سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
Swa.21- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود سوم و چهارم - فصل يك

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

 

این سایت در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و پیرو قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12
نمایش شاخه ای4علاقمندی ها

موضوع: Swa.21- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود سوم و چهارم - فصل يك

  1. #1
    آنقدر قدرتمند باشيد كه هيچ كس نتواند آرامش ذهني تان را به هم بريزد. از كتاب "كليد" اثر "جو ويتال
    FFKIA آواتار ها
    وضعیت : FFKIA هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 37
    نوشته ها : 7,417
    سپاس ها : 10,994
    سپاس شده 25,161 در 4,492 پست
    یاد شده
    در 40 پست
    تگ شده
    در 751 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    Swa.21- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) اپيزود سوم و چهارم - فصل يك

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  9434aef6971f45d1a6f0.gif
مشاهده: 869
حجم:  85.2 کیلو بایت

    دومین نقد و بررسی اختصاصی سریالهای تلویزیونی .
    کاری از گروه نقد و بررسی سینماسنتر



    داستان برگرفته از سري كتاب هاي"‌دفترچه هاي خاطرات خون آشام"‌ نوشته ي ال جي اسميت (
    L J Smit) مي باشد كه چهار كتاب آن در سال 1991 و كتاب پنجم آن در سال 2009 منتشر شد.
    خاطرات روزانه یک خون آشام،داستانيست كه در شهری به ناممیستیک فالز جريان دارد،‌ شهري قديمي و كهن با ساكنين اصيل كه در داستان متوجه گذشته پر ماجرا و مبهمي از آن ها مي شويم. جنگي كه در ساليان دراز ميان آن ها و خون آشام ها اتفاق افتاده است.

    كار گردان: ماركوس سي يگا (Marcos siega)
    تهيه كنندگان: كوين ويليامسون (‌نويسنده جيغ)، جولي پلس و لزلي مورگنشتاين


    بازيگران اصلي سريال:

    ايان سامر هالدر (بازيگر نقش بون در سريال لاست) متولد 8 دسامبر 1978 در آمريكا در نقش ديمن سالواتوره. دیمن، برادر استفن داراي روحيات وحشيانه و خشن مي باشد. براي بقا و زندگي به هر عملي دست مي زند و از خون انسان تغذيه مي كند. داراي قدرت كنترل مه است و كلاغي به نشانه حضورش است. [/FONT]
    نينا دوبروف: متولد 9 ژانويه 1989 در بلغارستان در نقش الينا گيلبرت،‌ دختري دبيرستاني كه والدينش را در يك حادثه رانندگي از دست داده و همراه برادر كوچكتر و خاله اش زندگي
    مي كند.

    پاول وسلي: متولد 23 ژولاي 1982 نيو جرسي در نقش استفن سالواتوره از خانواده بزرگ سالواتوره است. خون آشامي كه حدود 154 سال است كه در 17 سالگي خود زندگي
    مي كند. خون آشامي از نوع متمدن كه تمايلي به كشتن انسان ها ندارد و از حيوانات تغذيه
    مي نمايد. از توانايي هايش مي توان به فناناپذيري،‌ قدرت كنترل ذهن افراد و قدرت گوش نمودن به صحبت ديگران از فاصله ي دور اشاره كرد.

    بررسی کننده : نازنین
    ویرایش توسط FFKIA : 08-23-2010 در ساعت 11:57 AM
    Skyfly به این پست علاقمند بوده است.
    Они говорят: "Зло преобладает, когда хорошие люди не в состоянии действовать."
    Что они должны сказать, "Evil преобладает"



    امروز می‌خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
    تزویر با لباس دیانت و تقوا به میدان می آید.
    تزویر سکه ای دو روست که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است.
    عوام خدایش را میبینند،
    و اهل معرفت ابلیسش ...
    و چه خون دلها خورد علی (ع) از این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
    تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را بشکند،
    پس از تسلیم، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست.
    یا ایها الذین آمَنو ...آمِنو

    سخنان پایانی مختار در جمع مردم کوفه




  2. 10 کاربر از پست مفید FFKIA سپاس کرده اند .


  3. # ADS
    Circuit advertisement
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    سن
    2010
    نوشته ها
    Many
     

  4. #2
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 6,951
    سپاس ها : 10,305
    سپاس شده 15,921 در 4,042 پست
    یاد شده
    در 31 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ac11917d3bed4df8b537.gif
مشاهده: 892
حجم:  77.0 کیلو بایت

    خاطرات يك خون آشام (‌
    The Vampire Diaries ) :
    فصل اول- اپيزود سوم


    روز ديگري آغاز شده است. خورشيد سخاوتمندانه انوار طلايي رنگش را به پهنه آسمان هديه مي نمايد. سكوت مطلق، گويي جنبنده اي حيات ندارد. چشمانش را مي گشايد و ناگاه تمام لحظات شوم ديشب در برابرش جان مي گيرند. از يادآوري حادثه اي كه رخ داده هراسان بر مي خيزد. آينه اي پيش روي،‌ شك و ترديد در باور حقيقت، اما مشاهد تصويرش در آينه درك حقيقت را ملموس مي سازد. گردن خونين كارولاين يادآور نشاني از شب تلخ گذشته است. آرامشي كه ديمن اكنون در خواب دارد باور حمله وحشيانه او را دشوار مي نمايد. كارولاين آشفته خاطر،‌ گريز را مناسب ترين راه مي داند و پاورچين به قصد خروج از اتاق قدم برمي دارد. ديمن با حركتي سريع راه را بر او مي بندد. از زماني كه ديمن را روي تخت مشاهده كرديم تا ظاهر شدن ناگهاني اش پشت سر كارولاين تنها چند ثانيه بطول مي انجامد. كارولاين هراسان و مضطرب با توجه به اين كه از ماهين ديمن اطلاع ندارد ابتدا با التماس و سپس با تلاش به قصد آسيب زدن به ديمن سعي در نجات خويش دارد،‌اما ديمن يك خون آشام است و تنها با نگاهي نافذ راه ترديد را بر كارولاين مي بندد. حالت چشمان و نگاه مرموز ديمن در اين لحظه از داستان بطور خاصي تغيير مي كند و اين تغيير حالت باعث مي شود كه كارولاين قدرت هيچگونه عكس العملي در برابرش نداشته باشد. ديمن با چشمان خود بر ذهن دختر جوان مديريت مي نمايد.

    كالج... دوستي از جنس احساس... از تاريخ تا فوتبال...

    كالج و محوطه مملو از جمعيت لحظات بعدي سريال را رقم مي زنند. نگاه دوربين از لابه لاي جمعيت مي گذرد و به الينا و باني ختم مي شود. نگاه مضطرب و مبهم باني نگراني او را از برخورد با استيفن به وضوح بيان مي كند. نگاه و كلام اين ساحره آن چنان ناخوشايند است كه مي توان حدس زد او تا حدي ماهيت استيفن را لمس نموده است. باني خود را در مقابل دوستش متعهد مي داند و بهترين راه را براي پايان بخشيدن به اين ترديد آشنايي الينا با شخص ديگري مي داند ،‌گمانش اين است كه الينا هنوز در سني قرار دارد كه مي تواند با روابط جديد گذشته تاريكش را روشنايي بخشد. لمس دست استيفن ناگفته هاي تلخي را به ذهن باني فراخوانده كه منجر به پريشاني اش گرديده است. نكته اي كه مي تواند قابل تأمل باشد نيروي باني و احساس خود او به اين نيروست. در اپيزود هاي قبل مشاهده نموديم باني از سحر و جادوي خويش و قابليت ذاتي اش راضي به نظر نمي رسيد،‌حتي وجود آن را بطور غير مستقيم انكار مي نمود. مي توان گفت به صحت وجود اين نيرو شك داشت اما در اين لحظه با جرخشي آشكارا نيروي سحرش را قابل لمس مي پندارد و در برابر الينا و استيفن عكس العمل نشان مي دهد.

    الينا از حضور استيفن در زندگي اش راضي به نظر مي رسد و به نگراني باني دامن نمي زند،‌با روي گشاده به سمت استيفن قدم بر مي دارد. باني با نگاهي تاسف بار آن دو را ترك مي نمايد. نگراني باني براي الينا قابل درك نيست. با اين وجود كه از سحر و جادوي او مطلع است دليلي براي پشت پا زدن به شخصي كه لبخند را به زندگي ناخوشايندش بازگردانده نمي بيند. تصور او از ترديد باني تنها يك سوءتفاهم ساده و جزئي ست كه مي توان با يك دعوت به شام و شب نشيني دوستانه برايش چاره انديشي نمود. براستي ساحره داستان ما تنها اسم پر ابهت از انساني با نيروي فوق بشري ست يا ما نيز چون الينا بايد جادو را در قالب افسانه ها تصور نماييم؟ چشمان جذاب استيفن چه نيرويي دارند كه قدرت عظيم احساس باني را در خود حل مي كنند؟ قدرتي كه آن چنان براي الينا سرمست كننده قلمداد مي شود كه درصدي به نگراني باني اهميت نمي دهد.
    تايلر، دوست و همكلاسي مت كه از احساس او نسبت به الينا اطلاع دارد گفت و گوي او و استيفن را مي بيند. جدا از اينكه دوست صميمي اش در تب احساس نافرجامش با اين دختر مي سوزد، كينه اش نسبت به جرمي برادر او باعث مي شود كه براي انتقام گرفتن از آن دو به آزار و اذيت استيفن بپردازد. توپ فوتبالي را كه در دست دارد با ضربه شديدي به سمت او پرتاب مي نمايد اما اين استيفن است كه با شنابي مثال زدني پاسخ پرتاب را به زيبايي مي دهد و مهارتش را در فوتبال به رخ همگان مي كشاند. استيفن كه در اين لحظه كاملا پشت به تايلر ايستاده بود به راحتي متوجه پرتاب توپ به طرف خويش شد و آن عكس العمل سريع را انجام داد. اين شتاب براي اطرافيان حيرت آور و غافلگيرانه بود. الينا پيشنهاد همكاري با تيم كالج را به مرد دوست داشتني اش مي دهد و او معتقد است كه هيچ كس از حضور او خشنود نخواهد شد.
    كلاس استاد تانر برپاست، او از تاريخ مي گويد، باني طراحي مي كند، الينا و استيفن گپ مي زنند، استاد لبخند مي زند و پرسش و پاسخ آغاز مي شود. سوالي كه مانند هميشه جز استيفن كسي پاسخ نخواهد داد. اولين سوال، دومين سوال، اطلاعات تاريخي كامل استيفن تعداد سوالات را افزايش مي دهد. دانسته هاي استيفن از تاريخ صد سال گذشته ناشي از عمري به اندازه يك قرن است و اين مهارت تاريخي او از ديد ما به خاطر اين است كه مردي مانند او بسياري از اين اتفاقات را مشاهده و لمس نموده است. آقاي تانر كه تنها از شاگردي با توان بالاي او شگفت زده شده ميل به كم ارزش جلوه دادن اطلاعات شاگردش دارد اما صداي زنگ اتمام كلاس اين تمايل را سركوب مي نمايد.
    زمين فوتبال كالج در اختيار تمرين اعضاي تيم با مربي گري مرد آشناي ما يعني آقاي تانر مي باشد.
    استيفن كه در درس تاريخ شروع خوبي با اين مرد نداشته براي امتحان شانس خود جهت حضور در تيم نيز به ناچار بايد با او روبه رو شود. لبخند مرموز تانر و ادعاي او در اينكه تنها هدفش از پذيرفتن استيفن در جمع تيم مشاهده زمين خوردنش است، استيفن را نا اميد نمي سازد. فعاليت و مهارت مثال زدني استيفن در اين لحظه از داستان آنقدر خيره كننده است كه لبخند مرموز تانر تبديل به رضايتي آشكار مي شود. قدرت بدني استيفن نيز در اين زمان از ويژگي هاي خاص وامپايرها مي باشد.
    استيفن و الينا هر دو براي تغيير در زندگي شان تلاش مي كنند. هركدام پس از حوادثي كه در گذشته پشت سر نهاده اند،‌ اكنون مي خواهند شروعي دوباره داشته باشند. الينا پس از آن حادثه تلخ همكاري با گروه ليدرهاي تيم كالج را متوقف نموده بود اما حال براي تغيير روحيه پريشانش به گروه بازمي گردد. كارولاين سرپرست و تمرين دهنده گروه با همراهي ديمن به كالجي مي رسد. الينا از آمدن كارولاين در كنار ديمن غافلگير مي شود. لبخند عميق كارولاين حكايت از موفقيت ديمون در مديريت ذهن و قلب او دارد. ديمن به راحتي كارولاين را مطيع خود ساخته و او شاداب و پرنشاط تمرين را با آمدنش آغاز مي نمايد. الينا نيز بعد از مدت ها مشغول تمرين مي گردد اما با مشاهده استيفن در ميان اعضاي تيم فوتبال دست از تمرين كشيده و نگاهش را به سمت او روانه مي سازد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 842
حجم:  22.6 کیلو بایت

    دعوت به شام... دعوت او به منزل... اشتباه نخست...


    الينا گذشته دلپذيري ندارد، اتفاقي كه براي پدر و مادرش افتاد، رفتار بي مهر و خالي از محبت جرمي نسبت به خواهر، لحظه ها و خاطرات تلخي را در ذهنش ماندگار ساخته است. ورود استيفن به زندگي اش احساس را براي او به ارمغان آورده و حضورش سرماي روزگار را محو نموده است. الينا دل به او داده و اين دلبستگي زندگي را برايش زيبا و خوشايند ساخته است. باني همدم روزهاي تنهايي و ياري رسان او در حمل بار گران مصيبت تلخش است، اما اكنون كه او براي تحولي بزرگ در زندگي اش دل در گرو استيفن نهاده، ترديد از جانب باني آزارش مي دهد. اجداد باني ساحر و جادوگر بوده و نيروي سحر و پيشگويي به اين دختر جوان نيز منتقل شده است. همانطور كه ذكر كردم باني پيش از اين نسبت به صحت نيروي ذاتي اش شك داشت و اهميتي براي سحرش قائل نمي شد اما در مقابل بهترين دوستش نمي تواند از نگراني هايش آسان بگذرد. او از اعدادي سخن مي گويد كه در ذهنش حضوري پر رنگ دارند. اعداد 8،14 و 22 كه باني آنها را هشدار و نشانه از يك حادثه مي داند.

    دعوت براي شام از استيفن و باني در جمعي دوستانه كه مي تواند به رفع سوءتفاهمات كمك نمايد. باني لمس آنچه كه وجودش را لرزانده لبخند از لبانش مي گيرد و سردي رفتارش محفل را وادار به سكوت مي كند. سكوت سرد آنها را صداي زنگ در مي شكند. ديمن به همراه كارولاين به جمعشان مي پيوندند. نگراني در چشمان استيفن موج مي زند، ديمن نبايد وارد شود. استيفن مي داند كه او بدون دعوت الينا نمي تواند وارد ساختمان شود، پس نبايد اجازه اين دعوت را به الينا بدهد، از طرفي هم نمي تواند علت اين موضوع را به آنان توضيح دهد در سريال خاطرات يك خون آشام همواره ويژگي ها و محدوديت هايي خاص سريال براي وامپايرها بيان مي شودكه بنده با رسيدن به هر ويژگي توضيح مختصري را به عرض مي رسانم. در اين داستان از خاصيتي سخن گفته مي شود كه عبارت است از عدم اجازه ورود يك خون آشام به منزل يا مكاني كه متعلق به او نيست. يك خون آشام تا زماني كه از جانب صاحبخانه دعوت نشود نمي تواند وارد منزل شود. در صورتي كه اين دعوت به عمل آيد مجوز ورود براي هميشه صادر خواهد شد، به بيان ديگر وامپاير براي بار اول نياز به اجازه و دعوت از سمت صاحبخانه دارد و دفعات بعد او به راحتي مي تواند اين عمل را انجام دهد. استيفن با توجه به اين قانون با بيان اينكه مهماني به پايان رسيده و آنها بايد محل را ترك نمايند سعي در جلوگيري از ورود ديمن به منزل الينا دارد اما اين اتفاق رخ مي دهد، نگراني استيفن بي مورد نيست و الينا ديمن را به داخل دعوت مي كند. اشتباهي جبران ناپذير كه ناخواسته و ندانسته از جانب الينا رخ مي دهد. حضور ديمن در آنجا و خلوتش با الينا كه به ظاهر براي كمك به او مي باشد حقايقي از گذشته را برايمان آشكار مي سازد. كاترين، دختري زيبا و جذاب در عين حال بسيار پيچيده و خودخواه بوده است، دختري كه عليرغم زيبايي ظاهري باطن پسنيده اي نداشته، و حال با صحبت ديمن متوجه رابطه او با هر دو برادر مي شويم، باعث كاشته شدن تخم حسد و كينه در دل ديمن شده است. كاترين به گفته ديمن در يك آتش سوزي تلخ جان باخت. ديمن به راحتي سعي در تغيير تفكر الينا نسبت به استيفن دارد و با كلامش تلاش مي نمايد كه از برادرش گذشته اي مرموز به نمايش در آورد. دشمني و حسادتي آشكار در چشمان ديمن موج مي زند كه او تلاشي براي پنهان ساختنش ندارد.
    رابطه مرموز كارولاين و ديمن شك را در دل استيفن نشانده، و او با زيركي تلاش مي نمايد كه هدف برادرش را از مراوده با كارولاين كشف كند. شال گردني كه كارولاين بر گردن بسته حدس استيفن را به يقيين تبديل مي كند، استيفن خواسته يا ناخواسته متوجه مي شود كه برادر زندگي كارولاين را به بازي گرفته و براي حيات و تقويت نيرو به تغذيه از خون اين دختر جوان روي آورده است. شالگردن كارولاين هم براي پنهان ساختن زخم ناشي از دندان هاي برادر خون آشامش است. اين موضوع وحشت از نزديك شدن ديمن را به الينا در دل استيفن مي افكند و باعث مي شود عذر برادر را خواسته و به بيرون راهنمايي اش كند.
    صبح روز بعد الينا كه حرف هاي ديمن او را به فكر فرو برده است، ناخودآگاه راه ترديد را به دلش مي گشايد. در عمارت سالواتوره نيز استيفن شب خوبي را سپري نكرده و در پي چاره براي محافظت از دختر مورد علاقه اش در مقابل برادر خونخوار خود مي باشد. همان طور كه مشاهده نموديم خون آشام از قدرت كنترل ذهن و تلقين از طريق نگاه به چشم برخوردار است. استيفن بر خلاف برادر به دليل حفظ ذات انساني خويش از اين توانايي استفاده نمي كند، براي حفظ الينا در مقابل وسوسه هاي احتمالي ديمن تنها راه حل استفاده از گياه شاه پسند مي باشد. همراه داشتن اين گياه باعث مي شود كه طلسم و نيروي برادرخون آشامش در وجود الينا اثر نكند. حتي در صورت نزديك شدن ديمون به الينا، اگرگياه شاهپسند به طريقي وارد بدن ديمن شود، او را ضعيف نموده و قدرت ايستادن روي پاهايش را از او خواهد گرفت. ويژگي ديگر سريال در مورد وامپايرها در اين زمان بيان مي شود. گياه شاهپسند كه مي توان از نقش آن به عنوان سپر و محافظ در برابر كنترل ذهن توسط وامپاير نام برد. همراه داشتن گياه شاهپسند و حتي در صورت ميل آن كه باعث وجود در خون انسان مي شود به محافظت او در مقابل خون آشام كمك مي نمايد.

    بيشتر بدانيم: شاه پسند در قديم به نام گياه صليب(Herb of the Cross ) معروف بوده است زيرا گفته مي شود كه آن را روي زخم هاي مسيح ريختند و خونريزي قطع شد. در واقع داراي خاصيت ضد خونريزي است. اين گياه در نواحي جنوب آسيا، آفريقا و اروپا در حاشيه جاده ها و دشت ها و مزارع مي رويد. قسمت مورد استفاده اين گياه، برگ ها و سر شاخه هاي سبز آن است در اثر مالش دادن بوي مطبوعي در تمام قسمت هاي اين گياه منتشر مي شود ولي طعم آن گس و تلخ است. خاصيت تصفيه خون دارد. اما استفاده زياد اين گياه ضربان قلب را كم مي كند و باعث تحريك روده ها مي شود.

    اين گياه در شهري مانند ميستيك فالز كه در گذشته مورد حمله وامپاير ها قرار گرفته است اكنون كمياب مي باشد. استيفن نمي تواند براي تقديم گياه به الينا توجيه و منطقي قابل قبول ارائه دهد و ناچار است براي اين عمل چاره بيانديشد. او مقداري از اين گياه را در گردنبندي قرار مي دهد و به عنوان هديه به الينا تقديم مي دارد. الينا شادمان از هديه زيباي استيفن نمي تواند تصور نمايد كه با اين عمل، استيفن او را حمايت مي نمايد.
    اعضاي تيم فوتبال كالج براي مسابقه آماده مي شوند. نزاع ميان جرمي وتايلر منجر به اتفاقي مي شود كه شك و ترديد را به دل الينا مي نشاند. استيفن با مشاهده جدال آنها براي دفاع از جرمي درگير مي شود و در همين حين دستش مجروح شده والينا با نگراني خود را به او مي رساند. استيفن يك خون آشام است، زخم در بدن او تنها چند ثانيه اثر خواهد داشت و به سرعت ترميم مي شود،الينا زخم دست استيفن را به وضوح مشاهده كرد و هراسان به سمتش رفت اما با توجه به ترميم زخم خون آشام در زماني اندك دگير زخمي وجود ندارد، الينا اين حقيقت را نمي داند، و به همين دليل با ديدن دست سالم استيفن پس از چند ثانيه حيرت زده مي گردد.
    استيفن به او اطمينان مي دهد كه اتفاقي نيفتاده و او سالم است، اما الينا آنچه را كه ديده باور دارد و نمي تواند به خود بقبولاند كه تنها يك تصور بوده است. او از ديدن تصوير خونين دست استيفن مطمئن است و حال براي درك آنچه كه مشاهده نموده سراسيمه به سمت باني مي رود. گويي اين اتفاق تلنگري به باور الينا مي زند و او نگراني باني را به خاطر مي آورد، گمان مي كند باني حقيقتي را متوجه شده كه بي ربط به همين حادثه نمي تواند باشد. از باني درخواست مي كند كه برايش بطور كامل تصورش از وجود استيفن را بيان نمايد. پاسخي كه باني به الينا مي دهد دل او را مي لرزاند: وقتي او را لمس كردم، حس سرما بود و حس تاريكي، اين تصور من از مرگ است. وجود استيفن براي باني مرگ را برايش ترسيم نمود. همانطور كه مي دانيم خون آشام موجودي است كه ظاهر انسان حيات داري را دارد اما در واقع اينطور نيست. خون آشام پيش از تبديل داراي حيات و زندگي مي باشد، زمان تبديل با وجود خون يك وامپاير در بدن حيات را از دست مي دهد و مرگ برايش رقم مي خورد،‌ وجود خون در بدن اوست كه باعث مي شود او بار ديگر به زندگي ادامه دهد، اما در واقع مي توان در تعريف از او يك مرده متحرك را مثال زد. دقيقا مانند تصوري كه باني از ماهيت استيفن داشت، سرما و تاريكي، مرگ و نبود حيات در وجود يك انسان. كلمات باني الينا را به فكر فرو برد و برايش يك هشدار تلقي شد.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 842
حجم:  22.6 کیلو بایت

    مرگ يك مرد... اعداد شوم... مرگ انسانيت...


    داستان به سرعت پيش مي رود. در سويي الينا آشفته خاطر و پريشان از اتفاقاتي كه پيش رويش رخ داد، در سويي ديگر تلاش ديمون براي وسوسه او، گياه شاه پسند وظيفه خود را به درستي انجام مي دهد سيلي جانانه الينا به صورتش آرامش را بر دل استيفن و البته ما مي نشاند. ديمن با توجه به رفتار الينا متوجه مي شود كه برادرش قبل از او چاره انديشي نموده و گياه شاهپسند را براي محافظت از معشوقه اش به ميان آورده است. به همين دليل با عصبانيت ناشي از ناكامي اش به سمت او مي رود. استيفن سعي در آرام نمودن برادرش دارد،‌با بيان اينكه هنوز انسانيت در وجود ديمن است تلاش بي سر انجامي براي دور نمودن اميال شيطاني اش دارد اما ديمن به افكار او پايان تلخي مي بخشد. نزاع لفظي دو برادر در گوشه اي از محوطه با رسيدن آقاي تانر متوقف مي شود. زمان آغاز مسابقه فرا رسيده، آقاي تانر براي اطلاع به استيفن به سمتشان مي رود. ديمن كه در جدال با برادر و معشوقه او شكست خورده، ‌اكنون براي اثبات ظلمات نفس خويش وحشيانه به تانر حمله مي كند. تانر جان مي بازد، مت فرياد مي زند،‌باني در كنار بهت ديگران با چشماني گريان اعداد شوم را يك به يك مشاهده مي نمايد. شبي تلخ و تاريك است. الينا سر بر آغوش استيفن مي نهد، باني گريان است، مت اندوهگين، شيطان مي خندد. لبخند مي زند و ناپديد مي شود.

    خطي از خاطرات خون آشام تصوير پاياني ماست: اشتباه مي كردم، هيچ انسانيتي درون ديمن نيست، هيچ خوبي اي، هيچ مهرباني اي، هيچ عشقي... او يك هيولاست كه بايد متوقف شود.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  9434aef6971f45d1a6f0.gif
مشاهده: 432
حجم:  85.2 کیلو بایت

    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.

    خاطرات يك خون آشام (‌The Vampire Diaries):
    فصل اول- اپيزود چهارم


    الینا چشمانش را با خاطري پريشان مي گشايد. حضور يك بيگانه را در نزديكي خويش حس
    مي کند. سايه شخصي او را به وحشت مي اندازد. تلويزيون روشن شده و صداي گزارشگري كه خود را لوگان فل معرفي میکند پخش مي شود. فضا مملو از اضطراب و وحشت است. خبري كه لوگان از آن سخن مي گويد، مربوط به كشته شدن دختريست كه توسط يك خون آشام مورد حمله قرار گرفته است. مطلب هولناك براي ما پخش خبر و تصويري روشن از مرگ دختري هست كه اكنون مقابل تلويزيون ايستاده و او را مي شناسيم، الينا گيلبرت. الينا از مشاهده خبر و ظاهر شدن ناگهاني ديمن هراسان مي شود، لحظاتي بعد با گشوده شدن چشمان استيفن كابوس تمام میشود. كابوسي تلخ براي استيفن، هراس و وحشتي كه او از حضور برادر خويش در نزديكي الينا دارد خواب را بر چشم او حرام است. دراپيزود قبل ديمن به طرز وحشيانه اي تانر را به قتل رساند و آخرين روزنه هاي اميد به انسانيتش را از بين برد. ذات حيواني و سياه ديمن بر استيفن ثابت شد و اكنون معشوقه اش را به وضوح در خطر مي بیند. ديمن كه بازگشتش منجر به اتفاقات تلخي شده و هدفي جز اين روح سركشش را ارضا نمي كند در عمارت با خاطري آسوده نگاهي موذيانه به برادر مي افكند، استيفن با ديدن ديمن و لبخند شيطاني او كنترل خويش را از دست مي دهد و با حركتي كودكانه چاقويي را به سمتش پرتاب مي نمايد. ديمن در كمال خونسردي كارد را از شكم خود خارج مي نمايد. كارد به راحتي از بدن ديمن خارج مي شود و زخم به سرعت ترميم مي گردد. رفتار استيفن در اين قسمت داستان را تنها مي توان به حساب عصبانيت او از اتفاقات اطرافش گذاشت، چرا كه او بهتر از ما مي داند برادر خون آشامش با ضربه اي اينچنين هيچگونه آسيبي نخواهد ديد. داستان بازگشت وامپايرها به شهر ميستيك فالز
    مدتيست اذهان همه را نگران کرده است و عمومی شدن اين موضوع برای برادران سالواتوره تهديد ناخوشاينديست. رفتار بي ملاحظه و بچگانه ديمن در حمله به تانر
    مي توانست دو برادر را رسوا نمايد. ديمن از رد گم كردن خود براي استيفن سخن مي گويد:" يك شير كوهي درنده به تانر حمله كرد و اكنون به دام افتاده و ديگر ساكنين ميستيك فالز در امنيت به سر مي برند".
    برگي از دفتر خاطرات خون آشام: استيفن روز ديگري را آغاز نموده است. دفتر خاطرات در پيش رويش و مي نويسد، از لحظه هاي تلخي كه زيبايي احساسش را فنا مي سازد، از برادري كه به يك ديو پليد تبديل شده و كينه ديرينه را براي انتقام از او به شمشيري بران مبدل ساخته است. در حالي كه تلويزيون خبر به دام افتادن حيوان درنده را پخش مي نمايد استيفن اينگونه مي نويسد: حيوان درنده هنوز در همين نزديكي است، منتظر من! مي خواهد مرا به مبارزه وادار نمايد تا متوقف سازمش، اما چگونه مي توانم راه را بر يك هيولا ببندم بدون اينكه خود مانند او شوم؟ نگراني استيفن از رفتار ديمن كاملا مشهود است، او به اين موضوع واقف است كه دليل ديمن براي بازگشت هر موضوعي باشد، حضوري خطرناك براي شهر به شمار مي رود.
    تصوير لوگان فل خبرنگار حرفه اي تلويزيون در حال پخش خبر حمله شب گذشته جنا را به ياد خاطرات گذشته مي اندازد. الينا كه متوجه تغيير حالت خاله مي شود نگاهش را به او مي دوزد و او توضيح مي دهد: اين خبرنگار مرد خيانتكاري است كه باعث شد من براي مدتي اين شهر را ترك نمايم. به گفته او رابطه اي بي سرانجام ميان جنا و لوگان خاطرات تلخ و دلگيري را برايش به يادگار گذاشته است.
    الينا به زندگي عادي بازگشته است و تغيير روحيه او براي اطرافيان خوشايند و شادي آفرين مي باشد. يادگاري هاي عزيزانش را از صندوق امانات تحويل گرفته و گرد و غبار غم ها را از رويشان مي زدايد. اشيا گرانبها و قديمي كه اكنون قصد تحويل آن ها را به شهردار و همسرش خانم لاك وود براي نمايش در جشن بزرگ به نام جشن موسسان دارد. جرمي برادر پرخاشگر او اين اقدام را فاقد ارزش دانسته و با در دست داشتن ساعتي از ميان آنها از حق و سهم خود در يادگاري هاي پدر و مادر سخن مي گويد.
    صداي زنگ در مانع از ادامه گفت و گوي آن ها مي شود و الينا درب را باز مي نمايد. استيفن با لبخندي زيبا وارد مي شود. شهردار شهر ميستيك فالز ميزبان جشن موسسان مي باشد كه هر سال در اين شهر برگزار مي شود. پدر و مادر الينا در زمان حيات در اين جشن حضور داشتند و اكنون با فقدان آن ها الينا قصد شركت در مراسم را دارد و براي اين منظور از استيفن نيز دعوت ميکند.
    يك برادر اين چنين پاك و زلال دل به دختري دل بسته و در اين مسير عاشقانه گام بر مي دارد، يك برادر در آن سوي، هوس و پليدي را دستمايه ساخته براي به بردگی گرفتن دختري كه تنها در پي نگاهي جذاب اسير شده است. كارولاين به دنبال نگاه ديمن قدم در راهي پرخطر نهاده كه به نظر مي رسد بازگشت آساني برايش وجود نخواهد داشت، ديمن به راحتي بر ذهن او مديريت مي کند. از كنترل ذهن كارولاين همين قدر بگويم كه تصميم همراهي با مادرش تنها در نگاهي از جانب ديمن تغيير يافته و ديمن را با خود به جشن مي برد.
    شهردار لاك وود به همراه همسر و فرزندش تايلر در رستوران جهت صرف شام گرد آمده اند. شهردار از تايلر راجع به آقاي تانر مربي تيم فوتبال و چگونگي وضعيت تيم در فصل آينده میپرسد. ويكي كه در همين رستوران مشغول به كار است براي دريافت سفارش بر سر ميز آمده، رفتار سرد تايلر و تلاش او براي پنهان نمودن رابطه اش با ويكي از نظرش مخفي نمي ماند. دختر جوان با ناراحتي آنها را ترك مي نمايد.
    باني و كارولاين وارد رستوران مي شوند. باني از همراهي كارولاين و ديمن در جشن راضي به نظر نمي رسد. حال كه پيشگويي اش در مورد آقاي تانر به حقيقت پيوسته،‌ به نظر او آن ها بايد جانب احتياط را نگه دارند. كارولاين پيشگويي باني را قبول ندارد و ديمن را منطقي و معقول مي داند. او دشمني ديمن و برادرش را كينه اي از يك رابطه نافرجام در گذشته بيان مي كند كه در جريان آن استيفن براي ديمن دردسرساز شده است، كارولاين ناخواسته رازي را بيان مي كند كه باني را شگفت زده کرده و از شنيدنش به فكر وا مي دارد. رابطه ديمن و كارولاين كاملا هدفمند و برنامه ريزي شده به نظر مي رسد. اينكه كارولاين از دوستان نزديك الينا به شمار مي رود مي تواند گام موثري در نزديكي ديمن به الينا باشد. اكنون ديمن با استفاده از رابطه اش با كارولاين و تيره ساختن شخصيت استيفن در اذهان اطرافيان الينا سعي بر كنار زدن رقيب خويش دارد. باني به اندازه كافي نظر سوء و منفي نسبت به استيفن داشت و اكنون سخنان كارولاين بيش از پيش او را بدبين مي نمايد.
    تايلر با رفتن پدر و مادر براي رفع كدورت به سمت ويكي آمده و از او دلجويي مي نمايد. ويكي به شدت از او دلگير بوده و معتقد است كه رفتار تايلر باعث حقارت او گرديده، اما اين عصبانيت را تنها دعوت به همراهي در جشن موسسان از ياد مي برد. جرمي كه در گوشه اي از رستوران متوجه صحبت آنها مي شود ويكي رابه خاطر رفتارش سرزنش مي نمايد.
    زك عموي سالواتوره ها از حضور دوباره ديمن در شهر راضي نيست. او کاملا ديمن را
    مي شناسد و خطري را كه از جانب او متوجه اهالي شهر مي شود را درك مي كند و به استيفن هشدار مي دهد. همانطور كه مي دانيم استيفن براي ادامه حيات خود از خون حيوانات تغذيه مي نمايد و درست برعكس او ديمن، خون انسان ها را بهترين تغذيه براي خويش مي داند. زك از استيفن مي خواهد كه چاره اي براي او بيانديشد و با او به مبارزه برخيزد اما استيفن اعتراف مي كند كه به دليل استفاده از خون انسان ها ديمن از او قوي تر و شكست ناپذير مي باشد. زك پيشنهادي ديگر براي اين مبارزه دارد. گياه شاه پسند. در مطالب قبل خوانديم كه گياه شاه پسند مي تواند از وسوسه در برابر خون آشام جلوگيري نموده و طلسم آن ها را باطل نمايد. هم چنين خاصيت ديگرش اين است كه يك خون آشام با ورود عصاره آن به بدنش ضعيف شده و قدرت خود را از دست مي دهد. استيفن كه آخرين باقي مانده گياه شاه پسندش را براي محافظت از الينا به او تقديم نموده بود نااميدانه به زك مي نگرد. همراه عمو به زيرزمين مي رود، ياس استيفن در اينجا به اميد مبدل مي شود. مقدار زيادي از آن گياه كه به گفته عمو چرخه اي است كه ميان اجداد آنها گردانده شده در زيرزمين نگهداري مي شود. در عمارت سالواتوره به طور مخفيانه اين گياه توسط زك، عموي آنها پرورش يافته و نگهداري مي شود. اتفاقاتي كه در گذشته شهر ميستيك فالز رخ داده است و گماني هرچند ضعيف مبني بر وجود خون آشام هاي ناشناخته ديگري در شهر باعث شده كه اهالي شهر كه اين گياه را در دست دارند سعي در كتمان آن داشته باشند. زك در اينجا به همين نكته اشاره مي نمايد و در ادامه نيز بيان مي کند وجود ديمن ترس افشاي گياه را بر دل او افكنده است.


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 842
حجم:  22.6 کیلو بایت


    جشن موسسان ميستيك فالز... جعبه ارزشمند خاطرات...


    الينا كه يادگاري هاي پدر و مادر را در يك جعبه براي نمايش در جشن آماده نموده است آن را به تايلر تحويل مي دهد. جعبه اي كه در آن اشيا تاريخي و قديمي و البته گرانقدر نگه داري مي شود. محتويات جعبه به جز يك ساعت بر ما پوشيده است. الينا كم كم خود را براي حضور در جشن آماده مي نمايد. باني نيز براي ديدن و همراهي اش به منزل آنها آمده و آنچنان غرق در صحبت هاي كارولاين است كه توجه الينا را به خود جلب مي نمايد و نهايتا با سماجت او مجبور به بازگويي شنيده هايش مي شود.
    به نظر مي رسد كه استيفن گذشته روشني از خود به جاي نگذاشته است. اما با كمي دقت مي توان دريافت كه رابطه ناگهاني ديمن و كارولاين، افشاي رازي از گذشته و بيان حقايقي در مورد برادرش آن هم به دختري همچون كارولاين كه ديمن تنها هدفش از رابطه با او نزديك شدن به اهداف شومش در مورد اليناست جز دروغ و يك مرحله از انتقام و نيت پليد او چيز ديگري نمي تواند باشد. انتقام تا آن جا كه ديمن براي ضربه به برادر،‌ او را در نظر معشوقه اش خيانت كار جلوه بدهد.
    استيفن تصميم خود را براي رهايي از برادر گرفته است. صحبت زك برايش مهم بوده و به همين دليل بايد مبارزه را آغاز نمايد. به دعوت الينا براي حضور در جشن آماده مي شود و با مشاهده تكاپوي ديمن متوجه تمايل او به شركت در جشن مي گردد. گرچه از حضور او خشنود نيست اما مي داند كه ديمن كاري را كه بخواهد انجام مي دهد. به ديمن نوشيدني تعارف مي نمايد اما ديمن تلاشش را نا موفق مي کند. او در اولين گام شكست خورد. استيفن گياه شاه پسند را در نوشيدني اش حل نموده بود،‌ اما ديمن به راحتي متوجه اين عمل او شد. ديمن بعد از عكس العمل الينا در مقابل تلاش براي وسوسه اش مي داند كه برادر به رويارويي با او پرداخته و سعي در شكست او دارد.
    الينا و باني آماده مي شوند كه صداي تلفن او را متوجه خود مي نمايد. خانم لاك وود در آنسوي خط است و از نبود ساعتي قديمي در ميان اشيا داخل جعبه سخن مي گويد. الينا بحث با جرمي را به ياد آورده و براي پس گرفتن ساعت گمشده به سراغ او مي رود. جرمي با عصبانيت ساعت را ناچيزترين شيئي تصور مي كند كه حق او از يادگاري پدر و مادر
    است. الينا كه وضعيت روحي برادر نگرانش مي كند از تصميمش پشيمان مي شود و ساعت را به او مي دهد.
    عمارت بزرگ شهردار ميستيك فالز مملو از جمعيت است. ساكنين سرشناس شهر در اين جشن حضور دارند. خانم و آقاي لاك وود به مهمانان خوش آمد مي گويند.
    استيفن قصد خروج از منزل و شركت در جشن را دارد كه زك مقابلش ظاهر مي گردد. ناكامي در گام نخست از تصميم براي نابودي ديمن او را نااميد نكرده و شيشه اي حاوي گياه
    شاهپسند را به او مي دهد.
    به محل برگزاري جشن باز مي گرديم. مهمانان آشنا كم كم وارد مي شوند. ويكي از فاصله نسبتا زيادي چشم انتظار تايلري است كه در كنار پدر و مادر ايستاده است. در سمت ديگر كارولاين دست در دست ديمون وارد مي شوند. نگاه كارولاين كه به اطراف مي چرخد متوجه مادرش مي شود با لباس فرم هميشگي اش، او كلانتر شهر ميستيك فالز است. كارولاين لحظه اي ديمن را تنها مي گذارد و به سمت مادر مي رود. گويي خود نيز مي پندارد كه رابطه ميان آنها نامعمول و نامعقول تر از اين است كه بتواند ديمن را به مادرش معرفي نمايد. جشن آغاز مي شود، جشني كه بيشتر به نمايشگاهي از آثار تاريخي و ظروف قديمي شباهت دارد. داخل عمارت اشيا قديمي با برچسب هايي حاوي مشخصات شي و قدمتشان به طور منظم چيده شده اند. جشن موسسان در شهر ميستيك فالز از زمان ساكنين اوليه و موسسان شهر آغاز شده و تا كنون ادامه داشته است. الينا كه در كنار استيفن مشغول تماشاي داخل عمارت است نگاه اندوهبار خود را به حلقه ازدواج پدر و مادر مي افكند. يادگاري هايي از دو تن از ساكنين شهر كه اكنون جهت بازديد عموم به نمايش گذاشته شده است.
    لوگان فل خبرنگار معروف شهر كه در جشن حضور دارد با ديدن جنا به سمتش مي رود. جنا در مقابل مرد خيانتكار و هوسران رفتار سردي از خود نشان مي دهد و او را از خود مي راند.

    تابلويي از گذشته تا كنون...


    دنياي اطراف ما با ساكنين بي شماري كه از ازل وجود داشته و تا ابد نيز خواهند داشت، ‌زاد و ولد نموده و مرگ را تجربه كرده اند همواره محل گذر و عبور بوده است. انسان هاي زيادي كه در گذشته به خواب ابدي فرو رفته و از آنها تنها مزاري باقي مانده است. برخي از اين انسان ها كه سرشناس و شناخته شده اند نظير دانشمندان همواره اسم و يادي جاودانه در خاطر همگان دارند. شهر ميستيك فالز نيز روزگاري ميزبان انسان هاي سرشناسي بوده كه تنها گورستان مكاني براي يادآوريشان نخواهد بود. تابلويي قديمي در عمارت شهردار اين شهر وجود دارد كه نام ساكنين قديمي و سرشناس روي آن خودنمايي مي كند. تابلويي پر از اسم،‌ پر از ياد و خاطره. عنوان تابلو اين چنين است:" موسس ميستيك فالز مقدم شما را به اولين جشن انجمن موسسان گرامي مي دارد". با مشاهده تابلو به قدمت جشني كه در پيش رويمان است پي مي بريم. جشني به درازاي عمر يك شهر. تابلوي پر رمز و راز ما ميزبان اسامي اولين مهمانان در اولين جشن است. همراه الينا اسامي را از نظر مي گذرانيم و به اسم هاي آشنايي مي رسيم: ديمن و استيفن سالواتوره! الينا نگاه متعجب خود را به استيفن مي دوزد. اسم ديمن و استيفن روي تابلويي با اين قدمت آن هم به عنوان اولين مهمانان چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ با رسيدن ديمن،‌استيفن از پاسخگويي به اين سوال نجات مي يابد. ديمن نام برادران سالواتوره اصلي را ثبت شده بر روي تابلو مي داند. برادران سالواتوره و اجداد آن ها! اجدادي كه داستاني بس غم انگيز را در گذشته داشته اند، داستاني كه بيان آن از نظر استيفن در اين شب سبب مكدر شدن خاطر الينا خواهد شد. با سماجت الينا در دانستن آن چه كه در گذشته خانواده سالواتوره رخ داده،‌ كارولاين با زيركي و به نظر بيشتر با نقشه قبلي دست استيفن را گرفته و به بهانه همكلامي با او ديمون را با الينا تنها مي گذارد. ديمن براي شروع صحبت عذرخواهي از الينا را به خاطر رفتار ناشايست او در جهت وسوسه اش لازم مي داند. اين رفتار مي تواند اعتماد طرف مقابل را براي درك و پذيرفتن حقايقي شايد تحريف شده از گذشته جلب نمايد. بهانه اي كه براي رفتارش در مقابل استيفن بيان مي كند سرآغاز شومي براي رسيدن به هدف نهايي اش است. توجيه رفتارهاي نادرست خويش براي مجازات استيفن. كينه و رقابت برادرانه كه طبق گفته اش يك نسل را شامل مي شود. كينه اي كه از گذشته در ميان برادران سالواتوره وجود داشته است. رقابت برادران اصلي بر سر عشق يك زن عاملي براي يك كينه كهنه و قديميست. عشق برادران سالواتوره به يك زن كه نهايتا با گرفتار شدن آن زن در يك آتش سوزي و حمله متفقين به يك كليسا منجر به كشته شدن هر دو برادر مي شود.




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 842
حجم:  22.6 کیلو بایت


    قلبي كه مي شكند... شمعي كه روشن مي شود...


    تايلر تنها فرزند شهردار، ميزبان اين جشن كه بطور واضحي رابطه خود را با يك دختر پيشخدمت از پدر و مادر پنهان مي سازد در گوشه اي محوطه بيروني عمارت با ويكي خلوت نموده است. ويكي با توجه به خانواده نابسامان خويش براي كسب محبت و جلب توجه به آغوش متكبر تايلر چنگ مي زند. تايلر پسري هوسران كه هدفي جز سوء استفاده از اين دختر ندارد در مقابل رفتار سرد و نامناسب خانم لاك وود با ويكي سكوت اختيار مي نمايد. ويكي دل شكسته از رفتار مغرورانه مادر و پسر جشن را ترك مي كند.
    در سوي ديگر جشن، جنا با قلبي كه از حيانت عشقی لوگان دردمند است، رفتار ها و چاپلوسي هاي او را غير قابل تحمل دانسته و با هر كلام او نيشتري از زهر خاطرات تلخ بر قلبش فرو مي رود.
    باني كه تا اين لحظه از داستان، تنهايي اش را جالب توجه مي دانيم در غيبت دوستان هميشگي اش كارولاين و الينا در گوشه اي خلوت نموده است. چشمان براق ساحره ما قدرت خاموش و روشن نمودن شمع را دارد. باني خود نيز نمي خواهد اين واقعيت را كه از نيروي سحر و جادور برخوردار است بپذيرد. طبيعت او زندگي عادي و خالي از هر چیز غير معمول را مي طلبد. گويي خود مي داند كه نيرويي نظير پيشگويي سبب ساز تنهايي هميشگي اوست. پيشگويي هميشه با پيش بيني اتفاقات تلخ وشيرين همراه است. باني در خود قدرت تحمل هضم آنچه كه براي عزيزانش پيشگويي مي كند را ندارد.
    ديمون با نفوذ كلام هميشگي خود بر ذهن الينا تاثير گذشاته و ذهن او را بيش از پيش درگیر گذشته ساخته است. پافشاري الينا در دانستن راز و رمز زندگي استيفن، استيفن را متوجه مبارزه مخفيانه برادر مي سازد. استيفن اعتراف مي كند كه ديمن از او كينه به دل دارد و هدفش جدايي ميان آنهاست. الينا اما تحت تاثير گفته هاي ديمن با ناراحتي او را ترك مي كند.
    ديمن در جست و جوي كارولاين او را يافته و با خود به طبقه دوم عمارت و سالني كه محل نگهداري اشيا قديمي بود مي برد. در مقابل حيرت كارولاين جعبه اي آشنا (همان جعبه يادگاري خانواده گيلبرت) را برداشته و كريستالي طلايي رنگ را از آن خارج و با خود
    مي برد.كارولاين اين رفتارش را دزدي خطاب مي كند و اورا سرزنش مي نمايد اما ديمن ادعا مي كند كه آن كريستال متعلق به اوست. رفتار حساب شده ديمن هدفش از شركت در جشن را آشكار مي كند. به راستي اين كريستال چه ارزش و رازي در دل خود دارد؟
    الينا با ظاهري مغموم و گرفته همراه كارولاين مشاهده مي شود. در پاسخ به كنجكاوي او در مورد ناراحتي اش متوجه زخمي در گردن و كتفش مي شود. حدس الينا با دستپاچگي كارولاين مبني بر آزارش از جانب ديمن به يقين تبديل مي شود. با مشاهده رفتار ديمن، متوجه رفتار غلط خويش و قضاوت ناعادلانه اش راجع به استيفن مي گردد و براي دلجويي و البته آرامش خاطر از آنچه بر او گذشته به آغوش امن استيفن پناه مي برد. استيفن كه از ندامت ناگهاني او متعجب شده توضيحاتش را مبني بر آزار و اذيت كارولاين مي شنود و به او اطمنيان مي دهد كه مشكل را حل مي کند.
    ويكي با دلي شكسته از غرور و رفتار سرد تايلر اكنون براي گدايي محبت به جرمي مهربان مراجعه مي كند. پشيماني در نگاهش موج مي زند و بر دل شكسته اش محبت جرمي مرهم مي گذارد.
    ديمن عصباني از آشكارشدن حقيقت نزد الينا، كارولاين را مقصر دانسته و با حالتي خصمانه او را بازخواست نموده و به او حمله مي نمايد. اما اين بار اتفاقي عجيب رخ مي دهد. ديمن روي زمين مي افتد. تير استيفن اين بار خطا نرفته و به جاي خوراندن گياه شاه پسند به ديمن، با حدس حمله احتمالي او به كارولاين آن را در نوشيدني کارولاین حل نموده است.
    ديمن بي رمق روي زمين افتاده، كارولاين ناتوان از روي زمين برخاسته و كريستال طلايي توجهش را جلب مي نمايد. دختر بي گناهي كه ديمن وحشيانه او را به بازي گرفته، سر بر آغوش الينا مي گذارد و كودكانه مي گريد.
    استيفن براي نجات انسان ها، ‌براي حفاظت از الينا چاره اي جز حبس برادر خونخوار و حيوان صفت خويش درزيرزميني مملو از شاهپسند ندارد.
    عمارت شهردار ميستيك فالز خالي از جمعيت مي شود. اكنون تنها خانم و آقاي لاك وود، مادر كارولاين كه كلانتر شهر است و لوگان فل در عمارت حضور دارند. صحبت بر سر ساعتيست كه الينا آن را به برادرش داده است و همراه جعبه براي نمايش حضور نداشته است. ساعتي كه اكنون متوجه علت پافشاري خانم لاك وود براي آوردنش به الينا مي شويم. اين افراد آن جعبه را نه براي يادگاري هايش بلكه براي آن ساعت مرموز، گرانبها مي دانند. رازي كه ساعت در خود دارد بر ما روشن نيست اما ارتباط آن با پنج جسد غرقه به خون، طبق گفته كلانتر، به ما كمك مي كند كه متوجه تلاش براي مبارزه ديگري در شهر ميستيك فالز عليه وامپايرها شويم. وامپاير ها كه گفته لوگان از خبر بازگشتشان به شهر آخرين تصوير پيش روي ماست.

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  b72db2139b90487d943c.png
مشاهده: 842
حجم:  22.6 کیلو بایت

    با تشکر از مهناز عزیز RASHNO بابت ویراستاری
    همچنین تشکر ویژه از سعید و سروش بابت طراحی بنر و تهیه لینکها


    این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.
    ویرایش توسط FFKIA : 08-13-2010 در ساعت 06:24 PM
    FFKIA, Skyfly و weird به این پست علاقمند بوده اند.

  5. 12 کاربر از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده اند .


  6. #3
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 33
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 658 در 176 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    ممنون نازنین خانم
    من خود سریال رو ندیدم . اما فکر میکنم که با خوندن این تحلیلها انگار کاملا نشستم و داستان رو نگاه کردم.
    دارم علاقمند میشم که برم سراغ دیدنش.
    ممنون از زحمتی که میکشید.

  7. #4
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 6,951
    سپاس ها : 10,305
    سپاس شده 15,921 در 4,042 پست
    یاد شده
    در 31 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    مهرداد عزيز هميشه به من لطف دارين !
    خوشحالم كه مورد پسندتون واقع شده !
    لازم مي دونم از فرخ عزيز هم تشكر كنم بابت تمام زحماتش ،‌واقعا خسته نباشي

  8. #5
    Dreams are Awesome
    AloneDreamer آواتار ها
    وضعیت : AloneDreamer آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    سن: 17
    نوشته ها : 1,814
    سپاس ها : 3,295
    سپاس شده 3,369 در 1,187 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 590 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    نازنین جـان ... خسته نباشید ... عذرخواهی میکنم بابت بنر ...
    ایشالله بتونم دفعات بعد جبران کنم ... با تشکر ...
    ...All and more | همه‌ی فیلم‌هایی که دیده‌ام

    حال همه‌ی ما خوب است؛ اما تو باور نکن!

  9. #6
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,064
    سپاس ها : 6,200
    سپاس شده 6,167 در 2,006 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    نازنین عزیز ممنون از تحلیلت و زحمتی که بابت آن کشیده ای. و اینکه باید به همه دوستان عزیز سفارش کنم که حتما این سریال رو ببینند چون مطمئنا از آن خوششان خواهد آمد.
    فقط یک نکته را باید گوشزد کنم و اون جعبه ای بود که دیمن اون الماس زرد رو ازش خارج کرد. اون جعبه، جعبه خانواده گیلبرت نبود نازنین جان. اگر دوباره به فیلم نگاه کنی متوجه میشی. اون یک جعبه چوبی قدیمی بود که احتمالا متعلق به خانواده سالواتوره بوده و دیمن از این الماس اطلاع داشته. البته اگه در فیلم غیر از این گفته باشن یک گاف بزرگه. چون جعبه ها یکی نبود.


    دوباره خواهيم روييد...




  10. #7
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 6,951
    سپاس ها : 10,305
    سپاس شده 15,921 در 4,042 پست
    یاد شده
    در 31 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    رشنوي عزيز ضمن تشكر دوباره از زحماتت ، من تا جايي كه يادم مياد اين همون جعبه بود يعني اينطوري عنوان شد ، ممنون از دقتت
    من باز هم چك مي كنم عزيزم ، محتوي اون جعبه چند تا شي قديمي بود !

  11. کاربر روبرو از پست مفید MiSS SAYTA سپاس کرده است .


  12. #8
    چيزي كه مرا نكشد قويترم ميسازد...
    RASHNO آواتار ها
    وضعیت : RASHNO آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : کرج
    نوشته ها : 3,064
    سپاس ها : 6,200
    سپاس شده 6,167 در 2,006 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 763 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    نقل قول نوشته اصلی توسط :SAYTA: نمایش پست ها
    رشنوي عزيز ضمن تشكر دوباره از زحماتت ، من تا جايي كه يادم مياد اين همون جعبه بود يعني اينطوري عنوان شد ، ممنون از دقتت
    من باز هم چك مي كنم عزيزم ، محتوي اون جعبه چند تا شي قديمي بود !
    پس اگه تو قسمتهای بعدی اینطوری عنوان شده سوتی دادن. چون اگه خوب توجه کنی این همون جعبه ای نیست که اول این قسمت الینا داره وسایل توشو برق میندازه.


    دوباره خواهيم روييد...




  13. #9
    كاربر !
    BLACK MASTER آواتار ها
    وضعیت : BLACK MASTER آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : اهل مشهدم ،‌روزگارم بد نيست
    سن: 21
    نوشته ها : 238
    سپاس ها : 472
    سپاس شده 499 در 212 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 25 تاپیک

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    اين جعبه اي كه ميگين ،‌رو روز همايش موسسان ديمن كش رفت ديگه ؟؟ يكي از لوازم خانوادگي گيلبرت بود كه اون كلانتر از الينا گرفت
    BLACK MASTER RETURN

  14. #10
    کــــاش گاهی زنـــدگی هــم كليــد [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشت...!
    MiSS SAYTA آواتار ها
    وضعیت : MiSS SAYTA آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : ı̴̴̡ ̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها : 6,951
    سپاس ها : 10,305
    سپاس شده 15,921 در 4,042 پست
    یاد شده
    در 31 پست
    تگ شده
    در 850 تاپیک

    جعبه مدال ها
        
     

    پاسخ : 2- تحلیل و بررسی سریال خاطرات خون آشام (Vampire Diaries) بخش دوم

    همون جعبه اي كه ديمن از توش كريستال رو برداشت !
    منظور اينه ، ولي امير حسين از قسمت هاي بعد چيزي نگي هاااااااا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: 04-06-2013, 07:37 PM
  2. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: 05-19-2011, 07:41 PM
  3. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 12-28-2010, 03:34 PM
  4. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-27-2010, 09:22 PM
  5. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 09-17-2010, 05:08 PM

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0