی بوده که همه به او احتیاج داشته اند و روز دیگر ممکن است از بابت عدم نیاز به راحتی نابودش کنند. روزگار یوری هم پس از این خبیثانه تر به پیش میرود زیرا دیگر هیچ مانعی برای توقف او وجود ندارد! نه خانواده نه همسر و نه فرزند و برادر!
    جمله پایانی یوری اورلوف جمع بندی کل داستان است. نتیجه ای که شاید لازم است از فیلم بگیریم.

    "میدانید جهان را چه کسانی به ارث خواهند برد؟
    دلالان اسلحه ... زیرا بقیه به شدت سرگرم کشتن همدیگر هستند. راز بقا همین است، هیچ گاه وارد جنگ نشوید، مخصوصا جنگ با خود!
    سپس نوشته ای بر تصویر حک میشود که معنی خاصی به کل داستان میبخشد. "این فیلم بر اساس اتفاقات واقعی ساخته شده است"

    نام: Logo.jpg نمایش: 1470 اندازه: 4.0 کیلو بایت

    برآیند ...
    "میگویند وقتی آدمهای خوب در کاری شکست میخورند, این شر است که پیروز میشود, احتمالا منظورشان این بوده که شر در هر حال پیروز است"
    یوری اورلوف – ارباب جنگ


    ارباب جنگ یک شاهکار نیست، دلیلی که این فیلم را برجسته میکند لحن روائی و حرفهایی است که در لایه های زیرین آن پنهان شده است. این فیلم به خوبی شروع میشود و به خوبی ذهنیات سازنده را به بیننده منتقل میکند، صریح است و از مسیر خود خارج نمیشود. برای گفتن حرفهایش به جلوه های ویژه پناه نمیبرد و نیازی هم به هزینه های نجومی ندارد.

    ارباب جنگ یک فیلم آموزنده درباره تجارت اسلحه است، هر چند که قهرمان فیلم در آن متنبه نمیشود و در واقع قرار هم نیست بشود. ارباب جنگ به خوبی خط قرمزهای نیکی و بدی را تعریف میکند اما بیننده را درگیر مباحث بهشتی و جهنمی نمیکند مگر در زمانی که شر بنا به شعار فیلم پیروز میشود. با این که فیلم دارای راوی است و راوی هم به نوبه خود قهرمان داستان، اما هیچ گاه سمت عدالت رها نمیشود. راوی مانند وجدان آگاه یوری عمل میکند و گاهی او را به مبارزه ای سخت دعوت میکند و گاهی هم از او بابت فعالیتهایش تقدیر میکند یا در میان دشمنانش رهایش میکند. در مقابله با جک والنتاین و اوا فانتتین بیننده آنها را محق میابد و در برابر آندره باپتیست، ویتالی را.

    از دیدگاه فنی همچنان ارباب جنگ یک اثر متوسط و رو به خوب است. فیلم برداری نرمالی دارد و در فیلم برداری آن شاهکاری اتفاق نمی افتد، همچنان که در دیگر امور فنی آن شاهد چیزی بیش از آنچه لازم بوده نیستیم. در نهایت شاهد فیلمی هستیم که با رعایت پارامترهای در حد استاندارد و البته داستانی منظم و با جزئیات و همچنین بدون پیچیدگی، توانسته به فرم مناسبی دست یابد.
    اندرو نیکولز کارگردان خوش ذوق و صاحب سبکی نیست، اما از حداکثر داشته هایش در ساخت آثارش استفاده میکند. با دیدن آثار قبلی او و همچنین ارباب جنگ و in Time میتوان درک کرد که با فیلمی روبرو هستیم که نه پر خرج است و نه پول اضافه ای برای دور ریختن داشته و به همین دلیل همه توان خود به نحو احسنت بکار برده است. یکی از همین داشته ها بازیگریست به نام نیکلاس کیج که در این فیلم کاملا در نقش کاراکتر یوری اورلوف جا افتاده و بی شک یکی از بهترین بازی های خود را در این فیلم ارائه میکند. یوری اورلوف در جایگاه شر در قرار دارد و البته این یک شر نسبی است و قطعی نیست. دلیل آنرا در پایان فیلم میتواند دریافت جائی که او خود را یک خبیث کار آمد میخواند، شروری که حیاتش وابستگی به دیگر شروران دارد.

    نیکلاس کیج در این فیلم دو نقش کاملا متفاوت و مجزا از هم را اجرا کرده است، نقش یوری اورلوف به عنوان قهرمان داستان و نقش راوی به عنوان کسی که شبیه ضمیر ناخودآگاه یوری عمل میکند و مشخصا این دو از هم کاملا جدا هستند. از دید من بازی صدای نیکلاس کیج در این فیلم حتی برجسته تر از بازی بصری اش است. بازی بریجیت موناهان دلچسب نیست و کلا او در این فیلم حرف زیادی برای گفتن ندارد اما یارد لیتو در نقش ویتالی بازی تاثیرگذاری انجام میدهد، هرچند که این بازی خوب هیچ گاه ادامه پیدا نکرد. ضمن این که باید تقدیر کرد از بازی خوب و یکدست ایمون واکر در نقش آندره باپتیست.
    در نهایت باید گفت که ارباب جنگ داستان شکست انسان است در برابر ذات خود و شرارتی که نوع بشر را احاطه کرده و از آن گریزی ندارد. ممکن است در سرتاسر زندگی تلاش کند و از این شر برکنار بماند و خود را به عنوان انسانی نیک مطرح کند، اما گروه زیادی از انسانها گرفتار آن خواهند ماند و در نتیجه ... شر پیروز خواهد شد.

    در جدال میان خوب و بد این انسانهای خوب نیستند که برنده هستند، در جمله کلیدی فیلم یوری اورلوف به این موضوع اشاره ای تعیین کننده دارد، اشاره ای که به شکل طعنه آمیزی شکست انسان را در برابر هوای نفس خودش متذکر میشود.

    وقتی آدمهای خوب در کاری شکست میخورند, این شر است که پیروز میشود, احتمالا منظورشان این بوده که شر در هر حال پیروز است.


    امیدوارم که این تحلیل رضایت خاطر خوانندگان گرامی را بدست آورده باشد.
    ارادتمند ...فرخ فرمان
    بیست دوم تیرما یکهزار وسیصد و نود یک
    سینماسنتر
    طراحی گرافیک و ویراستاری FFKIA
    نام: Logo2.png نمایش: 1390 اندازه: 12.2 کیلو بایت
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط FFKIA : 07-14-2012 در ساعت 19:51
    Dido, desmound, LOSTFarid و 22 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  4. #3
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    خوب خوب خوب خوب!
    من امروز بار دیگر این فیلم رو دیدم و از دیدنش لذت بردم!
    فیلم جالبی بودش اما اصلا و ابدا جالب شروع نشد یک شروع مسخره...
    اول بریم سر وقت تحلیل! که تحلیل نمیشه گفت یک کتابچه در مورد یوری اورلوف.
    در تحلیل فرخ جان بارها و باره توضیحات زیبا و به جایی از فیلم کرده اما نمیدونم چرا به اون چیزی که تو سطر سومم گفتم اصلا اشاره نکرده یعنی شروع مسخره فیلم و معرفی یوری. که چگونه و چطور شد فردی که بهش ارباب جنگ میگن.
    اما در تحلیل به همه موارد فیلم ریز به ریز پرداخته شده از کلاشینکفی که یوری نیز به ان اشاره کرد که یکی از بهترین اسلحه ها برای جنگیدن هستش تا زندگی جنگی افریقایی ها که همشون یک پا جنگاور هستند!
    در کل یک ایراد هم بگیرم که این ایراد رو به خوده فرخ جان هم گفتم به جونه خودم تحلیلات خیلی زیاده نمیشه این همه رو تو یک روز خوند خوب...
    بریم سر وقت خوده فیلم
    یکی از فیلم های زیبایی بود که در مورد تجارت و... ساخته شده بود همه چیز رو به زیبایی با یک روال خاص توضیح داد بدون هیچ پیچاندنی تا بیینده هم تو فیلم خودش رو گم نکنه و دنبال سر نخ های داستان نگرده فیلم به زیبایی جلو رفت و سراخر هم همان طور که حدس زده میشد به اتمام رسید و کاره یوری رو دوباره نشان داد و فیلم از انجایی که شروع شده بود به همانجا هم رسید.
    صحنه های فیلم در افریقا واقعا تاثیر گذار بودند مخصوصا صحنه ای که یوری با هواپیما در صحرا فرود میاد و انگونه هواپیمای پر اسلحه رو خالی میکنه و در دیگر صحنه هم که نابودی کامل هواپیمارو تا صبح دیدیم که هیچی از لاشه هواپیما باقی نموند واقعا بعضی ها چه سخت زندگی میکنند.
    در کل باید گفت یوری به انچه که میخواست رسید اما در این راه همه چیزش را از دست داد پدر مادر زن بچه برادر.. حال یوری باید در این دنیا تنها به تجارت چیزی بپردازه که به قول خودش هم خطرناکه هم برای دفاع هستش حداقل که از کوکائین بهتره....

    مرسی فرخ جان برمیگردم باز...
    desmound به این پست علاقمند بوده است.
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  5. 3 کاربر از پست مفید ScarFace سپاس کرده اند .


  6. #4
    Ali
    Ali آواتار ها
    وضعیت : Ali آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,077
    سپاس ها : 2,597
    سپاس شده 3,694 در 655 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 801 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    ارباب جنگ حرف های بسیار عمیق و درستی برای گفتن دارد اما متأسفانه کارگردان در حد همین حرف ها و نریشن ها باقی می ماند و فراموش می کند که برای داشتن فیلمی تأثیرگذار باید ابتدا کاراکترها و فضا را ساخت.
    ایده ی اجرایی فیلم مشخصا از اثر تأثیرگذار اسپیلبرگ، اگه می تونی منو بگیر می آید. داستان مردی تبهکار و پلیسی درستکار که با اندکی تغییر سعی در به تصویر کشیدن مطالبی بشدت مهمتر از فیلم اسپیلبرگ دارد. اما چرا اسپیلبرگ در فیلم خود موفق است اما اندرو نیکول تنها یک موعظه گر و سخنران خوب است که آن تأثیر مورد نظر را نمی یابد؟
    تفاوت در ساختار فیلم هاست نه متن. نیکول در کاراکتر سازی بشدت عجولانه و بی دقت یوری را از صفر به صد می رساند، نبوغ شرورانه هم کمکی به باور پذیریه شخصیت یوری نمی کند. کارگردان حتی از عنصر طراحی لباس هم بدرستی استفاده نکرده و تفاوت اندکی میان یوری قبل و بعد از دلالی وجود دارد. تفاوتی که بطور مثال در اگه می تونی...، دوستان خوب، پدر خوانده و... بسیار دقیق و با جزئیات بیان شده اند، پس باور پذیر می نمایند.
    ضعف کاراکترهای اصلی بی پایان است. کاراکتر همسر یور، آوا، بسیار ناملموس و سرهم بندی شده است. مدلی موفق که پس از ورود به خانه همسر معلوم نیست که چرا به یک باره نابود می شود و در وجهی دیگر با احمقی کم شعور طرف هستیم که به ناگاه بیدار شده و نجات بخش جهانی می شود!
    ایراد بعدی ارباب جنگ سکانس های کم تأثیر و البته در زمان هایی مزحک فیلم است. در حالی که ما با پدیده ای بشدت خشن طرف هستیم اما کارگردان از نشان دادن عمق این خشونت ترس دارد در حالی که در مقابل صحنه های جنسی را خوب پرداخت کرده! از طرف دیگر سکانس های تقلب یوری نیز بسیار آماتوری و فشل است در حالی که سورسی مانند اگه می تونی... و کاراکترهایی مانند فرانک و کارل وجود دارند. بطور مثال سکانس خلع سلاح هلیکوپتر نظامی بشدت مزحک و ناباورانه است. در این موارد و در مقایسه ی ساختاری با نمونه سه سال ماقبل خود، اگه می تونی...، ارباب جنگ ورژنی درجه سه به نظر می رسد. حتی سکانس هایی که بدون دقت هم سرهم بندی شده اند باز تأثیراتی دارند مانند دخترکی که از یوری در مورد دست قطع شده اش سوال می کند یا لحظات قتل مادر و بچه توسط بربرها در اواخر فیلم. حسرت پرداخت درست و عمیق این لحظات بر دل تماشاگر هوشیار باقی خواهد ماند.

    در پایان می توان گفت که بزرگترین لطمه به ارباب جنگ را فانتزی بودن آن می زند در حالی که ما با مقوله ای انسانی، رئال، خشن، جدی و بسیار ملموس برای تمامی مردم دنیا طرف هستیم متأسفانه نیکول لحن نادرستی را برای بیان دردی عمیق و فراگیر انتخاب کرده.
    صحبت در مورد فیلمی که از دست رفته، فراوان است...
    desmound به این پست علاقمند بوده است.


  7. کاربر روبرو از پست مفید Ali سپاس کرده است .


  8. #5
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    در تحلیل فرخ جان بارها و باره توضیحات زیبا و به جایی از فیلم کرده اما نمیدونم چرا به اون چیزی که تو سطر سومم گفتم اصلا اشاره نکرده یعنی شروع مسخره فیلم و معرفی یوری. که چگونه و چطور شد فردی که بهش ارباب جنگ میگن.
    سروش جان دلیل ساده ای داره. این ماجرا به نظر من مسخره نمیاد.
    ضمن این که من نگفتم این اثری خیلی خوبه و شاهکاره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    ارباب جنگ یک شاهکار نیست، دلیلی که این فیلم را برجسته میکند لحن روائی و حرفهایی است که در لایه های زیرین آن پنهان شده است.
    دقت کن ... حرفهائی که در فیلم گنجانده شده از دید من خوبه و بسیار گزنده . نه چیز دیگری.
    من حتی از دید فنی هم فیلم رو یک اثری معمولی و رو به خوب دونستم نه بیشتر.
    اگه خیلی از ایرادها رو نداشت که به شکل یک اثر استثنائی بهش نگاه میکردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    در کل یک ایراد هم بگیرم که این ایراد رو به خوده فرخ جان هم گفتم به جونه خودم تحلیلات خیلی زیاده نمیشه این همه رو تو یک روز خوند خوب...
    سروش جان دلیلش اینه که حرف من در مورد فیلم زیاده و این یک تحلیله و نه یک نقد مختصر ... در واقع بررسی پرونده فیلمه که مسلما طولانی خواهد بود.
    یادمه یک زمان باز کردن مطالب تا این حد حسن بود. البته فکر کنم حوصله ها هم بیشتر بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    در کل باید گفت یوری به انچه که میخواست رسید اما در این راه همه چیزش را از دست داد پدر مادر زن بچه برادر.. حال یوری باید در این دنیا تنها به تجارت چیزی بپردازه که به قول خودش هم خطرناکه هم برای دفاع هستش حداقل که از کوکائین بهتره....
    برای این که این مفهوم شر است. شر یعنی بدون وابستگی به هیچ چیز و هیچ کس.
    یوری در انتها به مفهوم شر بودن میرسه. آخر فیلم جائیست که یوری و راوی دیگه از هم جدا نیستند.
    رسیدن به شر کامل!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    تفاوت در ساختار فیلم هاست نه متن. نیکول در کاراکتر سازی بشدت عجولانه و بی دقت یوری را از صفر به صد می رساند، نبوغ شرورانه هم کمکی به باور پذیریه شخصیت یوری نمی کند. کارگردان حتی از عنصر طراحی لباس هم بدرستی استفاده نکرده و تفاوت اندکی میان یوری قبل و بعد از دلالی وجود دارد. تفاوتی که بطور مثال در اگه می تونی...، دوستان خوب، پدر خوانده و... بسیار دقیق و با جزئیات بیان شده اند، پس باور پذیر می نمایند.
    علی جان فکر میکنم که توضیح زیر در این باره گویاست

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    داستان ارباب جنگ داستانی درباره چگونگی شکل گیری جنگها نیست، این داستان درباره نوع خشونتها هم نیست، این داستان حتی در مورد یوری اورلوف هم نیست. هر چند که به جزئیات موارد گفته نیز شده پرداخته میشود. آنچه در واقع تشکیل دهنده جوهره واقعی داستان است، تاریخچه ایست از خرید و فروش اسلحه و تمرکز دلالان و روشهای کار آنان و از همه مهمتر سیاستهای پنهان و پشت پرده تولید کنندگان و مصرف کنندگان اسلحه در جهان.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    در پایان می توان گفت که بزرگترین لطمه به ارباب جنگ را فانتزی بودن آن می زند در حالی که ما با مقوله ای انسانی، رئال، خشن، جدی و بسیار ملموس برای تمامی مردم دنیا طرف هستیم متأسفانه نیکول لحن نادرستی را برای بیان دردی عمیق و فراگیر انتخاب کرده.
    صحبت در مورد فیلمی که از دست رفته، فراوان است...
    علی جان مواردی که گفتی و علاوه بر اونها متن فوق تنها دلیلیه که چنین فیلمی تونسته ساخته بشه. عمیق تر شدن صحنه و فاصله گرفتن از تم فانتری مسلما فیلم رو دچار ممیزی میکرد. نه این که فیلم ساخته نشه، اما نیکولز فردی مثل کاپولا نیست که با هزینه شخصی بتواند اینک آخرالزمانی نو بسازد!
    همان طور که در متن هم بارها گفته ام من شیفته کلمات فیلم هستم و نه چیز دیگری. از نظر امتیاز به کلیت این فیلم به سختی میتونم 4 یا 5 بدم. اما نه به حرفهای فیلم.
    ایرادها زیاده. اما گفتن این همه حرف در کنار طعنه های تلخ ... باعث میشه که به این فیلم از دیدگاهی دیگه نگاه کنم و با این که اون رو یک فیلم معمولی میدونم، اما در ردیف جداگانه ای از فیلمهای معمولی قرارش بدم.
    با این حال خیلی از انتفادات به فیلم وارده و منم خیلی از اونها رو قبول دارم.
    بالاتر به سروش هم گفتم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    از دیدگاه فنی همچنان ارباب جنگ یک اثر متوسط و رو به خوب است. فیلم برداری نرمالی دارد و در فیلم برداری آن شاهکاری اتفاق نمی افتد، همچنان که در دیگر امور فنی آن شاهد چیزی بیش از آنچه لازم بوده نیستیم.
    از دید من جمله زیر به عنوان مفهوم کلی فیلم در فیلم به خوبی نشان داده میشود. طوری که یک بچه 15 ساله هم میتواند خود را از بد در فیلم تمیز دهد.
    به نظر من در مورد مسائلی اینچنینی نباید سنگین صحبت کرد. اینها مفاهیمی هستند که همه باید ساده بفهمندشان تا تاثیر داشته باشد.
    پیچیده کردن نتیجه بدتری خواهد داشت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    از دید او رهبران جوامعی که او به آنها اسلحه میفروشد پست ترین آدمها هستند. اما گاهی این رهبران دشمنِ دشمنان ایالات متحده هستند. یوری رئیس جمهور آمریکا را بزرگترین فروشنده اسلحه جهان میداند ولی عنوان میکند که گاهی اوقات نباید اثر انگشت این دولتها بر روی اسلحه ها باشد و اینجاست که فردی مانند یوری به کار می آید.
    و از همه مهمتر داستان شری است که در همین نزدیکیست و متاسفانه شکستش سخت است.
    همانقدر که شکست یوری در انتها ناممکن است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    وقتی آدمهای خوب در کاری شکست میخورند, این شر است که پیروز میشود, احتمالا منظورشان این بوده که شر در هر حال پیروز است.
    ویرایش توسط FFKIA : 07-15-2012 در ساعت 22:24
    desmound به این پست علاقمند بوده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  9. 4 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  10. #6
    هیچ وقت به رفقات خیانت نکن و سعی کن دهنتو ببندی (رابرت دنیرو : رفقای خوب)
    ScarFace آواتار ها
    وضعیت : ScarFace آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج . گوهردشت
    نوشته ها : 11,461
    سپاس ها : 10,060
    سپاس شده 25,647 در 7,116 پست
    یاد شده
    در 50 پست
    تگ شده
    در 758 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    سروش جان دلیل ساده ای داره. این ماجرا به نظر من مسخره نمیاد.
    ضمن این که من نگفتم این اثری خیلی خوبه و شاهکاره.
    فرخ جان موضوع همینه منم نگفتم که گفتی شاهکاره فقط گفتم تو تحلیلت به این موضوع اشاره نکردی که ییهو فیلم شروع شد و واقعا این مورد من رو بدجوری اذیت کرد اون ورودش به کافه به قوله خودش تاحالا اسلحه هم ندیده بود و یا کشتن کسی رو ندیده بود یه دفعه دید شد تاجر اسلحه! یک دفعه یه یوزی به چندنفر فروخت و اون طور ماهرانه باهاشون حرف زد این یه نقطه ضعف بزرگ برای شروع یه فیلم هستش به نظرم که فیلم رو هرچه قدر در ادامه خوب پیش بردش این ضعف همچنان تو فیلم بودش!
    راستی این موضوع رو هم یادم رفت این برادر یوری ! من نمیدونم چرا میرفت کلینیک ؟؟ این که هیچ تغییری تو روند بهبودیش صورت نگرفت اصلا!؟؟ یه کاراکتر فوق اضافه تو داستان بودش...

    در کل من تحلیلت رو مثل همیشه دوست داشتم با اینکه پدرم در اومد تا تمومش کردم
    ای خدا دمت گرم ما رو بفرست به مرحله ی بعد دیگه!! این مرحله که همش غولــــــــه!!!
    ----------
    دم ازبازی حکم میزنی!دم ازحکم دل میزنی!پس به زبان"قمار"برایت میگویم!قمار زندگی را به کسی باختم که"تک" "دل" را با"خشت"برید!جریمه اش"یک عمر" حسرت"شد!باخت ِ زیبایی بود!یاد گرفتم به "دل"،"دل" نبندم!یاد گرفتم از روی"دل"حکم نکنم!"دل"را باید" پر"زد جایش"سنگ"ریخت"که با"خشت""تک پری" نکنند.


  11. #7
    Ali
    Ali آواتار ها
    وضعیت : Ali آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,077
    سپاس ها : 2,597
    سپاس شده 3,694 در 655 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 801 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    داستان ارباب جنگ داستانی درباره چگونگی شکل گیری جنگها نیست، این داستان درباره نوع خشونتها هم نیست، این داستان حتی در مورد یوری اورلوف هم نیست. هر چند که به جزئیات موارد گفته نیز شده پرداخته میشود. آنچه در واقع تشکیل دهنده جوهره واقعی داستان است، تاریخچه ایست از خرید و فروش اسلحه و تمرکز دلالان و روشهای کار آنان و از همه مهمتر سیاستهای پنهان و پشت پرده تولید کنندگان و مصرف کنندگان اسلحه در جهان.
    گویا نیست فرخ جان، زیرا:

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    ارباب جنگ حرف های بسیار عمیق و درستی برای گفتن دارد اما متأسفانه کارگردان در حد همین حرف ها و نریشن ها باقی می ماند و فراموش می کند که برای داشتن فیلمی تأثیرگذار باید ابتدا کاراکترها و فضا را ساخت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    علی جان مواردی که گفتی و علاوه بر اونها متن فوق تنها دلیلیه که چنین فیلمی تونسته ساخته بشه. عمیق تر شدن صحنه و فاصله گرفتن از تم فانتری مسلما فیلم رو دچار ممیزی میکرد. نه این که فیلم ساخته نشه، اما نیگولز فردی مثل کاپولا نیست که با هزینه شخصی بتواند اینک آخرالزمانی نو بسازد!
    فیلم اخیر در حال حاضر هم یک شکست خورده در ابعاد مختلف بخصوص در فروش و کسب درآمد است. 50 میلیون دلار هزینه ای که در خود امریکا تنها 24 میلیون فروش دارد! اگر، اگر و اگر فرضیه شما در مورد ممیزی صحیح باشد در حالت اخیر که: پس فیلمی فانتزی بسازیم که از ممیزی عبور کنیم و درآمدی هم کسب کنیم، باز هم شکست خورده است یعنی نه عمق لازم را دارد و نه پولی حاصل شده.


  12. #8
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    نقل قول نوشته اصلی توسط ScarFace نمایش پست ها
    فرخ جان موضوع همینه منم نگفتم که گفتی شاهکاره فقط گفتم تو تحلیلت به این موضوع اشاره نکردی که ییهو فیلم شروع شد و واقعا این مورد من رو بدجوری اذیت کرد اون ورودش به کافه به قوله خودش تاحالا اسلحه هم ندیده بود و یا کشتن کسی رو ندیده بود یه دفعه دید شد تاجر اسلحه! یک دفعه یه یوزی به چندنفر فروخت و اون طور ماهرانه باهاشون حرف زد این یه نقطه ضعف بزرگ برای شروع یه فیلم هستش به نظرم که فیلم رو هرچه قدر در ادامه خوب پیش بردش این ضعف همچنان تو فیلم بودش!
    راستی این موضوع رو هم یادم رفت این برادر یوری ! من نمیدونم چرا میرفت کلینیک ؟؟ این که هیچ تغییری تو روند بهبودیش صورت نگرفت اصلا!؟؟ یه کاراکتر فوق اضافه تو داستان بودش...
    سروش خود طرف داره میگه که من متوجه شدم در این زمینه دارای استعدادی خدادادی هستم. این مشخصا یعنی طرف تفاوتی بین خودش و بقیه در این حرفه حس میکنه.
    ضمن این که که دیگه دلیلی نداره نشون بده اول از تو خیابون مثلا با چاقو فروشی شروع کرده و بعدش شمشیر و بعد کلت و بعد الا ماشالله ... این طوری فیلم میشد 4 ساعت که ...
    به نظر من کفایت میکرد. چون فیلم در مورد چگونگی شروع کار یوری نبود. کاراکتر یوری تنها یک پوسته است برای نشان دادن مسائلی دیگر
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  13. #9
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 40
    نوشته ها : 7,505
    سپاس ها : 11,203
    سپاس شده 25,636 در 4,555 پست
    یاد شده
    در 57 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    ارباب جنگ حرف های بسیار عمیق و درستی برای گفتن دارد اما متأسفانه کارگردان در حد همین حرف ها و نریشن ها باقی می ماند و فراموش می کند که برای داشتن فیلمی تأثیرگذار باید ابتدا کاراکترها و فضا را ساخت.
    علی جان من با کاراکتر یوری مشکلی ندارم. به نظر درومده ... اما در مورد کاراکترهای دیگه ممکنه ...
    موارد خوب مثل آندره باپتیست هم از دید من کاملا خوب هستند. یا حداقل بهتر بگم .. من باهاش ارتباط برقرار میکنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    فیلم اخیر در حال حاضر هم یک شکست خورده در ابعاد مختلف بخصوص در فروش و کسب درآمد است. 50 میلیون دلار هزینه ای که در خود امریکا تنها 24 میلیون فروش دارد! اگر، اگر و اگر فرضیه شما در مورد ممیزی صحیح باشد در حالت اخیر که: پس فیلمی فانتزی بسازیم که از ممیزی عبور کنیم و درآمدی هم کسب کنیم، باز هم شکست خورده است یعنی نه عمق لازم را دارد و نه پولی حاصل شده.
    و اینک آخر الزمان هم در گیشه موفق نبود و در واقع شکست خورد.
    البته مقایسه ای ندارم ...چون اصلا این فیلم در حدی نیست که اسم اینک آخر الزمان برده بشه. اما بحثم سر اینه که تنها دیدم در این مورد درآمد نبوده و نیست.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  14. #10
    Ali
    Ali آواتار ها
    وضعیت : Ali آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,077
    سپاس ها : 2,597
    سپاس شده 3,694 در 655 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 801 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : Cwa.71- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب جنــگ (Lord Of War)

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    علی جان من با کاراکتر یوری مشکلی ندارم. به نظر درومده ... اما در مورد کاراکترهای دیگه ممکنه ...
    موارد خوب مثل آندره باپتیست هم از دید من کاملا خوب هستند. یا حداقل بهتر بگم .. من باهاش ارتباط برقرار میکنم.
    کاراکترها همگی تیپ هستند. آنقدر باگ این وسط وجود دارد که برای بیاد آوردن باید فیلم را دوباره دید.

    البته اگر دقایق ابتدایی بیوگرافی یوری را نادیده بگیریم شاید بهتر بتوانیم او را بپذیریم.
    یوری، تاجر بزرگ اسلحه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    در اواسط دهه شصت از از 10 نقطه جنگی جهان در 8 نقطه سلاحهای من حاضر بود.!
    یوری اورلوف – ارباب جنگ
    حتی سلبریتی ها هم محافظ دارند اما یوری قدرتمند در تجارت اسلحه محض رضای خدا یک بار هم کسی را در کنار خود ندارد. تنها یک لیموزین و راننده ای شخصی!

    آندره باپتیست، کاراکتری ماقبل یوری دارد، کاریکاتوری از یک دیکتاتور که وقتی از خیابان های شهری پر از اسلحه می گذرد همچون مردی عادی سوار ماشین است و به راحتی پیاده و سوار می شود، نه تیری، نه دشمنی، نه محافظی...

    در هر صورت اگر ژانر فیلم را فانتزی در نظر بگیریم اصولا با همه ی کمبود هایش می توان کنار آمد و همه چیزش باور پذیر می شود.


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بحث اپیزودیک سریال Game of Thrones قسمت ســوم (Lord Snow)
    توسط SEYED AMIR در انجمن بحــــث اپیــزودیــک فصل اول Game Of Thrones
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 09-10-2016, 02:20
  2. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.12- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش اول ياران حلقه
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 45
    آخرين نوشته: 04-23-2015, 10:13
  3. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.18- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش سوم بازگشت پادشاه
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 59
    آخرين نوشته: 03-14-2013, 21:13
  4. تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.13- تحليل و بررسي فيلـــــــم ارباب حلقه ها (Lord Of The Rings) بخش دوم دو برج
    توسط FFKIA در انجمن ريليزهاي رسمي گروه تحلیل و بررسي سينماي جهان
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: 12-26-2012, 09:52
  5. Swa.44- تحلیل و بررسی سریال بازی پادشاهان فصل اول (اپیزود سوم Lord Snow)
    توسط FFKIA در انجمن تحلیل و بررسی سریال Game Of Thrones
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: 06-03-2011, 00:50

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •