سلام مهمان گرامي؛

دوست عزیز ضمن عرض خیر مقدم، با توجه به این که شما به صورت مهمان به انجمن سینماسنتر وارد شده اید براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
مرجع تخصصی سئو سپهر صنعت سهند Navid Mirzaaghazadeh بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش هشتم)

CinemaCenter Navigation Bar & SlideShow

دوربین مداربسته , نظارت تصویری , حفاظت پیرامونی , اعلام و اطفاء حریق , شبکه و زیرساخت  طراحی دیتاسنتر , یو پی اس , برق بدون وقفه 

 هوشمند سازی ساختمان , دوربین مدار بسته , طراحی وب سایت , سئو سازی , کابل هلوکیبل , اعلام حریق , پیاده سازی دیتاسنتر

 

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش هشتم)

  1. #1
    "بهترين چيز نگاهيست كه از معجزه عشق تر است"
    M.Night آواتار ها
    وضعیت : M.Night آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2010
    محل سکونت : تهران
    سن: 36
    نوشته ها : 208
    سپاس ها : 1,370
    سپاس شده 661 در 177 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 18 تاپیک

    بررسى ۱۰۰ جنگ بزرگ تاریخ (بخش هشتم)

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  marcus_antonius.gif
مشاهده: 154
حجم:  35.6 کیلو بایت

    جنگ دوازدهم : نبرد هاى دوران سزار

    امپراتورى روم در دوران طلايى خود فرماندهان بزرگى به خود ديد اما شايد در بين آنها نتوان مردى به قدرت سياسى، فرماندهى و جنگاورى سزار پيداكرد. سزار طى سالهاى
    ۷۰ تا ۴۴ قبل ازميلاد در عرصه سياسى و نظامى روم ظاهرشد و توانست طى اين سالها امپراتورى روم را در شمال آفريقا و جنوب غرب اروپا تثبيت كند و در شمال سنگين ترين ضربات را به گلها بزند و حتى در انگلستان نيرو پياده كند.

    ۳ فرمانده بزرگ

    سزار يكى از
    ۳ فرمانده بزرگ روم در سالهاى ۶۰ تا ۴۴ بود. اين ۳مرد (سزار، پومپه و كراسوس) هيچكدام در بستر نمردند. كراسوس چنانچه ذكر شد درجنگ با ايران، پومپه توسط عوامل سزار (ظاهراً بدون موافقت او) درمصر و خود سزار توسط اشراف در سنا به قتل رسيد. اين ۳ مرد قبل ازاين اتفاقات در ۶۰ قبل ازميلاد تصميم گرفتند با يكديگر در راه توسعه روم بكوشند. اتحاد آنها سنا را از قدرت انداخت. كراسوس به سمت شرق (سوريه و بين النهرين) رفت، پومپه به سمت آسياى صغير و يونان و سزار به سمت سرزمينهاى ناشناخته شمال غرب اروپا.

    گل غربى

    روميها ازمدتى قبل همواره توسط اقوام شمال اروپا به ويژه گلها، بلژها و ژرمنها تهديد مى شدند و نبردهاى بزرگ لژيونهاى رومى طى قرنها نتوانسته بود مرز شمالى امپراتورى را به جلو ببرد و كماكان جنوب فرانسه امروزى و شمال ايتاليا حدفاصل نيروهاى جنگل نشين و روميها بود. سزار
    ۵۹ قبل از ميلاد تصميم به فتح كامل گل گرفت. هدف او از اين حركت جاه طلبى نيز بود. در ۵۸ قبل ازميلاد هنگامى كه سزار به سوئيس كنونى رسيد «هلوتها» را مجبوركرد او را در نبرد با ژرمنها همراهى كند. وى پس از عبور از آلپ، در نبردى كه در ساحل رود رن با اولين دسته از« ژرمنهاى سويزى» كرد، آنها را درهم شكست. سزار با عبور از رن (درجنوب شرق فرانسه) اين بار هدف خود را نابودى اقوام «بلژ» قرارداد. بلژهاى جنگجو نيز پس از چندماه نبرد، شكست خورده مطيع شدند. در ۵۶ قبل از ميلاد «ونتها» را نيز شكست داد و به اين ترتيب بخش اعظم منطقه گلها را به تصرف درآورد. سال ۵۵ قبل از ميلاد براى سزار سال خوبى نبود. وى دو نبرد سخت با ژرمنها، بريتانها داشت اما در هيچكدام نتيجه قطعى به دست نيامد.

    ورود به جزيره ناشناخته بريتانيا

    سزار به اين نتيجه رسيد كه پيروزى بر اقوام شمالى گل بدون درهم كوبيدن بريتونها كه در انگلستان امروزى سكنى داشتند، ممكن نيست. وى
    ۵۴ قبل از ميلاد طى اقدامى جسورانه با نيروى دريايى خود اقدام به پياده كردن نيرو در بريتانيا گرفت و پس از چند شكست آنها را مجبور به قبول مصالحه كرد. پس از اين پيروزى مجدداً در ۲ نبرد پياپى قواى ژرمنها و بلژها را درهم كوبيد. درطول اين سالها (۵ سال مداوم) نيروهاى رومى بشدت از جنگ خسته شده بودند و حتى بارها امكان نافرمانى آنها وجودداشت اما سزار با قدرت سخنورى خود، سربازان را دركنار خود نگاه داشت.

    دشمن بزرگ سزار

    هنگامى كه سزار موفقيت خود را در سرزمين گلها و ژرمنها خاتمه يافته مى پنداشت، ناگهان باخبر شد اقوام متعدد و پراكنده گل و ژرمن در زير بيرق مردى به نام ورسن ژتوريكس جمع شده اند و قصد آزادكردن كشور خود را دارند. ژتوريكس كه مردى بسيار دلاور در كسب پيروزى و سرسخت بود در
    ۵۲ قبل از ميلاد تمام اقوام گل را به شورش دعوت كرد و با يورشهاى متوالى لژيونهاى رومى را به زانو درآورد اما حريف او نيز كهنه سربازى به نام سزار بود. سزار به جاى ازدست دادن وقت ابتدا با تصرف چند شهر مهم منطقه آذوقه خود را جمع آورى كرد تا سربازانش گرسنه نمانند. بعد مستقيماً به پايتخت آرورن ها (جايى كه ژتوريكس) انتظار او را مى كشيد، هجوم آورد. مردان شمالى در نبرد سختى كه ۵۲ قبل از ميلاد در پاى قلعه «ژرگوى» (پايتخت گلها) روى داد، براى اولين بار نيروهاى رومى را كه مستقيماً زير فرمان سزار بودند، شكست دادند. سربازان حرفه اى رومى سرانجام نتوانستند مبارزان شمالى را شكست دهند، ناچار عقب نشينى كردند اما نبرد تعيين كننده در شهر آلزيا روى داد. سزار ترجيح داد، اين بار سردار گل را محاصره كرده و بعد وادار به تسليم كند.

    گلها از سراسر فرانسه امروزى و بلژيك به كمك ژتوريكس آمدند. بى رحمانه ترين نبردهاى سزار در اين زمان روى داد اما پايدارى لژيونرها دركنار قدرت تدبير جنگى سزار قواى جنگل نشينان را شكست داد. اكنون ماهها از محاصره آلزيا مى گذشت و ژتوريكس قهرمان راهى جز تسليم نداشت. گرسنگى مردم او را نابود كرده بود و جنگهاى
    ۶ ساله، بهترين مردان نژاد گل و ژرمن را از او گرفته بود. او در ۵۱ قبل از ميلاد تن به تسليم داد. خبر پيروزى بزرگ سزار همه را در سنا حيرت زده كرد و از همان زمان همه مشكوك شدند كه سزار به دنبال پادشاهى روم است. سنا در ۴۹ قبل از ميلاد به سزار دستور داد سربازانش را مرخص كرده و از شمال ايتاليا به روم بيايد. اما سزار اين دستور را عادلانه ندانست و در آن سال با قواى خود سراسر خاك ايتاليا را اشغال كرد چرا كه باخبرشد پومپه سردار بزرگ رومى به تحريك سنا قصد نابودى او را دارد. سزار كه از ناسپاسى روميها به خشم آمده بود، تصميم به حذف كليه سرداران رومى گرفت. وى در اسپانيا در نبردى سرنوشت ساز ۲ سردار پومپه را شكست داد و سپس با تسخير مارسى، ساردنى و سيسيل مخالفان خود را از اروپاى غربى بيرون كرد. وى در ۴۸ قبل از ميلاد موفق شد عملاً پومپه را از سرراه بردارد، چرا كه در شمال نيروهاى اين سردار رومى را كه ۳ برابر او بودند مغلوب كرد. پس ازاين پومپه ديگر روى خوش نديد تا آنكه سال بعد در مصر به قتل رسيد. اما نبرد هنوز پايان نيافته بود. طرفداران پومپه، (پيران پومپه، پدر زن پومپه، كاتون وپادشاه كشور نومديه) در ۴۷ قبل از ميلاد در آفريقا سپاهى عظيم جمع كردند اما سزار در جنگ بزرگ تاپسوس تمامى آنها را درهم شكست و در سال ۴۶ قبل از ميلاد در اوج قدرت بود. وى در همان سال قيام ديگرى را در اسپانيا درهم شكست و با ورود به رم به عنوان بزرگترين سردار تاريخ روم از وى پذيرايى شاهانه شد اما اشراف كه نسبت به محبوبيت او بيمناك شده بودند، وى را با ۲۳ ضربه كارد در سنا كشتند. مرگ او سبب يك دوره ديگر هرج و مرج در روم شد.

    نتيجه نبردهاى سزار

    نبردهاى سزار از بسيارى جهات اهميت داشت. سزار از معدود سرداران تاريخ بود كه تقريباً هيچ شكست تعيين كننده اى در عمر خود نخورد و حداقل در
    ۷ جنگ بزرگ شكست خردكننده اى به حريفهاى داخلى و خارجى خود وارد كرد. او تنها براثر جنون ناگهانى رقباى خود به قتل رسيد و اگر زنده مى ماند، مى توانست روم را به قدرتى بسيارخطرناكتر از آنچه كه بود، برساند. وى در هنگام مرگ ۵۶ سال داشت. حال آنكه در آن زمان وى ديگر نه فردى جاه طلب و مالدوست بلكه فردى سياستمدار و نظامى به صورت توأمان بود. بى شك اگر سزار زنده مى ماند دنياى متمدن آن زمان كه هنوز از دست روم خارج مانده بود مانند ارمنستان، ايران، دول شرق تركيه امروزى و حتى هند از او و لژيونهايش در امان نبودند. اولين هدف سزار انتقام گيرى از مردان پارتى بود كه در ۵۳ قبل از ميلاد كراسوس و لژيونهايش را دركاره قتل عام كرده بودند و براى اين كار دست اندركار تهيه سپاهى عظيم بود. ديگر اينكه سزار عملاً با فتح شمال غرب اروپا فرهنگ رومى را به اين مناطق سرايت داد و موجب شد اين مناطق به مرور از وضعيت قبيله اى و جنگل نشينى به حكومتهاى كوچك تحت فرمان روم تبديل شوند. وى با نبردهاى متعدد خود عملاً امپراتورى روم را مبدل به يك «كل يكپارچه» كرد. اگرچه دراين جنگها دهها هزار لژيونر و جنگل نشين جان خود را ازدست دادند، سزار عملاً با ۱۰ سال جنگ، در سرزمينى به وسعت بيش از ۶ ميليون كيلومتر مربع وضعيتى را به وجود آورد كه «صداى پاى لژيونها» برابر با انهدام، ويرانى و مرگ باشد.

    جنگ سيزدهم :
    مارک آنتوان و ايران؛ نبرد دوم ايران و روم


    مرگ سزار و جنگهاى داخلى روم در نهايت سبب به قدرت رسيدن مارك آنتوانت و اكتاويوس شد. اكتاويوس در اروپا قدرت را در دست گرفت و آنتوانت پس از ازدواج با كلوپاتراى معروف، مصر، شمال آفريقا و آسياى نزديك را در اختيار گرفت. روم در آن سالها در اوج قدرت بود و لژيونرهاى اين كشور، دنياى متمدن آن روزگار را كاملاً تحت سيطره داشتند اما در شرق آنها موفق به ورود به خاك ايران و بعد از آن دسترسى به ثروت هندوستان نشده بودند.

    انتقام كراسوس

    مارك آنتوانت و بسيارى از سرداران رومى نمى توانستند سرنوشت غم انگيز كراسوس را از ياد ببرند و فكر مى كردند بايد به هر قيمت شده انتقام خون او و
    ۲۰هزار لژيونر را از ايرانيان بگيرند. علاوه بر آنكه دولت پارت پس از قدرت گرفتن چندبار سعى در تصرف متصرفات روم در سوريه و آسياى صغير كرده بود و بين النهرين نيز اكنون به طور نسبى در تصرف ايران بود. بهانه جنگ در ابتدا بسيار جزئى و غيرقابل استناد بود اما بعداً آنتوانت (آنتونى) بى پرده ابراز تمايل به جنگ كرد و فرهاد چهارم پادشاه ايران نيز سعى كرد خودرا بى علاقه به جنگ نشان دهد اما در خفا به تجهيز نيروهاى خود در سمت راست ساحل فرات پرداخت. برداشت آنتوانت اين بود كه بايد با سپاهى بزرگتر از كراسوس به جنگ ايران برود و به همين دليل ۱۶لژيون بزرگ رومى (۶۰ تا ۷۰هزار نفر) را به همراه ۱۰هزار سوار و سى هزار نيروى ذخيره به سمت فرات برد. پادشاه ارمنستان نيز در اين برنامه ريزى مرگبار، سردار رومى را همراهى مى كرد و ۱۳هزار سوار وپياده براى او آماده ساخت. سپاه عظيم رومى در تابستان ۳۶قبل از ميلاد به فرات رسيد اما جبهه محكم ايرانيها او را وادار كرد تا قواى خود را تا ارمنستان عقب بكشد و در آنجا در كنار شاه ارمنستان ارتاوسدس نقشه ورود به ايران را طراحى كند؛ غافل از آنكه ايرانيان نيز در اين مدت قواى خود را به شمال ايران انتقال داده اند. سرپرسى سايكس در كتاب خود درباره لشكركشى آنتوانت مى گويد: «ارتاوسدس (شاه ارامنه) به او پيشنهاد كرد چون قشون پارت در فرات جمع هستند، بهتر است نقشه جنگ را تغيير داده از ارمنستان به آذربايجان حمله برده و پايتخت آنجا را به تصرف درآورد، چه حكمران آنجا از متفقين پارت است.» راهنمايى ارتاوسدس سبب شد آنتونى نيروهاى خود را به دوقسمت كرده و ماشين آلات جنگى و قلعه گيرى خود را با بخشى از نيروها بر جاى گذارده و به سرعت خود را به پراسپا پايتخت ماد كوچك (آذربايجان) برساند. اما وقتى به آنجا رسيد، مشاهده كرد ايرانيان آماده مقاومتند، پس در انتظار رسيدن برجهاى متحرك، منجنيق و ساير ادوات قله گيرى ماند.

    اولين ضربه مرگبار

    اشتباه بزرگ آنتوانت در بر جاى گذاشتن ماشين آلات جنگى با چندهزار سرباز براى او بسيار گران تمام شد چرا كه پارتيها صاعقه وار به سربازان رومى و استاتيانوس سردار آنها حمله برده و روميها را كه شمار آنان به هزار نفر مى رسيد، قتل عام و ماشين هاى او را تصاحب كردند. پادشاه ارمنستان در اين زمان اوضاع را نامناسب ديد و حدس زد آينده بدى در انتظار روميها است، بنابراين بى صدا با سپاه خود از روميها جدا شد وناگهان آنتوانت متوجه شد قرار است بلاى كراسوس سراو و سربازانش نازل شود.

    ضربه دوم

    در حالى كه مواد غذايى روميها رو به اتمام بود، پارتها جنگ و گريز را آغاز كردند. پاييز فرا رسيد و آنتوانت ترجيح داد محاصره پراسپا را ترك گويد، اما اين بار اين پارتها بودند كه او را راحت نگذاشتند. سپاه روم از طريق اروميه امروزى بناى عقب نشينى گذاشت و براى آنكه بلاى كراسوس بر سر آنها نيايد، عقب نشينى از مناطق كوهستانى را ادامه داد اما در حوالى تبريز اولين برخورد سنگين با سپاهيان پارتى به وقوع پيوست. آنتوانت فلاخن اندازان را كه از گلوله هاى سربى استفاده مى كردند، به عنوان تير آخر خود به ميدان آورد و سواران گل نيز از جانب ديگر به دفاع از لژيونها پرداختند و پارتها را به عقب راندند. اما پارتها
    ۱۹روز مداوم با شيوه جنگ و گريز روميها را كاملاً خسته كردند و در نبردى بزرگ در حوالى رود ارس ۸هزار رومى ديگر كشته شدند. هزيمت روميها به سمت غرب، فرهاد را بر آن داشت روميها را به حال خود رها كند اما «سرماوگرسنگى» اكنون به كمك پارتها آمده و باقيمانده سپاه او را نيز از پاى درآورد. هزاران رومى ديگر نيز تا رسيدن به مقر زمستانى روميها كشته شدند. گفته مى شود در اين نبردها بالغ بر ۲۰هزار رومى كشته شدند. اين نبردها در ۳۵قبل از ميلاد خاتمه يافت.

    نتيجه نبردهاى دوم ايران و روم

    ۱- آنتونى چندى بعد از شكست از اكتاويوس سردار ديگر رومى كشته مى شود اما بى شك شكستهاى او در ايران و ارمنستان در اين «افول قدرت» بى تأثير نبوده و ابهت اين سردار رومى پس از شكستهاى خرد كننده در شرق فرو ريخته است. شكست او در ۳۱قبل از ميلاد از اكتاويوس سبب خودكشى اووكلوپاترا مى شود.
    ۲- روم درمى يابد در شرق قادر نيست از «حدى» جلوتر برود چرا كه دولتى پرقدرت مانع دست اندازى «امپراتورى» به بين النهرين، پارس، پارت و ايلام است. اين شكست سبب شد اكتاويوس نيز كه اكنون به نام اگوستوس معروف شده و قدرتى در سطح سزار و سولا يافته بود مصالحه را با فرهاد به جنگ ترجيح دهد. اگوستوس در اين زمان قدرتى بسيار زياد داشت و به گفته مورخان تنها ارتش ثابت او ۲۵لژيون ۵هزار نفرى (۱۲۵هزار نفر) بود. سپاهيان روم در اين زمان كل اسپانيا، فرانسه، بخشى از آلمان، اتريش، سوئيس، كل ايتاليا، كل بالكان، يونان، غرب تركيه ، سوريه و شامات (اردن، لبنان، فلسطين)، شمال عربستان، مصر و شمال آفريقا را در اختيار داشتند و بى شك اگر دولت پارت نبود آنها به فكر بلعيدن خاك ايران، بين النهرين، ايلام، آتروپاتن (آذربايجان) و ارمنستان مى افتادند. شكست پياپى ۲سردار رومى به فاصله ۲۰سال (كراسوس ۵۳قبل از ميلاد و آنتوانت ۳۴قبل از ميلاد) اشتهاى روم را براى پيشروى به سوى شرق سرد كرد.
    ۳- روش رزمى پارتها (جنگ و گريز سواران)، روميها را به وحشت انداخت و آنها به اين فكر افتادند كه چگونه مى توان براى اين نوع مبارزه چاره انديشى كرد.

  2. 4 کاربر از پست مفید M.Night سپاس کرده اند .


  3. # ADS
     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده نموده اند: 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •