سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh تحلیل و بررسی سینمای جهان Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 41
نمایش شاخه ای59علاقمندی ها

موضوع: Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,616
    سپاس ها : 11,341
    سپاس شده 25,842 در 4,623 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    نام فیلم: گلهای جنگ Flowers Of War
    نام: Flower.jpg نمایش: 2898 اندازه: 32.0 کیلو بایت
    اطلاعات فیلم
    کارگردان: ایمو ژانگ
    تهیه کننده: ویپینگ ژانگ
    فیلمنامه: هنگ لیو

    بر اساس داستانی از: گلینگ یان
    موزیک متن: کایگنگ چن
    فیلم برداری: ژیاوداینگ ژائو
    تدوین: پیکونگ منگ
    بازیگران
    کریستین بل: جان میلر
    نی نی: یومو
    ژینی ژانگ: شوی
    تیانیون هاونگ: ایی
    دویدو ژانگ: لینگ
    تونک داووی: سرگرد لی
    اطلاعات دیگر
    ژانر: درام، تاریخی، جنگی
    درجه نمایش R
    IMDB Rate: 7.6
    تولید شده توسط کمپانی:
    تصویر دنیای جدید پکن
    اکران: 16 دسامبر 2011
    مدت زمان: 146 دقیقه
    ساخته شده توسط: چین و هنگ کنگ
    زبان: انگلیسی و چینی
    بودجه: 100 میلیون دلار
    فروش کل فیلم: 83 میلیون دلار
    افتخارات و جوایز
    نامزد گلدن گلوب 2011 برای بهترین فیلم خارجی
    برنده بهترین بازیگر نقش اول زن از جوایز فیلم آسیا (نی نی)
    نامزد 5 جایزه از جوایز فیلم آسیا
    نامزد بهترین فیلم چینی زبان از جوایز فیلم هنگ کنگ
    برنده جایزه تدوین گران صدا و تصویر آمریکا در سال 2011
    تحلیل و بررسی از: فرخ فرمان
    ویرایش توسط FFKIA : 07-29-2012 در ساعت 19:33
    Anti Trust, 1CHAMPION, .:Reza:. و 9 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  2. # ADS
     

  3. #2
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,616
    سپاس ها : 11,341
    سپاس شده 25,842 در 4,623 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    نام: Flower1.jpg نمایش: 2343 اندازه: 31.2 کیلو بایت
    تحلیل فیلم گلهای جنگ
    با سلام خدمت کاربران گرامی سینماسنتر و علاقمند به تحلیل های این سایت

    گل های جنگ اثری شهرت یافته در سینمای سال های اخیر چین است. اثری که با پرداختی دردناک به هجوم ژاپن به چین در جنگ جهانی دوم، تلاش دارد تا ضمن بازگوئی جنایات ژاپنی ها در این جنگ و کیفیت زندگی و دفاع مردم چین در آن دوران به طور کلی به نقد جنگ بپردازد. گل های جنگ پرهزینه ترین فیلم ساخت چین است و تلاش بسیاری صورت گرفته تا این هزینه به جا و تأثیرگذار به کار برده شود. می توان گفت که این سرمایه گذاری با این که حاصل مادی برای سرمایه گذارانش نداشته اما توانسته تمامی اهداف غیر مادی سازندگانش را برآورده سازد و از این حیث فیلمی هوشمندانه است.
    از دید بنده به عنوان یک علاقمند تحقیق و تفحص در تاریخ، یک فیلم با محتوای تاریخی می تواند انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی مختلفی را در پس زمینه فکری خود داشته باشد. با همین رویکرد تصمیم به تحلیل این اثر گرفتم و ابتدا این سؤال را در ذهن مطرح کردم... چرا باید 100 میلیون دلار صرف ساخت فیلمی کرد که هیچ بازده اقتصادی‌ای برای سازندگانش ندارد و در چین و حتی جهان به شکل محدودی به نمایش در می‌آید، که نشانگر بی‌توجهی سازندگانش به جنبه اقتصادی ساخت فیلم است؟!
    برای یافتن پاسخ باید نگاه جستجو‌گری داشت و تحت تأثیر فضای دراماتیک فیلم قرار نگرفت. در این تحلیل تلاش بر این است، تا ضمن بررسی فیلم و ضعف و قوت های آن، بتوانم لایه‌های زیرین گل های جنگ را که به دلایل ساخت آن نیز مرتبط هستند مورد بررسی قرار دهم.

    دشمنی یا خدمت تاریخی!

    گرفتاری‌های چین و ژاپن از حمله امپراتوری مغول به رهبری گوبیلای قاآن به ژاپن آغاز گردید. با این که مغول ها در واقع چینی نبودند اما در نگاه ژاپنی‌ها تفاوتی هم با چینی‌ها نداشتند. با این که حمله مذکور مانند اکثر حملاتی که توسط کشورهای مختلف به ژاپن انجام شده بی‌نتیجه ماند اما تخم کینه میان دو ملت کاشته شد. در طی سال های بعد بارها پیش آمد که بر سر مسائل مختلف دو کشور در خشکی یا دریا با هم درگیر شده باشند، اما هیچ طرفی بر طرف ديگر تفوق نیافت.
    با شروع قرن بیستم مخاصمات این دو کشور وارد مرحله جدیدی شد. در 25 دسامبر سال 1941 با سقوط هنک‌کنگ حرکت های نظامی ژاپن در آسیای جنوب شرقی آغاز گشت، پیش از آن با نابود کردن بخش عمده نیروی دریائی آمریکا در پرل‌هاربر شرایط به گونه ای شده بود که هیچ قوای برتری برای مقابله با ژاپن در آن حدود باقی نمانده بود. همزمان گروه دیگری از نیروهای ژاپنی تایلند را تسخیر کردند و بلافاصله در عرض مدت کوتاهی تا 15 ژانویه 1942 اندونزی، مالزی و برمه به تصرف ژاپن درآمد و آخرین بازماندگان نیروهای انگلستان به سنگاپور عقب نشینی کردند. اما سنگاپور هم در 15 فوریه 1942 در میان بهت جهانی به تسخیر نیروهای امپراتوری ژاپن در آمد. در شرق جاوه نیروهای انگلیسی و آمریکائی شکست سختی از ژاپنی‌ها خوردند و اکنون تنها فیلیپین مانده بود و دفاع معدود سربازان آمریکائی به رهبری ژنرال داگلاس مک آرتور که آن هم به زودی درهم شکست. داگلاس مک آرتور در زمان خروج سوگندی تاریخی یاد کرد... فیلیپین را پس خواهم گرفت و آنقدر از ژاپنی‌ها خواهم کشت تا از شروع جنگ پشیمان شوند. این سوگندی بود که داگلاس‌ مک‌ آرتور آن را عملی کرد!

    ژاپن در دو جبهه (برمه و چین) حرکت خود را برای ورود به چین آغاز کرد. عملیات ژاپن در آسیای جنوب شرقی پایانی بود بر قرن ها حکومت استعماری انگلستان، هلند، فرانسه و در نهایت آمریکا بر کشورهای منطقه جنوب شرق آسیا ولی دو کشور مهم منطقه چین و هند همچنان تسخیر نشده باقی مانده بودند. حملات به عمق خاک چین در حالی شروع شد که این کشور به دو دلیل مورد خصمانه‌ترین حملات ژاپنی‌ها بود. کینه تاریخی از چین اولین دلیل بود و دومین و در واقع مهمترین دلیل این بود که چین آخرین دیوار دفاعی انگلستان برای از دست ندادن هند محسوب می شد. هند به عنوان مهمترین مستعمره‌ای که در تاریخ جهان وجود داشته، آنقدر برای انگلستان اهمیت داشت که تمام امکانات دفاعی ممکن را در اختیار نیروهای متحد هندی و انگلیسی قرار دهد تا در مرزهای برمه از نفوذ ژاپنی ها به هند جلوگیری کنند. در این میان اگر نیروهای مدافع چینی راه ژاپنی‌ها را در نایجینگ و بیجینگ سد نمی کردند کل نیروهای انگلیسی در برمه در میان گاز انبر ایجاد شده توسط ژاپنی‌ها قرار می گرفت و از میان می رفت و بلافاصله با به هم پیوستن دو نیروی ژاپنی، هند در آستانه سقوط قرار می گرفت. ضمن این که با پیوستن این دو نیرو کشورهای جنوب شرقی چین (ویتنام، لائوس و کامبوج) به طور کل تحت محاصره قرار می گرفتند و این یعنی از بین رفتن امید پیروزی بر ژاپن!
    نیروهای ژاپن در مدت حضور خود در چین انواع خشونت های ممکن را انجام دادند و این در حالی بود که نیروهای چینی نه تنها توسط انگلستان که توسط روس ها نیز پشتیبانی تسلیحاتی می شدند. با توجه به کثرت نیروی انسانی در چین رساندن تسلیحات به نیروهای ژنرال چیانگ کای شک ساده ترین کاری بود که می شد انجام داد و جلوی سیل نیروهای ژاپنی را گرفت.

    مانند اروپا و جنگ بین شوروی و آلمان، نبرد بین نیروهای چین جدید با رهبری کای شک و ژاپنی ها به رهبری هیروهیتو، یک نبرد ایدئولوژیک هم بود. نبردی بین توتالیتر امپراتوری ژاپن و آغاز تمایلات کمونیستی در چین. نبردی که در آن در نهایت کمونیست‌ها برنده شدند. دوستانی که فیلم آخرین امپراتور اثر برناردو برتولوچی را دیده‌اند می دانند که چه اتفاقی برای امپراتوری چین افتاد و چگونه این امپراتوری قبل از شروع جنگ به جمهوری چین مبدل گشت. به محض پایان جنگ جهانی جنگ دیگری در چین شروع شد، نبرد میان کمونیست ها و ملی‌گرایان و در نهایت گروهی که در چین برنده شد عملا چین را تا سال ها تحت انقیاد حزب کمونیست و حکومت خلقی درآورد و بارها بدتر از بلائی که ژاپنی‌ها بر سر چینی‌ها آوردند، جمهوری خلق چین بر سر چینیان آورد. اما در برهه جنگ جهانی دوم ژنرال کای‌شک را می توان عنصر متمایل به غرب در چین دانست. عنصری که خواسته یا ناخواسته خدمات بسیاری برای انگلستان در طول جنگ انجام داد، خدماتی که به قیمت از دست دادن زندگی 20 میلیون چینی تمام شد اما در نهایت هند را برای انگلستان حفظ کرد و توانست مانعی برای پیروزی ژاپن در برابر آمریکا ایجاد کند.

    طرفداران ژنرال چیانگ کای‌شک پس از شکست خوردن از کمونیست ها به تایوان رفتند و در آنجا تحت پشتیبانی همه جانبه انگلستان و آمریکا حکومت چین ملی را ایجاد کردند. حکومتی که همچنان نماد آمریکا در جنوب شرق آسیا محسوب می شود و با وجود این که بعد از سال 1971 تنها با 23 کشور به طور دیپلماتیک ارتباط دارد اما همچنان محکم و پابرجا در برابر جمهوری خلق چین ایستاده است. این ادای دینی از طرف آمریکا و انگلستان است در سپاس از کای‌شک و ناسیونالیست های چینی.
    نکته مهم و تعیین کننده اینجاست که بعد از سال ها مدتی است که حکومت تایوان در اختیار ناسیونالیست های قدیمی از حزب کومینتانگ قرار گرفته است. یعنی طرفداران سابق ژنرال کای‌شک! اکنون شرایطی در تایوان فراهم است که می توان امیدوار بود که چین بتواند با کمی نرمش، تایوان را بدون مناقشه به خاک خود الحاق کند. البته مسلما این امر به سادگی میسر نخواهد شد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  war.png
مشاهده: 3558
حجم:  87.9 کیلو بایت

    گل های جنگ یا بارقه‌های بازگشت!

    گل های جنگ اثریست دچار ضعف‌های متعدد داستانی. متأسفانه فیلم هایی که در مورد کینه قدیمی بین ملت‌ها ساخته می شوند گاهی آنقدر در عمق کینه خود پیش می روند که قاعده‌های داستان و بعضا سینما را هم فدای این کینه می کنند. به همین روی گل های جنگ فیلمی است قوی در تکنیک اما ضعیف در داستان و همین باعث می شود این اثر نتواند بیننده را به طور کامل جذب کند. هرچند که در جلب نظر چینی ها و طرفداران عاطفی فیلمی موفق است اما در نگاهی بی طرف بیش از حد طرفدارانه و آزار دهنده به نظر خواهد رسید. فیلمنامه گل های جنگ دارای ضعف های متعددی است، اما ضعف اصلی داستان بازمی گردد به همان کینه‌ای که میان چین و ژاپن وجود دارد، کینه ای که وقتش رسیده تا فراموش شود، اما برخی سیاست‌ها در دولت چین اجازه نمی دهند که ریشه‌های این کینه میان این دو ملت خشک شود و به همین دلیل دولت چین به چنین آثاری به شکل یک اثر ملی می‌نگرد، اثری که تنها تاثیر آن افزایش تنش بین دو ملت است. اما واقعا چرا دولت چین به دنبال زنده نگاه داشتن این گرفتاری دیرینه است؟ آیا این جدال در حال حاضر نیز برای جمهوری خلق چین دارای کاربردیست؟
    پاسخ مثبت است، دلایل مختلفی برای دامن زدن به این آتش وجود دارد.

    1- ایجاد هر چه بیشتر روحیه جنگندگی مردم چین در برابر ژاپن در جهت برتری یافتن اقتصاد چین.
    2- تقویت کردن احتمال نرمش سیاستمداران تایوانی در جهت تلفیق این کشور حتی به صورت خود مختار به چین. (با تقویت روحیه ملی‌گرائی نسبت به دوره‌ای که هنوز جمهوری خلق چین و چین ملی متحد بودند)
    3- برجسته کردن ملی‌گرائی چینی در عرصه بین‌المللی با هزینه کردن بدون بازگشت در آثار سینمائی. (فیلم هائی نظیر قهرمان و گل های جنگ)
    4- ضربه زدن به هر آنچه که می توان آنرا حرکت در مسیر صلح پایدار و غیر تهدید‌آمیز چین و ژاپن دانست. (میدانیم که این روزها چین با حمایت از کره‌ شمالی در پی همه چیزهائی است که می تواند کره و ژاپن را تهدید کند)
    5- منفور نشان دادن ژاپن در عرصه جهانی به عنوان کشوری که صمیمانه‌ترین روابط را پس از انگلستان با آمریکا دارد و در عین حال یکی از برترین اقتصادهای رقیب چین نیز هست.
    6- کم کردن تنش با انگلستان و همچنین آمریکا که اینک تعیین کننده ترین کشور در اقتصاد چین است و یادآوری این مسئله که در زمانی نه چندان دور چینی‌ها برای از دست نرفتن هند 20 میلیون کشته دادند و این ژاپن بود که دشمن انگلستان و آمریکا بود.

    عجیب آنکه در چین فیلمی ساخته می شود که در حال تقدیر از حماسه آفرینی چینیان در دوره‌ای است که رهبر آنان کسی نبوده جز ژنرال کای‌شک (رهبر ملی‌گرای چین)، کسی که تا قبل از شروع اقتصاد آزاد در چین نام بردن از وی مجازات‌های سنگینی در پی داشت. واقعا چه شده که در فیلمی ساخته جمهوری خلق چین 100 میلیون دلار هزینه بدون بازگشت انجام می گیرد تا چینیان بدانند که مردان کای‌شک چگونه مقاومت می کردند؟!
    آیا این فیلم یک هدف چند سویه را دنبال نکرده است؟ اهدافی که در صدر آنها منفور جلوه دادن ژاپن و یادآوری یکپارچه بودن چین با تایوان، قرار گرفته است؟ آیا این اهداف تنها مصرف داخلی دارند؟

    اولین نکته‌ای که از ژاپنی‌ها در ذهن بیننده نقش می بندد این است که ژاپن کشوریست در تلاش برای نابود کردن همه چیز چینی‌ها. تبدیل کردن نایجینگ به خرابه‌ای کامل که می تواند حاصل شکست احتمالی چین از ژاپن باشد. در فیلم سربازان چینی را می‌بینیم که با کمترین امکانات در نبردی نابرابر در مقابل دشمنان ژاپنی، که تا بن دندان مسلح هستند، قرار گرفته اند و از جان خود می گذرند تا میهن را حفظ کنند. در صحنه‌ای که همچنان از دید بنده بدون توجیه است شاهد کشته شدن انتحاری سربازان چینی هستیم که تلاش در نابود کردن یک زره پوش ژاپنی دارند. چه زیبا ژانگ يیمو در این صحنه نیت اصلی خود را به ما نشان داده است، "در نهایت این برتری نفری چینی است که در برابر تکنولوژی ژاپن به پیروزی خواهد رسید". کشور ما (ایران) هم درگیر جنگ بوده و افرادی مانند شهید حسین فهمیده را به خود دیده که با نارنجک و استفاده از هوش (در جهت مخفی کردن خود تا رسیدن به تانک دشمن) توانسته‌اند یک تانک را نابود سازند. پس احتمالا نیازی به این گونه انتحار کردن نبود. باید فکر کرد که فیلم ساز در حال القا کردن چه نوع تفکری به بیننده است. آیا با یک حرکت شعاری در زمینه نشان دادن نوع جنگ اقتصادی و سیاسی حال حاضر میان دو کشور روبرو نیستیم؟ حضور یک آمریکائی به عنوان ایفا کننده نقش اول در فیلم اشاره به چه چیز دارد؟ منجی؟ یا میانجی؟ یا چیزی فراتر از آن؟

    از سوی دیگر فیلم در زمانی می گذرد که دوران اتحاد چین ملی و جمهوری خلق چین است، اتحادی که اگر امروزه شکل بگیرد بی شک چین را یکه تاز‌تر از آنچه هم اکنون هست خواهد کرد. می‌دانیم که تایوان کشوری بسیار قدرتمند در زمینه اقتصاد جهانی است و همچنین میدانیم که این کشور یکی از پنج کشور سردمدار در زمینه الکترونیک دنیا و بلکه مهمترین آنهاست و می دانیم که اقتصاد حال حاضر چین وابستگی غیر قابل انکاری به شرکت های بزرگ تایوانی دارد که اجازه دادند تولیداتشان در کشور مادریشان چین ساخته شود (حداقل در زمینه الکترونیک و کامپیوتر).

    آیا گل های جنگ نجواگر روزهای خوش اتحاد (درگذشته) و روزهای خوش انتقام (درآینده) در گوش ناسیونالیست های ژاپنی ستیز تایوانی نیست؟
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  war1.png
مشاهده: 2572
حجم:  7.7 کیلو بایت
    سکانس‌های تعیین کننده ...

    ژانگ ييمو در راستای رسیدن به اهداف ذهنی خود در این ماجرا گاهی دچار احساسات غلیظی می شود و در همین زمان هاست که فیلم بیش از آنکه در خدمت افکار سازنده باشد به خدمت اکشن های هنک‌کنگی در می‌آید. در همان 10 دقیقه ابتدائی فیلم و در گرماگرم نبرد بین آخرین مدافعان شهر نانجینگ با ژاپنی‌ها به دفعات شاهد ضعف‌هایی از این نوع هستیم. تزیین کننده مرده‌ای که مانند تام کروز (در ماموریت غیر ممکن) به داخل دریچه‌ای باریک شیرجه می زند، تیرهای سرگردانی که از خوش شانسی جان میلر هیچکدام به او برخورد نمی کنند، شگرد سپر انسانی غیر قابل درک در جهت دراماتیک تر کردن ماجرا! استفاده مکرر از اسلوموشن در جهت احساسی‌تر کردن صحنه‌ها که تکرار آن تأثیر مطلوبی ندارد و بیننده را به یاد ببر خیزان و اژدهای پنهان و یا خانه خنجرهای پرنده می‌اندازد. البته نمی توان منکر علاقه وافر فیلمسازان چینی و هنگ کنگی به نمایش های اسلوموشن شد زمانی جان وو و اکنون ژانگ يیمو!

    صحنه‌های ابتدائی جدال میان سربازان ژاپنی‌ و چینی در داخل شهر یک کپی خوب است از سکانس های پایانی نجات سرباز رایان در شهر رومل. با این که منطق در مواقعی رعایت نمی شود اما صحنه‌ها عموما قابل قبول هستند. یکی از مشکلات بزرگ فیلم عمیق نبودن شخصیت هاست که ناشی از فیلمنامه‌ای پر تعجیل و بدون جزئیات است. شخصیت جان میلر که پیرو یک کلیشه نخ‌نما از قهرمانانی است که علی رغم ضعف های انسانی متعدد در انتهای ماجرا، راه راست در پیش می گیرند، به طور کلی ناموفق است و بازی کریستین بل نیز کمکی به این شخصیت نکرده است. در میانه قتل عام کل مردم شهر و نگون‌بختی دختران معبد حضور سرخوشانه زنان روسپی که با آخرین مدل روز آرایش شده‌اند و لباس‌های قیمتی به تن دارند و همچنان در حال دلبری هستند، لبخند بر لبان بیننده می‌نشاند. احتمالا شاهد یک شوخی هستیم! چطور ممکن است در همهمه نبرد و بمباران افرادی چنین بی تفاوت و بی خیال پیدا شوند؟!

    مشکل دیگر حضور راوی در فیلم است. راوی نه آنقدر حضور پر رنگی دارد که نتوان از کنارش گذاشت و نه فیلم آنقدر گویاست که نیازمند راوی نباشد. راوی دقیقا منتقل کننده نکاتی در فیلم است که بیننده بدون توضیح آنها را درک نمیکند. مانند صحنه سپر انسانی در برابر زره پوش. در این صحنه تنها توضیح راوی می‌تواند این حرکت را توضیح بدهد. بیننده تلاش دارد دلیلی منطقی برای این کار بیابد و از آنجا که فیلم در اینجا به خودی خود گویا نیست نیاز به حضور راوی احساس می شود. گاهی راوی فراموش می‌شود و ارتباط بیننده با او قطع می‌گردد، اینها همان سکانس‌هائی هستند که ژانگ يیمو بدون راوی هم توانسته منظور خود را به بیننده منتقل کند. شاید اگر دلیل مشخص‌تری برای تغییر ناگهانی شخصیت جان میلر وجود داشت بهترین گزینه برای راوی خود او بود چون اشراف بیشتری بر رویدادها داشت، اما نکاتی وجود داشته که جان میلر هم نمی توانسته آنها را توضیح بدهد. مثل دلیل ناگهانی تغییر خودش!

    جان میلر با دیدن آن‌ همه کشته و انواع جنایت جنگی به هیچ عنوان متأثر نمی‌شود و همچنان در پی گرفتن پول از خادم کلیساست، اما در سکانسی که ژاپنی‌ها به داخل کلیسای وینچستر می‌آیند با خوردن ضربه قندان اسلحه بر سرش، یکباره 180 درجه تغییر روحیه و مدل می‌دهد و از مردی بلهوس و شرابخوار به پدر جان میلر فداکار و متعهد بدل می گردد! این چرخش بسیار عجیب است و به دلیل خالی بودن از منطق و عمق کافی، درک نمی‌شود و فاقد کاربرد است. شخصیت جان میلر فاقد شخصیت پردازی صحیح است و نمی‌توان در عمق این شخصیت تهی آنچه داستان لازم دارد را یافت و به همین ترتیب اعمال او که نشات گرفته از همین تهی بودن شخصیتش هستند، بدون عمق، سطحی و بی تأثیرند.

    یکی از بدترین سکانس‌های فیلم، سکانس دفاع یک نفره افسر چینی در برابر گروه مهاجمان ژاپنی است. سکانسی که قرار است اوج دلاوری سرگرد چینی را به تصویر بکشد اما متأسفانه به دلیل همان دید احساسی و کینه توزانه، بسیار کم تأثیر از کار درآمده است. از آن جائی که نبرد یک نفر در برابر چندین نفر کار ساده‌ای نیست، فیلمساز برای درآوردن این سکانس به سراغ یکسری حرکات غیر قابل باور می‌رود. زدن بمب در هوا با تیر، شاسی‌گذاری در بالای ساختمان در عین مجروح بودن و وقت کم، تیراندازی دقیق و بدون اشتباه به نارنجک‌ها و سربازان.... که سرانجام منجر به نابودی کامل گروهان ژاپنی‌ها می‌شود! تصور کنید که اگر 10 نفر دیگر چون این افسر چینی در نانجینگ بود کار کل نیروی نظامی ژاپن ساخته بود و به قول یکی از سیاستمداران سابق کشورمان (در اشاره به ساخت چنین فیلمهائی)، جنگ 8 روزه تمام می‌شد، چرا 8 سال طول کشید؟! در برخی از صحنه‌های این سکانس می‌توان سرگرد لی را در جایگاه "کوین" و ژاپنی‌ها را در جایگاه "دزدان" در فیلم "تنها در خانه" قرار داد. ژاپنی‌ها آنقدر پخمه تصویر شده‌اند که در یک به یک تله‌های ایجاد شده توسط سرگرد لی قرار می‌گیرند و در نهایت هم همه تلف می‌شوند! (یاد فیلم گشتی‌ها افتادم، اثری که در آن 4 سرباز وطنی یک لشگر عراقی را به کل نابود کرد) گاهی باید سازنده برای شعور دشمن هم احترامی قائل باشد یا حداقل به شعور بیننده احترام بگذارد.

    داستان گل های جنگ با چند دستکاری ساده و همچنین کنار گذاشتن دید یکطرفه، می‌توانست بدل به اثری استثنائی شود. اما سازنده در پی این بی طرفی نبوده است و حتی تنها بارقه امید برای برون رفت از این بن بست خود ساخته، (افسر هاسه گاوا) را نیز از دست می‌دهد. اگر به خاطر داشته باشید حضور افسر آلمانی با روحیات ضد جنگ و زیبا در فیلم پیانیست سبب زیبائی دو چندان فیلم شد، ضمن این که کمک کرد تا فیلم نگاهی کاملا یکسویه نداشته باشد یا حداقل از یکسویگی آن بکاهد.

    از دیگر نقاط ضعف بزرگ فیلم نحوه خروج دو روسپی از کلیساست و البته دلیل خروج آنها. در اینجا دومین شوخی بزرگ داستان شکل می‌گیرد. در اوج گرفتاری و محاصره و کشته شدن آدم‌ها در داخل و بیرون کلیسا و در حالی که خطر مانند رگبار بر سر این گروه در حال باریدن است، دو تن از زنان روسپی برای آوردن تارهای ساز و گوشواره به شکل محیر‌العقول و عجیبی از محاصره ژاپنی‌ها بیرون میروند. تقریبا در همین جا بود که حس کردم ماجرا از جدیت و منطق کافی برخوردار نیست و بیشتر اسیر همان اهداف مشخص شده و کینه توزی محض است. کشته شدن دو زن به بدترین شکل ممکن، گرچه بسیار ناراحت کننده بود اما وقتی وسیع‌تر به مسئله نگاه کنید؛ خواهید دید که این اتفاق تنها وسیله‌ای بوده در جهت بروز دادن هر چه بیشتر همین کینه کور که بعد از 70 سال هنوز هم بر روابط ژاپن و چین سایه افکنده است. نکته مهم‌تر نحوه خروج این دو روسپی از کلیسا است و باید بابت آن انگشت حیرت به دهان گرفت! سوال اینجاست که اگر خروج از دست نیروهای ژاپنی تا این حد ساده بود، چرا "مو" اصرار داشت جان میلر با هر ترفندی که شده آنها را از آن وضعیت خارج کند؟ اینگونه به نظر می رسد که زنان روسپی راه های مطمئن‌تری برای خروج سراغ داشته‌اند!!
    نظیر ماجرای خروج روسپی‌ها بار دیگر در زمان سرود خوانی دختران در حظور هاسه‌گاوا و به خاطر فرار یک گربه تکرار می‌شود تا این بار نیز بیخود و بی جهت زندگی پسرک خادم کلیسا به خطر بیفتد و مجبور شود خود را در انتها فدای باکره‌ها کند.

    یکی دیگر از چیزهائی که در فیلم قابل درک نیست تبدیل حس شهوانی جان میلر به حس عاشقانه است. این دگردیسی نیز دارای عمق نیست و در نهایت هم عشق چند روزه میلر طی فرایندی شهوانی خاتمه پیدا می کند. درک این نوع عشق اندکی سخت است. میلر یک چینی نیست که بخواهد وطنش را نجات دهد و در صورتی که عاشقی واقعی بود می‌بایست که برای نجات مو از هیچ اقدامی فروگذار نمیکرد. اما شاهد کوچکترین تلاشی در این بار نیستیم. وعده‌ای تو خالی مبنی بر تمام شدن جنگ و جستجوی میلر، انتهای حس عاشقانه اوست. حسی که "مو" در همان لحظه آن را به انتهایش می‌رساند و تصمیم می‌گیرد در انتظار آن روز کذائی نماند و لحظه را دریابد!

    پایان‌بندی داستان دارای تاثیر کافی برای چنین اثری است. تبدیل کردن روسپیان به راهبه‌ها قبل از آنکه یک حرکت بزرگ برای نجات دادن عفت و زندگی راهبه‌ها باشد، نشانگر تغییر ذات روسپیان است. روسپیانی که با یک حرکت قابل ستایش تصمیم به فدا کردن زندگی خود در برابر حفظ زندگی ارزشمند دخترکانی می‌گیرند که برخی از آنان آینه کودکی افرادی چون مو هستند. با این که تغییر قیافه آنان و کم کردن سن‌شان کاریست مشکل تر از آنکه جان میلر بتواند از پسش برآید اما می‌توان آن را پذیرفت. در زمان دعوت از گروه کر کلیسا می شد در نظر گرفت که جان میلر هم به مراسم دعوت شده است. اما داستان به نرمی از کنار این دعوت می‌گذرد. کروه کر به مراسم دعوت می شود در حالی که مسئول کلیسا و رهبر گروه، همراه آنها نمی‌رود. البته در این قسمت کار دیگری نمی‌شد کرد. اگر جان میلر گروه کر را همراهی می‌کرد، بحث فرار خود به خود منتفی بود. صحنه واپسین فیلم در جائی که سربازان ژاپنی با برداشتن صندوق‌های نوشیدنی از کاوش بیشتر در کامیون خودداری می‌کنند نیز به گونه ای دیگر اشاره به ذات فاسد ژاپنی‌ها دارد. جان میلر تقریبا بدون دردسر از ایست بازرسی عبور می‌کند که می‌توان در محقق شدن آن تردید داشت. البته ما قبلا با ژاپنی‌ها آشنا شده‌ایم، آنها همین قدر ساده هستند و به راحتی فریب می‌خورند، بنابر این تعجب نمی‌کنیم.

    با وجود مواردی که عنوان شد فیلم با نزدیک شدن به انتها شرایط منطقی‌تری پیدا می‌کند و ضعف‌ها کم رنگ‌تر می‌شوند تا در نهایت شاهد پایانی معقول‌تر و فداکارانه باشیم. گلهای جنگ پایانی تاثیر گذار دارد، دلیل تاثیرگذاری انتهای فیلم این است که سازنده به نشان دادن آنچه در نهایت بر روسپیان خواهد گذشت نمی‌پردازد. در چنین آثاری نشان دادن همه وقایع توفیق سازنده را در پی ندارد، برعکس گاهی نشان ندادن ماوقع و واگذار کردن پایان به بیننده تاثیر گذارتر است. این نوع پایان سبب می‌شود که مقداری از حس یکطرفه داستان نیز کم شود. در سکانس‌های نهائی با توجه به کندتر شدن ریتم داستان ضعف‌ها هم کمتر شده‌اند و شاهد فیلمنامه‌ای فکر شده‌تر و اجرائی پخته‌تر هستیم. به همین دلیل پایانی بدون عجله، قابل قبول و بدون صحنه‌های اضافی رقم زده شده است.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  war.png
مشاهده: 3558
حجم:  87.9 کیلو بایت

    برآیند...

    فرم گل های جنگ کاملا نشان دهنده یک اثر جنگی است. البته با توجه به این که در آوردن یک فرم در ژانر جنگ از ژانرهای دیگر نسبتا ساده‌تر است. کافی است که صحنه ها به خوبی پرداخت شده باشند تا فرم اثر شکل بگیرد به همین دلیل اهمیت صحنه پردازی و میزانسن در این فیلم بیشتر برجسته‌تر است و به شکل کاملا مستقیمی بر کیفیت هر چه مثبت تر فرم کار تأثیر داشته است. این فرم آنقدر گویاست که گل های جنگ را بدون صدا هم می‌توانید ببینید و تا بیش از پنجاه درصد ماجرای آن را درک کنید. اما این کیفیت در تمام طول اثر یکنواخت نیست و فیلم در برخی مواقع دچار سطحی‌نگری از نوع هنک‌کنگی می‌شود که در نتیجه نهائی کار تاثیر منفی دارد. یکی از نکات برجسته فیلم موسیقی آن است. موسیقی‌ای که در سرتاسر فیلم همچون آب جاری است و به جرأت می توان گفت که خیلی بالاتر از سطح فیلم است. بخش مهمی از زیبائی فیلم وابسته به همین موسیقی است.

    در مجموع باید گفت که فیلم گل های جنگ اثر خوبی نیست، اما دارای نکات مثبت و حرفه‌ای از نظر تکنیکی است. اگر حساب فیلم نامه را از ساخت اثر جدا کنیم باید گفت که قطعا ژانگ يیمو کارگردانی بسیار دقیقی بر ساخت اثر داشته، فیلم‌برداری در تمام لحظات عالی است، استفاده به جا از رنگ و نورپردازی پرغبار کاملا در خدمت فرم است ولی نمایش های اسلوموشن به فیلم کمکی نکرده‌اند. موسیقی بسیار عالی‌ است و فیلم دارای تدوینی حساب شده می باشد، ضمن این که مشخصا برای طراحی صحنه‌ها و جلوه‌های ویژه زحمت بی اندازه‌ای کشیده شده است. آنچه نقطه ضعف گل های جنگ محسوب می شود، فیلم نامه‌ای عجولانه و کینه‌توزانه‌ است، فیلم نامه ای که میتواند پیام آور صلح باشد تا شعله افکن خشم و جنگ. این عجله سبب ایجاد ضعف‌های مختلفی در شخصیت پردازی و عمق دادن به داستان شده است. داستانِ پوسته‌ای و شخصیت‌های تو خالی که اغلب موارد در حد ژست و تیپ باقی می‌مانند؛ از ضعف‌های غیر قابل انکار این اثر هستند. شخصیت‌های اصلی فیلم (میلر و مویو) کپی‌های خوبی هستند از دیگر آثار، مخصوصا جان میلر که در واقع فردیست پوچ و بدون هویت که حتی دگردیسی او هم کاملا غیر واقعی و تهی از کار درآمده است. شخصیت مو نیز در همین حد پوچ است و با این که بازی نی‌نی در نقش مو قابل قبول است اما کمکی به تعمیق شخصیت مو نکرده است. با وجود همه ضعف‌ها باید گفت که گل های جنگ اثری برجسته از سینمای چین است، سینمائی که جهش تکنیکی خوبی دارد اما در محتوا همچنان دارای مشکلات عدیده است.

    دلیل ضعف محتوا در گلهای جنگ ارتباطی به ضعف فیلم نامه نویسی ندارد. بلکه باید دلایل آنرا در پرداخت احساسی منبع داستانی جستجو کرد. این پرداخت احساسی که به طور کلی در خدمت اهداف خاصی قرار دارد سبب شده تا فیلم دچار ضعف‌هائی نظیر کیفیت پرداخت شخصیت‌ها و رویدادها باشد که صد در صد ایرادیست وابسته به داستان اصلی. فیلم نامه نیز آگاهانه از داستان پیروی کرده و در حقیقت فیلم ساز کاملا به این نوع پرداخت اشرف داشته و در صدد تغییر آن برنیامده است. به عنوان مثال یکی از ضعف‌های بزرگ فیلم، استفاده بیش از حد از زبان انگلیسی است. با این که در آن دوران میسیونرهای مذهبی فراوانی در چین حضور داشته‌اند اما باز هم نمی‌توان تسلط به زبان انگلیسی در این سطح را در گل های جنگ منطقی دانست. این مسئله در مورد ژاپنی‌ها و حتی پدر یکی از دختران باکره نیز صادق است و اتفاقا این ضعفی هدفمند در فیلم است. چون فیلم با این میزان صحبت به زبان انگلیسی می‌توانست به عنوان یک فیلم انگلیسی زبان مطرح باشد و مخاطب بیشتری را به خود جلب کند و حتی شانس بیشتری در فستیوال‌های سینمائی داشته باشد. از سوئی دیگر شخصیت اول فیلم یک آمریکائی است، بحث ناجی آمریکائی کمتر مطرح شده است، اما به هر حال در آن زمان تعداد متعددی آمریکائی و انگلیسی در چین فعالیت می‌کردند و این حقیقتی تاریخی است که رفتار ژاپنی‌ها با آمریکائی‌ها بهتر بود. با این حال انتخاب داستانی که در آن جان میلر آمریکائی نقش منجی را بر عهده دارد، انسان را وادار به تفکر می کند.

    فیلم‌سازی در کشورهای مختلف جهان وابستگی عمیقی به سیاست دولت ها پیدا کرده است. در سینمای چین نیز این وابستگی وجود دارد و نمی‌توان آنرا نفی کرد. با این که چین وارد دنیای اقتصاد آزاد شده اما نباید فراموش کرد که سردمداران این کشور با تحکمی دیکتاتور گونه بر این کشور حکومت می‌کنند. خیلی از سیاست‌ها در قالب یک فیلم سینمائی بسیار سریع‌تر و کامل‌تر به اذهان مردم منتقل می‌شود تا با هزینه‌های سنگین جنگ و یا درگیری کلامی و تشنج بین دولت‌ها. گل های جنگ در پایان دارای چند پیام است. تنفر از ژاپنی‌ها، ادای احترام به چین ملی، برجسته کردنِ تفوق و برتری روحیه ملی چین و تضمین ارتباط حسنه با آمریکا و از همه مهمتر یادآوری دشمنی ژاپن با آمریکا و انگلستان در زمان جنگ.

    این پیام‌ها به خوبی منتقل شده و کارا هم بوده است و شکی نیست که به شکل یک فیلم سینمائی هم بیننده بیشتری هم خواهد داشت و هم تأثیر بیشتری. دولت‌ها به خوبی می‌دانند که میانشان چه گذشته مهم این است که این حس باید به مردم منتقل شود. مردمی که ممکن است بعد از هفتاد سال تصمیم به کنار گذاشتن این خاطرات گرفته باشند، اما قطعا این نفرت همچنان کاربرد دارد بنابر این باید مرتبا بازسازی و یادآوری شود. شاید برای دست اندرکاران گل های جنگ بهتر بود که بار دیگر ژنرال داگلاس مک آرتور سر از خاک بر می‌آورد و سوگند خود را تا نابودی کلیه ژاپنی‌های کره زمین ادامه می‌داد.


    امیدوارم که این تحلیل مورد توجه دوستان و علاقمندان قرار گرفته باشد.
    ششم مرداد ماه یکهزار و سیصد نود و یک
    فرخ فرمان
    طراحی گرافیک و ویراستاری FFKIA
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  war1.png
مشاهده: 2572
حجم:  7.7 کیلو بایت
    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    Mobin.M, Anti Trust, T.U.S و 22 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته



  4. #3
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 7,207
    سپاس ها : 10,745
    سپاس شده 16,641 در 4,252 پست
    یاد شده
    در 65 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    تشکر میکنم از فرخ عزیز، بابت پرداختن به فیلمی که برای شخص من خاص و زیبا و متاثر کننده بود
    تحلیلت مثل همیشه کامل و زیبا بود، اما خب نمی‌تونم با یه سری موارد مخالفتم رو اعلام نکنم
    ببین فرخ واسه همه مردم دنیا، جنگ منزجرکننده و نفرت‌انگیزه، فرق نمی‌کنه متجاوز باشه یا میزبان جنگ، به هر حال جنگ جزء بدترین و پلید‌ترین بلایای بشری حساب می‌شه
    در کنار این توضیحات، وقتی به یک کشور هجوم و حمله صورت می‌گیره، اونم بطور وحشیانه و کاملن ظالمانه، نمی‌شه توقع داشت گذشت زمان بتونه از نفرت و خاطرات تلخ مردمش کم کنه، چه برسه از بین ببرتش! مثلن این جمله:

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    چرا باید 100 میلیون دلار صرف ساخت فیلمی کرد که هیچ بازده اقتصادی‌ای برای سازندگانش ندارد و در چین و حتی جهان به شکل محدودی به نمایش در می‌آید، که نشانگر بی‌توجهی سازندگانش به جنبه اقتصادی ساخت فیلم است؟!
    چرا فکر می‌کنی برای سازندگان این فیلم گیشه و فروش مهم بوده؟ چرا فکر نمی‌کنی احساست مردمش، احساساتی که در طی یک جنگ خدشه‌دار شده مهم بوده؟
    من عقیده دارم این فیلم شاید بعد از این همه مدت یه مرهم برای زخمی بوده که خیلی‌ها تو اون کشور نمی‌تونن ترمیمش کنن!

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    کینه ای که وقتش رسیده تا فراموش شود، اما برخی سیاست‌ها در دولت چین اجازه نمی دهند که ریشه‌های این کینه میان این دو ملت خشک شود
    یا چرا فکر می‌کنی این کینه!! که البته من کینه اسمش رو نمی‌ذارم، بهتره بگم یه کابوس باید فراموش بشه؟ کم دردی بوده براشون؟ از غارت کشورشون تا رفتار وحشیانه‌ای که با کودک و زن و مرد و... به همین راحتی بگذرند؟ یعنی دولت چین خیلی راحت بیاد و به مردمش بگه فراموش کنید که باهاتون چه رفتاری شده؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    اما در سکانسی که ژاپنی‌ها به داخل کلیسای وینچستر می‌آیند با خوردن ضربه قندان اسلحه بر سرش، یکباره 180 درجه تغییر روحیه و مدل می‌دهد
    خوردن قنداق اسلحه نمی‌تونه باعث تحول یک مرد بشه! دیدن صحنه‌های دلخراش حمله به کودکان و دختران بی‌پناه میتونه آدم رو عوض کنه! دیدن ناله‌های وحشتناک دختران می‌تونه باعث این تغییر بشه. تنها بودن اون دختران در مقابل شهوت و نگاه آلوده یه سری سرباز نالایق می‌تونه باعث این تغییر بشه. چرا فکر می‌کنی یه ضربه باعث این تحول شده؟
    قرار گرفتن در اون شرایط، اونم واسه مردی مثل میلر که فرزند خودش رو از دست داده می‌تونه باعث تغییرش بشه! نه زخم روی سر!

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    فیلمساز برای درآوردن این سکانس به سراغ یکسری حرکات غیر قابل باور می‌رود. زدن بمب در هوا با تیر، شاسی‌گذاری در بالای ساختمان در عین مجروح بودن و وقت کم، تیراندازی دقیق و بدون اشتباه به نارنجک‌ها و سربازان.... که سرانجام منجر به نابودی کامل گروهان ژاپنی‌ها می‌شود!
    در این مورد کاملن باهات موافقم! این سکانس اغراق زیادی داشت، از زدن بمب گرفته تا لحظه‌ای که با سقوط خودش نارنجک‌ها رو منفجر کرد!

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    دو تن از زنان روسپی برای آوردن تارهای ساز و گوشواره به شکل محیر‌العقول و عجیبی از محاصره ژاپنی‌ها بیرون میروند
    بازم باهات مخالفم! کاری به گوشواره ندارم، اما هدف اون زن برای آوردن تار، خشنود کردن دل یه سرباز نوجوان بود که آخرین لحظات عمرش رو می‌گذروند! این به نظرت هدف پوچ و بیهوده‌ایه؟؟ حتی بعد هم دیدیم که این تار باعث شاد نمودن دل دخترانی بود که آینده مبهمی در پیش روی داشتند! نه هدف پوچ و کم ارزشی!

    من حس می‌کنم جنگ و اثرات مخرب اون، اونم در این سطح نمی‌تونه از یاد مردم یک کشور بره! چه 100 سال بگذره، چه یک سال! خاطرات تلخ و عذاب‌آور به سادگی کمرنگ نمی‌شن، چه برسه خاطره تلخ از دست دادن همنوعان!

    مطمئنم که با پاسخ‌هات باز هم می‌یام
    Ali, FFKIA, desmound و 2 کاربر دیگر به این پست علاقمند بوده اند.

  5. 7 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  6. #4
    Ali
    Ali آواتار ها
    وضعیت : Ali آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,077
    سپاس ها : 2,597
    سپاس شده 3,696 در 655 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 801 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    خسته نباشی فرخ جان، هر چند که به نظر من این متنی که شما نوشتی بیش از هر چیز شبیه یک سخنرانی سیاسی است تا هر چیز دیگری.
    باید بگم که اصلا برای من به شخصه مهم نیست که فیلم چقدر با واقعیت منطبق است چون باید در مورد فیلم به عنوان موجودی مستقل صحبت کرد، اگر بخواهیم نگاهی از منظر سینما داشته باشیم، نه نگاهی شبیه به امثال دکتر عباسی. البته نگاه دوم هم ارزشمند است ولی نه از منظر سینما و هنر صرف.

    بذار از پایان صحبت هات شروع کنم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    گل های جنگ در پایان دارای چند پیام است. تنفر از ژاپنی‌ها، ادای احترام به چین ملی، برجسته کردنِ تفوق و برتری روحیه ملی چین و تضمین ارتباط حسنه با آمریکا و از همه مهمتر یادآوری دشمنی ژاپن با آمریکا و انگلستان در زمان جنگ.
    همین برداشت هایی که از فیلم داشتی به واقع نشان دهنده غرق شدن شما در تاریخ دارد تا دریافت از فیلمی مثل گل های جنگ. البته که هر دو برداشت صحیح است اما نگاهی این چنین سیاسی زیبنده سینما نیست، اصولا نگاه رئال به هنر بلکل غلط است هر چند که با واقعیت منطبق باشد. اگر بخواهیم این نوع نگاه را داشته باشیم باید همان ابتدا موضوعیت بحث را مشخص کنیم.
    یک مثال برای روشن شدن بحث بزنم؛ میکلانژ را در نظر بگیرید، بسیاری کارهای او را اروتیک می دانند در صورتی که اصولا این منطق در هنر جایی ندارد اما شاید از منظری دیگر (شاید) نکته ای باشد! یا حتی در نقاشی شخصی مانند مودیلیانی، هنرمند است یا...
    بدون شک بسیاری در جهان کنونی از سینما برای بهره برداری سیاسی استفاده می کنند اما این بدین معنا نیست که اثر چون نگاهی رادیکال دارد پس به بیراهه رفته. تحولات هنر در دوره رنسانس از رادیکالیسم مذهبی نشأت گرفت. بهترین آثار پیکرتراشی و نقاشی آن زمان با حمایت مطلق کلسیا شکل گرفت. از جنبه هنری بسیاری کارهای آن دوره حقیقتا شاهکار است، آثار کلسیای سیستین و سن پیتر از آن جمله اند.
    شأن هنر اجل از این گونه نگاه های رادیکال است. اگر میکل آنژ آثاری در نهایت هنر را برای کلیسا آفرید این دلیل بر نگاه رادیکال مذهبی به آثار او نیست، قطعا این بهترین راه برای عرضه هنر او در زمان خودش بوده است.

    نکته ای که در میان متن طولانی شما برای من عجیب است، آن است که شما آنقدر در سیاسی کاری بدون شک فیلم فرو رفته اید که فراموش کردید، فیلم لایه های دیگری نیز دارد که بسیار برجسته تر از لایه بیرونی است.

    به نظرم داستان گل های جنگ شبیه دیوانه از قفس پرید است. دیوانه... دارای داستانی بشدت پیچیده و عمیق در لایه زیرین است و در لایه بیرونی ایرادات اساسی در فرم دارد ولی داستان آنچنان درست است که بنده که سینما را فرم می دانم و به فرم دیوانه... ایراد دارم، نمی توانم علاقه خودم را از این اثر پنهان کنم. گل های جنگ هم این گونه است، شخصیت پردازی ضعیفی در ابتدا برای جان میلر دارد اما در نهایت دگردیسی باور پذیر است البته اگر بتوانیم میزان خشونت فیلم را ببینیم و در رئالیته و تاریخ گم نشویم. ایراد بعدی همان گونه که شما اشاره کردی در استفاده از زبان انگلیسی بیش از حد است. اما در نهایت و با تمام ایرادات ریز و درشت، گل های جنگ اثری به مراتب عمیق تر از یک جنگ کینه توزانه میان ژاپن و چین است، انگار که ژانگ ییمو پول دولت چین را گرفته و فیلمی به ظاهر در راستای اهداف ساخته اما در باطن چه حرف ها که برای گفتن ندارد...
    desmound و LuCiFer به این پست علاقمند بوده اند.


  7. 3 کاربر از پست مفید Ali سپاس کرده اند .


  8. #5
    yaasser آواتار ها
    وضعیت : yaasser آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Feb 2012
    محل سکونت : نا کجا آباد
    سن: 27
    نوشته ها : 65
    سپاس ها : 1,126
    سپاس شده 99 در 47 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 252 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    من احساس میکنم تنفر شما از فیلم (که به احتمال زیاد به تاریخ و طرز فکرتون هم ربط داره ) کاملا تو نقتتون تاثیر زیادی داشته.
    دوست عزیز فیلم رو به شدت سیاسی نقد کردید و جا برای نقدهای دیگر نگذاشتید.

    امیدوارم با دیدن فیلم city of life and deth در نقد خود تجدید نظر بکنید.

  9. کاربر روبرو از پست مفید yaasser سپاس کرده است .


  10. #6
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,616
    سپاس ها : 11,341
    سپاس شده 25,842 در 4,623 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    با سلام ...
    پیشاپیش تشکر میکنم از دوستانی که این تحلیل را مطالعه میکنند و نظراتشون را در این تاپیک ابراز میکنند.
    تلاش میکنم همه پستهائی که زده میشه پاسخ داده بشه. اما به جهت این که حس میکنم پاسخها طولانی خواهد شد پستها را یک به یک جواب میدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    تشکر میکنم از فرخ عزیز، بابت پرداختن به فیلمی که برای شخص من خاص و زیبا و متاثر کننده بود
    تحلیلت مثل همیشه کامل و زیبا بود، اما خب نمی‌تونم با یه سری موارد مخالفتم رو اعلام نکنم
    ببین فرخ واسه همه مردم دنیا، جنگ منزجرکننده و نفرت‌انگیزه، فرق نمی‌کنه متجاوز باشه یا میزبان جنگ، به هر حال جنگ جزء بدترین و پلید‌ترین بلایای بشری حساب می‌شه
    در کنار این توضیحات، وقتی به یک کشور هجوم و حمله صورت می‌گیره، اونم بطور وحشیانه و کاملن ظالمانه، نمی‌شه توقع داشت گذشت زمان بتونه از نفرت و خاطرات تلخ مردمش کم کنه، چه برسه از بین ببرتش! مثلن این جمله:
    نازنین جان منم ممنونم که زمان گذاشتی و تحلیل رو مطالعه کردی.
    قبول دارم که فیلم متاثر کننده بود. البته با رعایت برخی موارد متاثر کننده تر هم میشد.
    جمله ای که در رابطه با جنگ میگی کاملا درسته. اما دقت کن که منظور جنگه ... نه ملت خاصی.
    الان یک جوان 20 ساله عراقی نباید پاسخ گوی جنایات صدام باشه، نسل جدید آلمانی پاسخ گوی جنگ جهانی دوم نیست و به همین ترتیب هم یک فرد ژاپنی نباید برای جنایات ژاپنی ها در 70 سال پیش مواخذه بشه.
    اگر لحن ما مربوط به جنگ باشه حرفت کاملا درسته. اما گلهای جنگ بحثش فقط جنگ نیست. متاثر کننده است در راستای تنفر بیننده از ژاپنی ها و مواردی که در تحلیل عرض شد. (البته من طرفدار ژاپنی ها نیستم، طرفدار چینی ها هم نیستم)
    باید از جنگ این درس را گرفت که علل وقوع جنگ چیست تا از تکرار آن جلوگیری کرد. باید از جنگ متنفر بود نه از ملل و قومیتها.

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    چرا فکر می‌کنی برای سازندگان این فیلم گیشه و فروش مهم بوده؟ چرا فکر نمی‌کنی احساست مردمش، احساساتی که در طی یک جنگ خدشه‌دار شده مهم بوده؟
    من عقیده دارم این فیلم شاید بعد از این همه مدت یه مرهم برای زخمی بوده که خیلی‌ها تو اون کشور نمی‌تونن ترمیمش کنن!
    من نگفتم براشون گیشه مهم بوده. من گفتم براشون مهم نبوده چون اهداف دیگه ای در کار بوده. احساسات مردم چین هیچ وقت برای دولتمردانش اهمیت خاصی نداشته. نه در زمان تظاهرات دانشجوئی در میدان تیان آن من و نه در زمان حمله به تبت و نه خیلی از اتفاقات دیگر بعد از جنگ. اگر الان اجازه ساخت گلهای جنگ داده شده برای این است که هدفی دیگر در کار است. در چین آزادی های ظاهری زیادی وجود دارد اما ساخت گلهای جنگ بدون چراغ سبز دولتی و بودجه دولتی امکان پذیر نمیشد.
    نازنین جان داری از مرحم صحبت میکنی. من حرفم اینه که این نمک پاشیدن به زخمه ... نه مرحم و وقتی نمک به زخمی پاشیده میشه ایجاد سوزش میکنه و این سوزش قراره کاربرد داشته باشه. چه برای مردم چین که زخم خورده بودند و چه برای دیگرانی که ناظر بودند و طرف درگیری.

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    یا چرا فکر می‌کنی این کینه!! که البته من کینه اسمش رو نمی‌ذارم، بهتره بگم یه کابوس باید فراموش بشه؟ کم دردی بوده براشون؟ از غارت کشورشون تا رفتار وحشیانه‌ای که با کودک و زن و مرد و... به همین راحتی بگذرند؟ یعنی دولت چین خیلی راحت بیاد و به مردمش بگه فراموش کنید که باهاتون چه رفتاری شده؟!
    نازنین جان بالا توضیح این مسئله رو دادم. این کینه قدمتش بیشتر از جنگ جهانیه. اما سوال اینجاست که آیا ادامه دادنش چیزی رو قرار درست کنه؟ اگه پاسخ مثبت باشه باز این سوال پیش میاد که رو قراره چی رو درست کنه؟
    اگه همین الان چین با موقعیت برتر نظامی که داره به ژاپن حمله کنه فکر میکنی همین اتفاقات خیلی بدترش رخ نمیده؟
    اینها در یک جنگ فراگیر اتفاق می افتند. همان طور که آلمانی ها به کشورهای دیگر حمله کردند و غارت کردند و به زنانشان تجاوز کردند و بعد هم آن کشورها به آلمان حمله کردند و همین کارها را تکرار کردند. در طول حضور نظامی آمریکا در ژاپن بیش از چند هزار مورد تجاوز به زنان و دختران ژاپنی ثبت شده است.
    نژاد ایرانی ما که دیگر اینقدر از این مسائل توسط اعراب، مغولها، غلامان ترک، افغانها، قزاقهای شوروی سابق، انگلیسی ها و عراقی ها ... دیده که دیگر گوشمان از این مسائل پر است، اگر میخواستیم فراموش نکنیم الان با نیمی از ممالک دنیا در حال جنگ بودیم.
    نازنین جان فراموش کردن گاهی اوقات خیلی در آرام زندگی کردن تاثیر داره، همان طور که ترس تاثیر زیادی داره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    خوردن قنداق اسلحه نمی‌تونه باعث تحول یک مرد بشه! دیدن صحنه‌های دلخراش حمله به کودکان و دختران بی‌پناه میتونه آدم رو عوض کنه! دیدن ناله‌های وحشتناک دختران می‌تونه باعث این تغییر بشه. تنها بودن اون دختران در مقابل شهوت و نگاه آلوده یه سری سرباز نالایق می‌تونه باعث این تغییر بشه. چرا فکر می‌کنی یه ضربه باعث این تحول شده؟
    قرار گرفتن در اون شرایط، اونم واسه مردی مثل میلر که فرزند خودش رو از دست داده می‌تونه باعث تغییرش بشه! نه زخم روی سر!
    نازنین جان اصل مسئله رو فراموش کردی. شرایط شهر رو ببین. تقریبا نابود شده. یعنی که فردی مثل میلر دست کم بیش از چند صد مرگ و اتفاق فجیح دیده که از هیچ کدام از آنها متاثر نشده بود. چون در ورود به کلیسا دنبال چیزهای دیگری بود. در ابتدای فیلم هم بیننده شاهد صحنه هائی است که میلر میبینه. اون دیگه اینقدر آمادگی برخورد با این صحنه ها رو داره که برای نجات زندگیش یک بنر درست کرده!
    پس میلر چیزی نمیبینه که قبلا ندیده باشه و از دیدنش تحت تاثیری آنچنان عمیق قرار بگیره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    در این مورد کاملن باهات موافقم! این سکانس اغراق زیادی داشت، از زدن بمب گرفته تا لحظه‌ای که با سقوط خودش نارنجک‌ها رو منفجر کرد!
    ممنونم

    نقل قول نوشته اصلی توسط MISS SAYTA نمایش پست ها
    بازم باهات مخالفم! کاری به گوشواره ندارم، اما هدف اون زن برای آوردن تار، خشنود کردن دل یه سرباز نوجوان بود که آخرین لحظات عمرش رو می‌گذروند! این به نظرت هدف پوچ و بیهوده‌ایه؟؟ حتی بعد هم دیدیم که این تار باعث شاد نمودن دل دخترانی بود که آینده مبهمی در پیش روی داشتند! نه هدف پوچ و کم ارزشی!

    من حس می‌کنم جنگ و اثرات مخرب اون، اونم در این سطح نمی‌تونه از یاد مردم یک کشور بره! چه 100 سال بگذره، چه یک سال! خاطرات تلخ و عذاب‌آور به سادگی کمرنگ نمی‌شن، چه برسه خاطره تلخ از دست دادن همنوعان!

    مطمئنم که با پاسخ‌هات باز هم می‌یام
    ببین من فکر میکنم که این فیلم تا بیش از 70 درصد فمینیستیه و مسلما تاثیرش رو خانمها خیلی بیشتر از آقایان خواهد بود. بنابر این ممکنه همین مسئله به نظر شما منطقی بیاد. اما از دید من این مسئله منطقی نیست. چون آدم در چنین مواقعی که از ترس دشمن به پناهگاهی خزیده جون خودش رو مقدم بر جون کسی در نظر میگیره که در حال مرگه. یک زمان این کار به زنده ماندن فردی کمک میکنه. بله .. این ارزش داره. اما آوردن سیم تار و گوشواره آنهم در اوج گرفتاری جنگی و در حالی که دیده بودند که ژاپنی ها با دختران باکره در کلیسا چه رفتاری کردند مقداری عجیب بود. چون یکطرف مرگ و تجاوز به بدترین شکل قرار داشت و طرف دیگه شاد کردن یک فرد در حال مرگ.
    ضمن این که هر هدفی که ارزش داشته باشه قابل اجرا نیست. کما این که در فیلم هم دیدیم که قابل اجرا نبود.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  11. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  12. #7
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,616
    سپاس ها : 11,341
    سپاس شده 25,842 در 4,623 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    ممنون علی جان از زمانی که صرف کردی و مطلب را مطالعه کردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    خسته نباشی فرخ جان، هر چند که به نظر من این متنی که شما نوشتی بیش از هر چیز شبیه یک سخنرانی سیاسی است تا هر چیز دیگری.
    باید بگم که اصلا برای من به شخصه مهم نیست که فیلم چقدر با واقعیت منطبق است چون باید در مورد فیلم به عنوان موجودی مستقل صحبت کرد، اگر بخواهیم نگاهی از منظر سینما داشته باشیم، نه نگاهی شبیه به امثال دکتر عباسی. البته نگاه دوم هم ارزشمند است ولی نه از منظر سینما و هنر صرف.
    علی جان من نمیدونم شما نظرتون راجع به همه فیلمها اینطوریه یا با توجه به علاقه به گلهای جنگ در مورد این فیلم استثنا قائل شده اید.
    یعنی جایگاه واقعیت در فیلمها تا این حد بی اهمیت است؟
    علی جان سینمای ژانگ ییمو در گلهای جنگ یک سینمای فانتزی نیست. این سینمای برتون نیست که کاملا در ساختاری فانتزی به بیان حرفهای خود پرداخته باشد.
    واقعا برای شما مهم نیست که فیلم بر واقعیات منطبق باشد؟
    چرا شما فیلم "یک جدائی" را با همین دیدگاه نگاه نکردید؟ فیلم جدائی هم فیلمی بود که تلاش داشت از دید خود برخی معضلات را در جامعه بررسی کند و گاها در فیلم خیلی حقایق آزار دهنده بود، اما برداشت چه بود؟
    به نوشته های زیر نگاهی بیندازید ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    دلیل مطرح شدن جدایی با این حجم هم واضحه: موضوع فیلم و نوع نگاه توهین آمیز فرهادی به کل جامعه ایرانی (نه یک قشر یا حزب خاص)
    برای مثال شما فرض بفرمایید همین فیلم و با همین فرمی که خیلی از دوستان شاهکار میدونندش (و به نظر من هم فیلم در فرم خوب است، نه عالی) تنها در محتوا و موضوع نگاهی عکس حالت اخیر داشت، خوب نتیجه چه میشد؟ احتمالا حتی یک جایزه هم نمی برد. لابی در سیستم جوایز جشنواره های سینمایی دنیا، اظهر من الشمس است. به نظر می رسد که فرهادی بر موجی سوار شده که او را حتی تا اسکار هم خواهد برد. او نشان داده که غیر از فیلم سازی، موج سواری را هم خوب بلد است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    فرهادی در جدایی بر این مبناست که جامعه ی ایرانی در مقاطع حساس گفتن دروغ را بر حقیقت ترجیح میدهد و آنقدر این نظرش را تعمیم میدهد که همه را در بر میگیرد (به غیر از سیمین)، با این وجود صحبت ایشان همانند افرادی مانند میلانی و سلحشور است که در ضمن بیان نظرات خود تمام اقشار جامعه را آماج حملات خود قرار میدهند، بنده در صحبت هام عرض کردم که ایشون حرفش رو در مورد یک حزب یا قشر خاص نمی زنه و توهین خودش رو به تمام افراد جامعه همانند من و شما تعمیم میده
    حالا این چقدر در جامعه ی ایران و افراد عادی صدق میکنه؟ اگر می فرمایید که تمام افراد ساکن ایران شامل نگاه ایشون میشن، پس ما در این نکته با هم شدیدا اختلاف داریم. خود فرهادی هم مانند کاراکترهای فیلمش یک دروغ گوست که بخاطر بدست آوردن جوایز بین المللی دروغ و فریب را بر حقیقت ترجیح میدهد.
    این که جامعه ی ایرانی پر از مشکلات فرهنگی در لایه های مختلف است کاملا درست است اما جدایی برای انعکاس همین موضوع ساخته شده؟
    فرهادی با ساخت این فیلم دلیل خوبی برای ساکن شدنش در خارج از ایران آورد. اما شاید او فراموش کرده که «اگر درختی را از ریشه در آورید و در جای دیگری بکارید این درخت دیگر میوه نخواهد داد.»
    به نظر شما کمی شبیه صحبتهای دکتر عباسی نیست؟
    این مدل نگاه به فیلم دقیقا نشان میدهد که برای شما اهمیت زیادی دارد که فیلم در مورد چه چیزی صحبت میکند. مخصوصا که خیلی بیشتر اهمیت دارد که چقدر از حرفهای فیلم واقعیت دارد و چقدر غیر واقعی بوده است.
    اگر نظرات شما را در مورد جدائی درست بدانیم باید این گونه تصور کرد که آن را کاملا منطبق بر واقعیات کرده اید و زوائد و اضافات آن را کاملا مورد بررسی قرار داده اید.
    من اصلا با این دیدگاه سرسختانه مشکلی ندارم. چون از دید من ریلیتی مهمترین عنصر در فیلمی نظیر گلهای جنگ است. پس چرا نباید آنرا با حرفهائی که قصد گفتنش را دارد سنجید؟
    بنده هم با معیارهائی نظیر دقت در زیر و بم فیلم و برآورد میزان واقعیت و کاربرد آن به دیدن فیلمی مینشینم و مسلما اسم آن را غرق شدگی نمیگذارم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    همین برداشت هایی که از فیلم داشتی به واقع نشان دهنده غرق شدن شما در تاریخ دارد تا دریافت از فیلمی مثل گل های جنگ. البته که هر دو برداشت صحیح است اما نگاهی این چنین سیاسی زیبنده سینما نیست، اصولا نگاه رئال به هنر بلکل غلط است هر چند که با واقعیت منطبق باشد. اگر بخواهیم این نوع نگاه را داشته باشیم باید همان ابتدا موضوعیت بحث را مشخص کنیم.
    یک مثال برای روشن شدن بحث بزنم؛ میکلانژ را در نظر بگیرید، بسیاری کارهای او را اروتیک می دانند در صورتی که اصولا این منطق در هنر جایی ندارد اما شاید از منظری دیگر (شاید) نکته ای باشد! یا حتی در نقاشی شخصی مانند مودیلیانی، هنرمند است یا...
    بدون شک بسیاری در جهان کنونی از سینما برای بهره برداری سیاسی استفاده می کنند اما این بدین معنا نیست که اثر چون نگاهی رادیکال دارد پس به بیراهه رفته. تحولات هنر در دوره رنسانس از رادیکالیسم مذهبی نشأت گرفت. بهترین آثار پیکرتراشی و نقاشی آن زمان با حمایت مطلق کلسیا شکل گرفت. از جنبه هنری بسیاری کارهای آن دوره حقیقتا شاهکار است، آثار کلسیای سیستین و سن پیتر از آن جمله اند.
    شأن هنر اجل از این گونه نگاه های رادیکال است. اگر میکل آنژ آثاری در نهایت هنر را برای کلیسا آفرید این دلیل بر نگاه رادیکال مذهبی به آثار او نیست، قطعا این بهترین راه برای عرضه هنر او در زمان خودش بوده است.

    نکته ای که در میان متن طولانی شما برای من عجیب است، آن است که شما آنقدر در سیاسی کاری بدون شک فیلم فرو رفته اید که فراموش کردید، فیلم لایه های دیگری نیز دارد که بسیار برجسته تر از لایه بیرونی است.
    علی جان مشخص است که برای کسی که اطلاعاتی در زمینه محتوای تاریخی فیلم ندارد بهترین کار اینست که به دنبال چیزهای دیگری در فیلم باشد. شما اگر اطلاعاتی از فیلم برداری نداشته باشی اما موسیقی را به خوبی درک کنی در این فیلم موسیقی را که برجسته تر از دیگر لایه ها خواهی دید، نتیجه این است که از فیلم تعریف خواهی کرد اما موسیقی آنرا خاص تر خواهی دانست. وقتی فیلمی بر اساس مستندات تاریخی ساخته میشود مسلما قصد دارد تا پیامهائی را به بیننده منتقل کند و از دید من این پیام فقط دل سوزاندن برای مردم چین در آن گرماگرم جنگ نیست.
    شما درباره رادیکالیسم صحبت میکنی. هر چند که بحث اصلا این نبود اما این که شما میکلانژ را مثال میزنید اتفاقا مثال درستی است. برخی چون هنر میکلانژ را متوجه نشدند برداشت اروتیکی کردند. اما در مورد گلهای جنگ برداشت بنده برداشتی نبود که عموم آنرا از فیلم مستفاد کرده باشد. دلیلش ساده است، ضعف اطلاعات. عموم چون اطلاعاتی از وجه تاریخی فیلم ندارند و همچنین وزن سیاسی فیلم را درک نمیکنند تنها ظاهر آراسته آنرا خواهند دید و آنچه در ذهن ها باقی خواهد ماند این است. ژاپنی ها چقدر مردم شقی و خونخواری هستند، چقدر مردم چین سخت کوش و وطن دوست هستند، دیدید میلر چطور جان باکره ها را نجات داد؟ ... فداکاری افسر چینی را دیدید؟ و برداشتهائی نظائر این.
    فیلم ساز هم برای دید عمومی همین ها را طراحی کرده و البته برای خواص هم لایه های دیگری دارد. نظیر کنایه به دشمنی آمریکائی ها با ژاپن، کنایه به اتحاد دوردست تایوان با چین و ... موارد دیگری که اشاره شد.

    وقتی اطلاعات کافی در مورد آن مقطع تاریخی نداشته باشید به هیچ وجه نمیتوانید فیلم را کیفیت سنجی کنید. ممکن است سازنده در حال تحویل دادن مشتی دروغ به شما باشد و شما ندانید. اما برای آنچه میبینید دل میسوزانید. در واقع ممکن است بالای سر قبری گریه کنید که مرده ای در آن نیست.
    پس باز سوال پیش خواهد آمد که آیا نباید فهمید که فیلم ساز در حال نمایش دادن چه چیز است؟ همین که از فیلم دیدگاه فنی خوبی داشته باشیم و لایه های ظاهری آن را کشف کنیم کفایت میکند؟
    از دید بنده اصلا این طور نیست.
    گلهای جنگ فیلمی هدف دار است و البته بنده هم تائید کردم که تاثیر گذار است. اما میزان تاثیر آن بر شما و بنده قطعا متفاوت است.
    همان طور که فرمودید فیلم لایه های دیگری هم دارد که در واقع همان لایه های نمایشی فیلم است. لایه هائی که به خیلی از آنها اشاره هم کردم و البته خیلی از آنها هم در جایگاه خود دچار ایراد است و آنها هم مورد اشاره قرار گرفت.
    اما بحث شیفتگی به یک اثر چیزی است که باعث میشود چشم آدم خیلی از ضعفها را خود به خود نبیند و یا از کنار آن به نرمی بگذرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    به نظرم داستان گل های جنگ شبیه دیوانه از قفس پرید است. دیوانه... دارای داستانی بشدت پیچیده و عمیق در لایه زیرین است و در لایه بیرونی ایرادات اساسی در فرم دارد ولی داستان آنچنان درست است که بنده که سینما را فرم می دانم و به فرم دیوانه... ایراد دارم، نمی توانم علاقه خودم را از این اثر پنهان کنم. گل های جنگ هم این گونه است، شخصیت پردازی ضعیفی در ابتدا برای جان میلر دارد اما در نهایت دگردیسی باور پذیر است البته اگر بتوانیم میزان خشونت فیلم را ببینیم و در رئالیته و تاریخ گم نشویم. ایراد بعدی همان گونه که شما اشاره کردی در استفاده از زبان انگلیسی بیش از حد است. اما در نهایت و با تمام ایرادات ریز و درشت، گل های جنگ اثری به مراتب عمیق تر از یک جنگ کینه توزانه میان ژاپن و چین است، انگار که ژانگ ییمو پول دولت چین را گرفته و فیلمی به ظاهر در راستای اهداف ساخته اما در باطن چه حرف ها که برای گفتن ندارد...
    علی جان تاریخ علم اعجاز تجربه است. علمی که به انسان نشان میدهد که در گذشته چه اتفاقی افتاده و در آینده چطور از تجربه این اتفاق استفاده کند. به هیچ عنوان فکر نکنید که من در تاریخ گم شده ام یا در واقع بینی غرق ... رئالیته و تاریخ ارزش هستند نه ضد ارزش. تاریخ یک ##### بدبینی برای نگاه به رویدادها نیست بلکه یک ذره بین برای عمیق شدن است. منتهاالیه ساده نگری و سطحی بینی من زمانی بود که این فیلم رو با همون شکل ظاهریش قبول میکردم. چون در این حالت به اطلاعات خودم در مورد ماوقع پشت میکردم و همانی را میدیدم و میفهمیدم که در روترین لایه فیلم است.
    همون طور که در تحلیل هم گفتم، گلهای جنگ فیلمی کاملا موفق در فن سینماست با 100 میلیون دلار بودجه که کاملا درست هزینه شده و دور ریخته نشده است. اما برعکس تصور شما من کاملا معتقدم که این فیلم یک بیانیه کاملا سیاسیست. نمیگویم اشتباه است... چه بهتر که آدم بتواند هزینه کند و اهداف سیاسی کشورش رو به گویاترین زبان و مصورترین هنر به مردم جهان عرضه کند. ژانگ ییمو قطعا کارگردان بزرگی است و در این شکی نیست. اما کاش در این دیدگاه یکطرفه برای دشمن کشورش هم احترامی قائل میشد و گاهی هم برای بیننده! این به نظر شما اشکالی دارد؟
    علی جان به علاقه شما به این فیلم احترام میگذارم. همان طور که در طی مباحث قبلی با هم حضوری هم صحبت کردیم، گاهی یک اثر چنان بر دل مینشیند که ممکن نیست بتوانیم درباره آن منفی فکر کنیم.
    وضعیتی که در فیلم گذشت را توصیف کردم. شما میتوانید خودتان هم بررسی کنید و حقایق گفته های بنده را در تمام مواردی که بیان شد چک کنید و اگر اشتباه بود نقیض آنرا بیاورید.
    و یک نکته در پایان. شما در جریان هستید که سینمای چین سینمای سرمایه داری آمریکائی نیست که هنرمندان به راحتی برای علائق خود هزینه های میلیونی بکنند. با این که اقتصاد چین بسیار قوی شده است اما همچنان 100 میلیون دلار عددی نیست که بتوان آنرا در ته جیب ژانگ ییمو پیدا کرد. در چین هم تا کنون یک فیلم به نام گلهای جنگ توانسته چنین هزینه ای کند. هزینه فیلمهای دیگر کلا به میلیون دلار ممکن است نرسد. به نظر شما سرمایه گذاران تنها برای برجسته کردن عرق ملی چین 100 میلیون دلار در اختیار آقای ییمو قرار دادند؟ .... شاید ... من این گونه فکر نمیکنم ... اما اگر خوش بین باشیم ...شاید!
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  13. کاربر روبرو از پست مفید FFKIA سپاس کرده است .


  14. #8
    Ali
    Ali آواتار ها
    وضعیت : Ali آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,077
    سپاس ها : 2,597
    سپاس شده 3,696 در 655 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 801 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    فرخ جان من بدون نقل قول یه سری نکاتی رو بیان می کنم، چون احتیاجی به نقل قول نمی بینم. شما دقیقا حرف هایی رو زدی که من پیش بینی می کردم!

    ابتدا جدایی؛ بنده در مورد جدایی نظر فنی و سینمایی ندادم، بلکه مانند فردی ژاپنی نظر دادم که به دیدن فیلم گل‌های جنگ نشسته.

    در مورد تمامی موارد ذکر شده، تنها یک نکته را اگر به دقت ملاحظه کنید متوجه تفاوت ها خواهی شد:

    شما باید در راستای منطق فیلم بحث کنید و آن را تجزیه کنید، نه در راستای منطق خودتان. اگر بخواهید به دید سینما و فیلم به آن نگاه کنید. از این دیدگاه اهمیتی ندارد که تاریخ چه چیزی می گوید، این کارگردان است که قصه را آن طور که باید تعریف می کند، به عقیده بنده از دیدگاه رئال هم جدایی تحریف است و هم گل‌های جنگ ولی واقعا این دید در سینما کمترین اهمیت را دارد. اگر کارگردان توانسته منطق و فضای فیلم خود را درست ترسیم کند، تمامی بهره برداری های سیاسی و القائات نوش جانش! از این منظر در گل‌های جنگ برای من ابدا اهمیتی ندارد که این وسط به چه کسی ظلم می‌شود، من جنگ را نفرین می‌کنم، فداکاری‌ها را می‌بینم و نگاهم به لایه‌های دیگر داستان است، نه تطابق دادن با تاریخ. اگر این داستان وارونه ترسیم می شد و یک عده ژاپنی مورد حمله وحشیانه چینی ها قرار می گرفتند باز هم نظر من همین بود. از دید بنده گل‌های جنگ شاهکار نیست، پیش تر هم به آن اشاره کردم، اما جالب است که شما بیش از خود فیلم به تاریخ آن پرداخته اید.

    نکته بعدی اینه کسی که بر اساس علائق اش با سینما برخورد می کنه، شمایی نه من. شما که می گی اسلوموشن های فراوان فیلم های چینی شما را خسته کرده! مهم نیست که چه کسی و چه جایی از این تکنیک بهره برده، مهم آن است که چه کسی از آن استفاده درست کرده. آیا این موارد در راستای فضای فیلم بوده یا خیر؟ این سوال درست است، نه عقیده شخصی بنده، نه تاریخ یا هر چیز دیگری. فیلم دروغ گوست؟ چه اشکالی دارد؟ مگر تارانتینو در حرام‌زاده ها دروغ‌گو نیست؟ او تشخیص داده که بدین شکل با تاریخ برخورد کند، حال با هر نظر، عقیده و مانیفست سیاسی

    باید در راستای منطق فیلم با سینما برخورد کرد، این جا سینماست نه کلاس درس تاریخ


  15. #9
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 41
    نوشته ها : 7,616
    سپاس ها : 11,341
    سپاس شده 25,842 در 4,623 پست
    یاد شده
    در 59 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali نمایش پست ها
    فرخ جان من بدون نقل قول یه سری نکاتی رو بیان می کنم، چون احتیاجی به نقل قول نمی بینم. شما دقیقا حرف هایی رو زدی که من پیش بینی می کردم!

    ابتدا جدایی؛ بنده در مورد جدایی نظر فنی و سینمایی ندادم، بلکه مانند فردی ژاپنی نظر دادم که به دیدن فیلم گل‌های جنگ نشسته.

    در مورد تمامی موارد ذکر شده، تنها یک نکته را اگر به دقت ملاحظه کنید متوجه تفاوت ها خواهی شد:

    شما باید در راستای منطق فیلم بحث کنید و آن را تجزیه کنید، نه در راستای منطق خودتان. اگر بخواهید به دید سینما و فیلم به آن نگاه کنید. از این دیدگاه اهمیتی ندارد که تاریخ چه چیزی می گوید، این کارگردان است که قصه را آن طور که باید تعریف می کند، به عقیده بنده از دیدگاه رئال هم جدایی تحریف است و هم گل‌های جنگ ولی واقعا این دید در سینما کمترین اهمیت را دارد. اگر کارگردان توانسته منطق و فضای فیلم خود را درست ترسیم کند، تمامی بهره برداری های سیاسی و القائات نوش جانش! از این منظر در گل‌های جنگ برای من ابدا اهمیتی ندارد که این وسط به چه کسی ظلم می‌شود، من جنگ را نفرین می‌کنم، فداکاری‌ها را می‌بینم و نگاهم به لایه‌های دیگر داستان است، نه تطابق دادن با تاریخ. اگر این داستان وارونه ترسیم می شد و یک عده ژاپنی مورد حمله وحشیانه چینی ها قرار می گرفتند باز هم نظر من همین بود. از دید بنده گل‌های جنگ شاهکار نیست، پیش تر هم به آن اشاره کردم، اما جالب است که شما بیش از خود فیلم به تاریخ آن پرداخته اید.

    نکته بعدی اینه کسی که بر اساس علائق اش با سینما برخورد می کنه، شمایی نه من. شما که می گی اسلوموشن های فراوان فیلم های چینی شما را خسته کرده! مهم نیست که چه کسی و چه جایی از این تکنیک بهره برده، مهم آن است که چه کسی از آن استفاده درست کرده. آیا این موارد در راستای فضای فیلم بوده یا خیر؟ این سوال درست است، نه عقیده شخصی بنده، نه تاریخ یا هر چیز دیگری. فیلم دروغ گوست؟ چه اشکالی دارد؟ مگر تارانتینو در حرام‌زاده ها دروغ‌گو نیست؟ او تشخیص داده که بدین شکل با تاریخ برخورد کند، حال با هر نظر، عقیده و مانیفست سیاسی

    باید در راستای منطق فیلم با سینما برخورد کرد.
    علی جان پیشبینی سختی نبود. نظر شما در مورد جدائی و گلهای جنگ کاملا همدیگر رو نقض میکنه و احتمالا میشد فکر کرد که این سوال از شما پرسیده بشه.

    ضمنا فراموش نکنید که بحث من و شما چه در جدائی و چه در گلهای جنگ بحثی فنی نبود. هر دوی ما در حال حاضر قبول داریم که گلهای جنگ از نظر فنی خوب است، اگر قبول داریم که فرم گلهای جنگ درسته پس اونقدر از فن درست استفاده کرده که ما بحث فنی با هم نکنیم.

    علی جان بحث ما این نیست که شما از جایگاه چه کسی به جدائی نگاه میکردی. من قصد ندارم که درباره کیفیت جدائی بحث کنم. فقط منظور این بود که در جدائی شما به واقعیت اهمیت میدادی و کلیت بحثت به واقعی نبودن فضای داستان برمیگشت. اما الان میگی که به واقعیت اهمیت نمیدی و هنر فیلم رو در نظر میگیری.
    در مورد منطق فیلم صحبت میکنی. آفرین ... آیا دوباره همون بحثمون تو یک حبه قند داره تکرار میشه؟ منطق فیلم همونه که شما درک کردین؟ هر کس هر چیزی دیگه درک کنه غلطه؟ این دیدگاه به نظر شما رادیکال نیست؟
    علی جان شما هم که دارین از منطق خودتون فیلم رو نگاه میکنید!
    سوال اصلی تر اینجاست که منطق رو کی تعریف میکنه؟ به نظر بنده، نه من، نه شما... منطق یک چیز ثابته مثل قانون. ما داریم فقط نظرمون رو در مورد فیلم بیان میکنیم. درباره گلهای جنگ نگاه من و شما فرق داره علی جان. این ربطی به منطق نداره. منطق در مورد یک مسئله ثابت نمیتونه متعدد باشه. پس تضاد دیدگاه رو به منطق ارتباط ندیم.
    شما میگی فداکاری رو میبینی. تمام فداکاری هایی که شما گفتین را در تحلیل مورد به مورد بررسی شد. به قول آقای فراستی: داریم شوخی میکنیم!!!

    علی جان مسلما اگه ژانگ ییمو از اسلوموشن استفاده درست کرده بود بنده در تحلیل میگفتم همون طور که در مورد موسیقی گفتم. وقتی با Face/OFF طرف باشیم من به شخصه بینهایت هم از اسلوموشن لذت میبرم. اما در یک فضای واقعی این حرکت تاثیر معکوس داره. مثل صحنه های پر اغراق دفاع یک نفره سرگرد لی! همچنان تاکید میکنم که در اینجا اسلوموشن به هیچ دردی نمیخوره جز آرتیستیک کردن و اغراق.

    به هر حال ماحصل بحث از دید من اینه که نگاهها متفاوته. یکی علاقمنده و یکی نیست.
    شما در سینما دنبال واقعیت نمیگردین اما من میگردم. مثالی از تارانتینو زدین. اگر شما درباره فیلم نظرتون این باشه که گلهای جنگ همانقدر هجو است که حرامزاده ها بود و به همان اندازه اگزجره است که بیل را بکش... آنوقت باز هم من با شما همین مخالفت را داشتم که این فیلم در حال نشان دادن واقعیتها در راستای اهدافی است. فیلمساز دروغگو نیست. اما همه واقعیت را هم نشان نمیدهد. اسم این کار تحریف نیست علی جان. دروغگوئی هم نیست.

    پ.ن: علی جان نسبت به نقل قول حساس نباش.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه


    مرکز شبکه و امنیت پارت شبکه پرداز
    دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت
    دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه , هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته


  16. #10
    Ali
    Ali آواتار ها
    وضعیت : Ali آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : May 2011
    محل سکونت : Tehran
    نوشته ها : 1,077
    سپاس ها : 2,597
    سپاس شده 3,696 در 655 پست
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 801 تاپیک

    پاسخ : Cwa.74- تحليل و بررسي فيلـــــــم گلهای جنگ (Flowers Of War)

    به نظرم میرسه شما متوجه نشدید که من چی میگم.
    شما می گی منطق هر کس متفاوته، این حرف صد در صد درسته ولی من در مورد منطق خودم یا شما بحث نمی کنم، در مورد منطق فیلم بحث می کنم. هر فیلمی منطق خودش رو داره دقیقا مثل هر آدمی که منطق خودش رو داره. در این میان ابدا مهم نیست که کارگردان چه سبکی رو انتخاب می کنه، فانتزی مثل حرام‌زاده‌ها یا رئال مانند گل‌های جنگ، هیچ تفاوتی در میزان هجو و واقعیت وجود نداره. بحث بر سر منطق یک فیلم بصورت مستقله. در این حیطه جدایی فضای خاص خودش رو می سازه، پس برای من میزان رئال بودن گل‌های جنگ کمترین اهمیت را دارد، مانند تماشاگر اروپایی که میزان رئال بودن جدایی برای او فاقد اهمیت است و او حرف های دیگر فیلم را درک می کند.

    انگار ما چه در مباحث فنی و چه محتوی با هم کمترین تفاوت دیدگاه رو داریم اما بحث سر خوب یا بد بودن فرم و محتوی نیست. بحث در مورد منطق و رئالیته است. اگه پیکاسو ادراکش از یک شخص رو بصورت اروتیک بیان کرده یعنی ما باید بشینیم و این رو با خود او فرد و شخصیت اش مقایسه کنیم؟ به قول شما این بستگی به علاقه شخص بیننده داره. اگه بیننده به سمت مسائل اروتیک بره، یک درک از تابلو داره و شخصی که به هنر منحصر به فرد پیکاسو نگاه می کنه، برداشتی دیگه. در واقع هر دو میزان اروتیک بودن رو می فهمند ولی هر کس به میزان توجهش به هنر محض پیکاسو در اون عمیق میشه.

    این که شما گل‌های جنگ رو میشینی و از دیدگاه تاریخی - سیاسی مورد نقد قرار میدی غلط نیست، به نظر بنده در یک دیدگاه وسیع تر و البته خارج از محدوده مباحث سینمایی بسیار هم خوبه و من هم می پسندم اما از دید سینما جایگاهی نداره. از این دیدگاه شما حق نداری منطق فیلم رو تاریخ تعریف کنی و بر این اساس بشینی داستان رو زیر سوال ببری. کارگردان در بیان داستان اش کاملا آزاده و البته جایی هم اشاره نمی کنه که این داستان نعل به نعل اتفاق افتاده و...
    در مورد یه حبه قند هم بحث همین طور بود و شما مصر بودی که فیلم رو با واقعیت بسنجی. من از میزان علاقه شما به فیلم های رئال و منطبق با تاریخ اطلاع دارم ولی این عقیده ای نیست که بشه به همه سینما بسط اش داد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط FFKIA نمایش پست ها
    در مورد منطق فیلم صحبت میکنی. آفرین ... آیا دوباره همون بحثمون تو یک حبه قند داره تکرار میشه؟ منطق فیلم همونه که شما درک کردین؟ هر کس هر چیزی دیگه درک کنه غلطه؟ این دیدگاه به نظر شما رادیکال نیست؟
    مگه یه فیلم چند تا منطق داره!؟ منطق فیلم ارتباطی با میزان درک مخاطب نداره. منطق فیلم کاملا بر فرم فیلم استواره. منطق فیلمی مثل Black Swan سورئاله پس کارگردان دستش برای بیان بسیاری حرف ها بازه و منطق فیلم دیگری مانند جدایی یا گل های جنگ رئاله. در این ساختار رئال باز هم ما یک سری خطوط و مرزبندی داریم. مرزبندی و خطوط ما تاریخ نیست، بلکه داستانی است که کارگردان میگه. از این منظر ما نمی تونیم به میزان خشونت اعمال شده از طرف ژاپنی ها ایراد بگیریم اما می تونیم به خط داستانی فیلم و بسط و گسترش اون ایراد داشته باشیم.
    ویرایش توسط Ali : 07-29-2012 در ساعت 21:56 دلیل: جاستیفای


صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفی فیلم Flowers Of War (اختصاصی سینماسنتر)
    توسط ScarFace در انجمن سينماي جنگی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 03-11-2012, 21:36
  2. کریستین بل در فیلم گل های جنگ(The Flowers of War)(اختصاصی)
    توسط FTSAMO در انجمن اخـــبار سينماي جهان (اختصاصي)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 02-03-2012, 00:15
  3. گروه خبری _ «فارسي 1» و صحبتهای ناصر ممدوح
    توسط 1CHAMPION در انجمن آرشیـــو اخبـــار سینمای ایران سال 1389
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-06-2010, 20:01

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •