مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh نمایشنامه نویسی

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: نمایشنامه نویسی

  1. #1
    مرا در گورستان سگها دفن کنید شاید دمی در میان با وفایان عالم باشم
    SovRan آواتار ها
    وضعیت : SovRan آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : همه جای ایران سرای من است
    نوشته ها : 1,337
    سپاس ها : 3,252
    سپاس شده 4,260 در 923 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 725 تاپیک

    نمایشنامه نویسی

    شاید مهم ترین مسئله در نمایشنامه نویسی اختصاص دادن سطری مجزا به هر یك از شخصیت ها باشد .
    مثال :
    علی : آیا صدایی كه از آن صندوقچه ی قدیمی می آید را می شنوی ؟
    احمد : چه جور صدائی ؟
    علی : صدایی مثل اووو .
    احمد : مزخرف نگو ، یك خرطوم كه نمی تونه صدا داشته باشد ، مگر این كه خرطوم فیل واقعی باشه !
    این كار باعث می شود كه هر یك از شخصیت ها فقط سطر مربوط به خود را بخواند و به اشتباه ، سطر بقیه ی بازیگران را نخواند . وقتی شخصیت ها در داستان به صحبت می پردازند . به كاربردن این روش بسیار مفید است . همچنین در نمایشنامه نویسی استفاده كردن از شانه ها بسیار ضروری است .
    نكته ی مهم دیگر ، نوشتن حركت های صحنه با رنگی مجزا یا در سطری متفاوت است ، برای این كه كاملاً مشخص باشند . در این صورت نه فراموش می شوند و نه با متن اصلی نمایش اشتباه گرفته می شوند .
    در نمایش خود می توانید راوی یا قصه گو داشته باشید . راوی نمایش را آغاز می كند و به تعریف برخی از حوادث داستان می پردازد . قصه گو معمولاً با شخصیت های نمایش صحبت نمی كند .
    قبل از نوشتن نمایشنامه خوب است كه به نمایشنامه های دیگر دقت كنید تا با طرح آن ها هم آشنا شوید ، ولی همیشه به یاد داشته باشید كه مهم ترین مسئله ، داشتن خلاقیت و ایده های تازه است . شكسپیر معمولاً اجازه می داد كه دیگران نمایشنامه های او را بنویسند تا با كارش آشنا شوند .
    « نمایش رادیویی »
    می توانید نمایش را روی نوار ضبط كنید و از افراد مختلف بخواهید كه به جای شخصیت های داستان صحبت كنند . حتی می توانید در میان نمایش پیام بازرگانی هم پخش كنید .
    « نمایش تلویزیونی »
    بهترین كار برای شروع نمایشنامه نویسی ، انتخاب داستان معروفی همچون « سفید برفی » یا « سه بچه خوك » و نوشتن متن آن ها به صورت نمایشنامه است . سفیدبرفی و سه بچه خوك داستان های بسیار جذابی هستند .
    شما می توانید با جعبه ای خالی ، یك تلویزیون بسازید و خرس ها و عروسك ها را به جای شخصیت های نمایش به كار بگیرید و به تنهایی همه ی نقش ها را بازی كنید .
    اصلاً بهتر است یك نمایشنامه ی كوتاه یك دقیقه ای بنویسید . نمایشنامه ای كه شخصیت های آن یك چراغ راهنما و یك بالش باشند . یا حتی نمایشنامه ای كه در آن شخصیت ها صدا در بیاورند ولی صحبت نكنند . تمام این نمایشنامه ها را نمایشنامه نویسان عجیب و غریب نوشته اند ، پس چرا شما هنوز معطل هستید و دست به كار نمی شوید ؟
    « استفاده از خیالات »
    شاید شما دوست داشته باشید برای خودتان دنیایی خیالی بسازید . از اسباب بازی های خودتان استفاده كنید و از جعبه ها و وسایل به درد نخور كه یك گوشه افتاده اند استفاده كنید و یك خیابان فرضی بسازید . حتی می توانید راه آهنی هم برایش بسازید . برای دنیایتان اسمی انتخاب كنید . شما مجبور نیستید در این دنیا از قوانین دنیای واقعی اطاعت كنید . می توانید هر قانونی را كه دوست دارید برای آن وضع كنید .
    شاید دنیای خیالی شما فقط زمانی كه تنها هستید وجود داشته باشد . همچنین می توانید داستان را با نوشتن توضیحاتی درباره ی شخصیت های اصلی و مكان های مهم دنیای خیالی تان شروع كنید . سپس داستان را در دفترچه ای مخصوص نوشته و در یكی از ساختمان های دنیای خیالی مخفی كنید .
    روش كار :
    ابتدا چند داستان بخوانید مخصوصاً داستان هایی خیالی مثل داستان های هانس كریستین اندرسن ، تا ذهن شما با افكار خیالی پر شود ، سپس آغاز و وسط داستان را بنویسید ولی پایان آن را ننویسید .
    شش پایان مختلف برای داستانتان بنویسید كه باور نكردنی باشند . چون در داستان های خیالی هر اتفاقی ممكن است .
    مثلاً اگر كسی تاس بیندازد و شماره ی ۴ بیاید ، پایان داستان شماره ی ۴ را می خواند ؛ « در را باز كرد و دید كه غولی گنده با چشمان درشتی به اندازه ی یك تابه ایستاده است . شاهزاده با وحشت دوید و ... »
    حتی می توانید تاس را خودتان درست كنید و از علایم مخصوص خود مثل ماه یا ستاره استفاده كنید تا داستان شما خیالی تر شود .
    در ضمن اگر خیلی زرنگ و خلّاق باشید می توانید شش آغاز و شش وسط برای داستانی بنویسید ، البته به شرطی كه با هم هماهنگ باشند و طرح داستان خراب نشود .
    اگر فكر می كنید شش مورد زیاد است ، می توانید از سكه استفاده كنید كه در رو دارد ، یعنی فقط دو آغاز و دو وسط بنویسید .
    « بازی با فرهنگ لغت »
    در فرهنگ لغت چند واژه ی نامأنوس و عجیب را كه دوستان شما نمی دانند ، پیدا كنید .
    كلمه ها را با معنی خودشان بنویسید ولی آن ها را به كسی نشان ندهید .
    مثال :
    پازن : نوعی بز كوهی نر
    « روش كار » :
    برای كلمه های انتخابی خود معنی های دیگری هم بنویسید تا معنی درست آن در بین معنی های ساختگی و اشتباه گم شود . بنابراین معنی های دیگر پازن عبارتند از :
    نوعی ماهی با نیش سمّی ، كوهی با قله های سطحی ، نوعی سوپ پنیر در دانمارك !
    سعی كنید معنی های دیگری كه برای كلمه می نویسید واقعی به نظر آیند . حالا معنی ها را با صدای بلند برای دوستانتان بخوانید تا معنی درست را حدس بزنند .
    حتی می توانید از سؤال را به مسابقه ای تبدیل كنید . اگر آن ها جواب درست بدهند یك امتیاز می گیرند و اگر جواب غلط بدهند شما یك امتیاز می گیرید !
    این مسابقه هم سرگرمی است و هم كمك می كند كه كلمات جدید یاد بگیرید .
    اگر دوست داشته باشید می توانید معنی ها را روی تكه كاغذهای كوچك بنویسید و برای هر یك نقاشی بكشید .
    مراقب باشید كه در حین خواندن معنای ساختگی كلمات نخندید تا مسابقه خراب نشود .
    آیا می دانید این حروف چه معنایی دارند ؟ « س . ا . ر » ممكن است برایتان اتفاق افتاده باشد كه گاهی برای فراموش نكردن موضوع مهمی ، حروف آغازین كلمه های مهم را كنار هم قرار داده و یك كلمه ساخته باشید . مثل « س . ا . ر » مخفف عبارت : ( سه شنبه امتحان ریاضی ) است . پیغام های سری در همه ی كلمه ها وجود دارند و گاهی این پیغام ها به ما كمك می كنند كه املای درست یك كلمه را به ذهن و خاطر خود بسپاریم . مثل : ( م . ش . ه . د ) : مادربزرگ شربت هلو دوست دارد . پیغام های سّری وسیله ی تقویت حافظه نامیده می شوند . شما نیز سعی كنید برای خود چند تقویت كننده ی حافظ درست كنید . هر چه قدر هم احمقانه یا عجیب باشند مهم نیست . همچنین شما می توانید برای اسم مكان ها یا افراد ، یك تقویت حافظه بسازید . حتی آن ها را با تصویرهای عجیب و غریب مصور كنید . ( گ ، ر ، م ) « گردش روی ماكارونی . »
    « قرینه ها »
    قرینه به كلمه یا عبارتی گفته می شود كه اگر از سمت راست یا چپ آن را بخوانیم یك شكل خوانده می شود . مثل كلمه های : دود ، گرگ و ... بعضی از قرینه ها مثل این عبارت : شكر به ترازوی وزارت بركش ، بسیار طولانی هستند .
    از همین حالا شروع به پیدا كردن چند قرینه كنید و با آن ها به سرگرم كردن دوستانتان بپردازید . بخصوص اگر اسم یكی از دوستانتان « آوا » باشه بازی جالب تر خواهد شد .
    حتماً كتاب هایی را كه یكی از شخصیت های داستان آن نام فردی خاصی است دیده اید . این تصور پیش می آید كه آن كتاب به جهت فرد خاصی نوشته شده و چاپ شده است .
    این كتاب ها معمولاً جهت هدیه به فردی كه همنام با شخصیت داستان است مناسب خواهد بود .
    روش كار به این صورت است كه ابتدا افرادی را كه می خواهید برایش داستان بنویسید انتخاب كنید . این فرد می تواند یكی از همكلاسی ها ، خواهر كوچكتر و یا یكی از دوستان قدیمی شما باشد . حالا تعدادی سؤال برای كمك به موضوع داستان طرح كنید .
    مثلاً :
    - آیا اسم خاصی برای شخصیت های داستان تان در نظر دارید ؟
    - دوست دارید داستان شما در كجا اتفاق بیفتد ؟ در شهر ، روستا یا فضا و یا ساحل دریا ؟
    - چه نوع داستانی را بیشتر از همه دوست دارید ؟ داستان ارواح ، داستان عاشقانه ، داستان قتل و یا ماجراجویی ؟
    - دوست دارید داستان مربوط به زمان حال باشد یا آینده و یا گذشته ؟
    - آیا می خواهید داستان شما پایان خوشی داشته باشد یا خیر ؟
    بعد از این كه به این سؤال ها پاسخ دقیق دادید شروع به نوشتن كنید . می توانید داستان را به عنوان هدیه به دوست خود بدهید و برای این كه او را شادتر كنید آن را روی نوار هم ضبط كنید تا او بتواند در حین خواندن داستان به قصد هم گوش دهد .
    « درباره ی خود بنویسید »
    نوشتن درباره خودتان یكی از مشكل ترین و در عین حال جالب ترین كارهایی است كه می توانید انجام دهید . امروزه اكثر ستاره های سینما زندگی نامه ی شان را از دوران كودكی می نویسند . پس چرا شما دست به كار نمی شوید ؟
    مسلماً از دوران كودكی خاطرات زیادی ندارید . ولی نمی توانید از والدین یا سایر اعضای خانواده در این زمینه كمك بگیرید . بعضی از مطالبی را كه می گویند ممكن است برایتان خوشایند نباشد ، ولی سعی كنید آن ها را جدی نگیرید . شما می توانید برای هر سال عمرتان چند سطر مطلب بنویسید و با یك عكس یا نقاشی تزیین كنید .
    مثلاً یك نقاشی جالب بنویسید و وسط آن را خالی بگذارید و در آن جا بنویسید : روزی كه من به دنیا آمدن تیم ملی كشورمان در مسابقات لیگ برنده شد و اولین سفینه ی فضایی به زمین بازگشته بود .
    سعی كنید اتفاقات مهمی را كه در زمان تولد شما روی داده است كشف كنید . كمی كه بزرگتر شدید ادامه ی زندگیتان را یادداشت كنید تا وقتی كه مشهور شدید مجبور نباشید تمام زندگیتان را یكباره بنویسید .
    آیا می توانید شعر یا داستانی بنویسید كه در سطر اول آن ، یك كلمه باشد و در سطر دومش دو كلمه و همین طور الی آخر ، وقتی كه به یك عدد بزرگ مثل دوازده رسیدید می توانید برعكس بشمارید یعنی از دوازده به یك تا داستان شما كامل شود . مثل :
    روزی
    روزگاری یك
    ماهی بود كه
    اسمش زردك بود و
    خیلی دوست داشت كه انسان
    بشود . به همین خاطر یك خانه خرید .
    حتی می توانید نوشته ی خود را با دوازده كلمه شروع كنید و همین طور ادامه دهید تا به یك كلمه برسید و دوباره همین كار را بر عكس انجام دهید .
    كوه
    در این جا كلمه ها به طرف قله بالا می روند و سپس از طرف دیگر پایین می آیند و شكل یك كوه را می سازند . این روش را امتحان كنید و بكوشید كه مهم ترین كلمه را در قله ی كوه بنویسید
    از كوه بالا رفت تا رسید به « قله » بعد پایین رفت تا چای بخورد .
    شما می توانید شعر خود را به اشكال گوناگون مثل یك آبشار ، پله های مارپیچ یا دریای توفانی بنویسید .

  2. 2 کاربر از پست مفید SovRan سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •